سیره عملی و رفتاری

اخلاص حضرت سجاد در صدقه

اشاره
رکن اساسی و مهم «عمل» که در «پذیرش» و یا «رد» آن در درگاه الهی و تاثیر در «سعادت» انسان «نقش اول» را بازی میکند، عنصر «نیت» است. «نیت» همان «انگیزه» و عامل روانی موجود در روح و قلب «عامل» است که باعث میشود «عمل» از او سر زده و کیفیت آن تعیین گردد. در واقع قالب ظاهری عمل در حکم «پوسته» و «نیت» در حکم «روح» متعلق به آن است.
از دیدگاه صحیح اسلامی هم باید قالب عمل «صالح» بوده یعنی صلاحیت تقرب به وسیله آن به خداوند را واجد باشد و هم باید «نیت» متعلق به آن «صالح» بوده و خدا پسندانه باشد.
اگر «نیت» در موقع انجام عمل از همهی شوائب نفسانی و غیر الهی خالص باشد، و انگیزه فقط خداوند و تقرب به او باشد، اصطلاحا «اخلاص» در عمل تحقق یافته است و «اخلاص» برترین عامل پذیرش عمل در درگاه الهی و عامل وحید رشد سعادت معنوی انسان میباشد.
به اندازهای که در مجموعهی معارف اسلام به حفظ و مراعات «اخلاص» در عمل، امر و تاکید شده به چیز دیگری سفارش نشده است تا آنجا که در قرآن مجید آمده است «و ما امرو الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین». [۵۶۰].
یعنی: «امر نشدهاید مگر به اینکه خداوند را پرستش نمایند در حالی که فقط برای او دین را خالص گردانیدهاند.»
از این رو ما جز برای پرستش خالص ماموریت نداریم.
اولیاء الهی به علت معرفت منحصر به فردشان از ذا اقدس الله، بالاترین درجهی «اخلاص» را در تمام اعمال خود مراعات مینمایند و از این رو اعمال آن
[صفحه ۳۸۱]
ذوات اطهر همه در درگاه خداوند قبول بوده و برای جامعه اسلامی نیز «الگو» میباشد.
حضرت زین العابدین و سید الساجدین -(ع)- در انجام عمل صالح «انفاق» مراقبت شدیدی در زمینهی «اخلاص» آن داشتند به گونهای که جز رضای حضرت حق، هیچ عامل دیگری برای آن حضرت مطرح نبوده است.
امام سجاد -(ع)- اغلب انفاقها و صدقات خود و رسیدگی به محرومین و مستمندان جامعه را در «دل شب» انجام میدادند و از آن گذشته روی خود را میپوشاندند تا هیچ کس ایشان را نشناسد و حتی وقتی میشنیدند که کسی از ایشان بدگویی میکرده که چرا به او رسیدگی ندارند، کار خود را افشاء نمیکردند و به او نمیگفتند که من شبها برای تو آذوقه میآورم.
این امور و امثال آن از نقاط برجسته در کارنامه سراسر نورانی این امام همام است که بر تارک فضیلت انسانی تا همیشهی تاریخ میدرخشد و همگان را به اقتدا به خود دعوت میکند.
در این قسمت به روایاتی که گوشهای از «اخلاص» حضرت را در رسیدگی به مستمندان منعکس میکند و در واقع «صدقهی سر» را از طرف حضرت به نمایش میگذارد، یادآور میشویم:
۱- «محمد بن اسحاق» میگوید: در «مدینه» خانوارهای فراوانی بودند که رزق و روزی آنها و آنچه بدان نیاز داشتند به آنها میرسید و هیچ نمیدانستند که از کجا تامین میشوند. پس چونکه علی بن الحسین -(ع)- رحلت کردند، آن را از دست دادند. و لذا به ناگاه همگی با هم در غم فقدان حضرت فریاد کشیدند.» [۵۶۱].
۲- حضرت علی بن الحسین -(ع)- در شب تاریک از منزل خارج میشدند و خورجین و انبانی را که در آن سکههای درهم و دینار بود و بعضا در آن طعام و یا چوب و آذوقه میگذاشتند بر پشت حمل میکردند تا اینکه به درب خانه نیازمندان میرسیدند پس یکی یکی دربها را به صدا در آورده و هر کس خارج میشد به او کمک میکردند و عادت حضرت این بود که صورت خود را میپوشاندند تا هر گاه به فقیری کمک میکند او را نشناسد، پس چونکه حضرت
[صفحه ۳۸۲]
وفات کردند آنها این کمک رسانی را از دست دادند، و آنگاه فهمیدند که آن شخص حضرت علی بن الحسین -(ع)- بوده است. [۵۶۲].
۳- ابوحمزه ثمالی از امام باقر -(ع)- نقل میکند که حضرت فرمودند: «عادت حضرت علی بن الحسین -(ع)- این بود که در شبها انبانی از نان بر پشت خود حمل مینمود و آن را صدقه میداد.» [۵۶۳].
۴- در خبری آمده است که هر گاه شب همه جا را فرامیگرفت و چشمها آرام گرفته و به خواب میرفت، حضرت برمیخاست و آنچه از قوت خانوادهی خود باقی مانده بود جمع کرده آن را در خورجینی مینهاد، و آن را بر پشت خود افکنده و در حالی که صورت خود را پوشانده بود به سمت خانههای فقراء مدینه به راه میافتاد و همه آن را بین آنها تقسیم میکرد. در بسیاری از اوقات آنها کنار درب منزل خود به انتظار او ایستاده بودند و چونکه او را میدیدند به همدیگر مژده و بشارت آمدنش را میدادند و میگفتند: «صاحب خورجین آمد!!!» [۵۶۴].
۵- «ابنعائشه» میگوید از اهل مدینه شنیدم که میگفتند: «ما صدقهی در پنهانی را از دست ندادیم تا اینکه حضرت علی بن الحسین -(ع)- ارتحال فرمود.» [۵۶۵].
داستانی جالب از مراعات اخلاص در انفاق توسط حضرت سجاد و فراست آن بزرگوار
در زمینه مراعات «اخلاص» توسط حضرت سجاد -(ع)- برای «انفاق» به مستمندان، داستان بسیار جالبی که حاکی از فراست و زرنگی خاص حضرت در مراعات این عنصر ارزشمند است، در تاریخ نقل شده است که جدا قابل توجه میباشد:
«زهری» میگوید: «در شبی بسیار سرد که باران میآمد حضرت علی بن الحسین -(ع)- را دیدم در حالی که بر پشت حضرت آرد بود و ایشان راه میرفتند. عرض کردم: یابن رسول الله این چیست؟ فرمود: «سفری را قصد دارم و
[صفحه ۳۸۳]
برای آن زاد و توشهای آماده کردهام، از این رو آن را به موضع حریز (یکی از محلههای مدینه) میبرم.»
من گفتم: «این غلام من است او آن را به جای شما حمل میکند.» ولی حضرت امتناع فرمودند.
عرض کردم: «خودم آن را برایتان میبرم چرا که من در حمل آن از شما رفیعتر بوده و بهتر میتوانم آن را حمل کنم.»
حضرت علی بن الحسین -(ع)- فرمود: «و لکن من خودم را از آنچه در سفرم مایه نجات من است، محروم نمیکنم، چیزی که ورود من را به آنچه اراده کردهام زیبا میسازد. تو را به حق خداوند سوگند داده و از تو درخواست میکنم که به دنبال کار و حاجت خود رفته و مرا ترک نمایی.»
من نیز از آن حضرت منصرف شده و او را رها کردم. چونکه چند روز گذشت به خدمتش رسیدم و عرض کردم: «یابن رسول الله من از آن سفری که فرمودی اثری نمیبینم!!» فرمود: «بلی!! ای زهری، آنچنانکه تو گمان کردهای نیست، آن سفر همان «مرگ» است و من برای آن آماده میشوم. هر آینه آماده شدن برای «مرگ» دوری از گناه و بذل خیر توسط شخص سخاوتمند است.» [۵۶۶] (بذل سخاوت در راه خیر).
از این داستان شریف علاوه بر اینکه «اخلاص» حضرت در انجام «انفاق» استفاده میشود، فراست و زرنگی آن بزرگوار در مخفی کردن کار خود نیز به دست میآید و در ضمن بینش آن امام همام در زمینه کارکرد «انفاق» در زمینه سفر آخرت هم معلوم میگردد.
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *