حوادث، وقایع، هجرت

اخطار محمد حنفیه به مختار

مختار پس از این واقعه، نامهای برای «محمد حنفیه» به مدینه فرستاد و گزارش کار خود را به محمد حنفیه نوشت، و از محمد حنفیه خواست تا او مستقیما وارد کار شود و از مختار پشتیبانی کند تا او بتواند نیروهای خود را به مدینه فرستاده و حجاز را متصرف شده و بر ابن زبیر پیروز گردد.
لکن از آنجایی که ماموریت «محمد حنفیه» از طرف امام سجاد علیهالسلام در تایید مختار، در حد همان انتقام کشیدن از خون شهدای کربلا بود پیشنهاد او را رد کرد و در ضمن جواب نامه نوشت: «مطیع خدا باش و بدان که اگر من میخواستم مردم به من گرایش سریع پیدا میکردند و یاورانی بسیار دورم را میگرفتند، اما من خود را از صحنه کنار کشیدم و صبر را پیشهی خود ساختم تا آنچه خدا حکم کند، که او بهترین حاکمان است.»
مردی از مریدان «محمد حنفیه» به نام «صالح بن مسعود» برای عرض ادب و ارادت به نزد وی آمد. «محمد حنفیه» نامه را به او سپرد و به طور شفاهی به او گفت: «از قول من به مختار بگو: از خدا بترس و از خونریزی بپرهیز.»
صالح گوید: به «محمد حنفیه» عرض کردم: قربان! مگر این مطلب را در نامه برای مختار ننوشتهاید؟»
محمد فرمود: من در این نامه او را به اطاعت خدا امر کردم و در اطاعت خداوند
[صفحه ۶۱]
همهی خیر و خوبیها جمع است و همهی بدیها دور.»
هنگامی که نامهی محمد حنفیه به مختار رسید، وی نامه را برای مردم نخواند و به طور اجمال به یاران خود گفت: «مرا به کاری دستور داده که مایهی خیر و برکت و مانع کفر و خیانت است.»
برگرفته از کتاب بر امام سجاد علیه السلام چه گذشت نوشته آقای محمد حسن موسوی کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *