امامت و رهبری، حاکمان زمان

ارتباط سیاسی حضرت سجاد با زمامداران

یکی از محورهای بسیار مهم در شناخت عملکرد سیاسی حضرت سجاد -(ع)- در طول دوران امامت آن حضرت، بررسی ارتباطات آن بزرگوار با زمامداران جبار و سفاک اموی و مروانی است که یکی پس از دیگری در خلال این ۳۵ سال به کرسی حکومت جامعه اسلامی سوار شده و پس از گذشت مدتی جای خود را به دیگری دادند.
آنان غرق خوشگذرانی و عیاشی از یک سو ظلم و جنایت و سرکوب مخالفین از سوی دیگر بودند و حضرت زین العابدین -(ع)- با برنامههای الهی خود که از پیچیده ترین نقشهها و ساز و کارهای سیاسی ممکن، محسوب میشد، مسیر هدایت جامعه به اهداف اسلامی را در جوانب مختلف پیموده و اهداف خود را در «کوتاه مدت» و «بلند مدت» محقق میساختند.
در عین حال در ارتباط با حاکمان اموی و مروانی آنچنان از موضع «عزت» و «حکمت» برخورد مینمودند که با «دفع خطر شوم آنان از خود»، و «معرفی جایگاه امامت به آنها و به جامعه اسلامی»، از زبان آنان به نفع خود و جریان حق، «اقرار» گرفته و آنها را به «خضوع» در مقابل «کمالات» و «فضائل بیپایان» خود وادار مینمودند. حضرت در عصر امامت خویش با پنج نفر از طغات «بنی امیه» و «مروانیان» معاصر بوده است، که عبارتند از: ۱- یزید بن معاویه، ۲- معاویه بن یزید، ۳- مروان بن حکم، ۴- عبدالملک بن مروان، ۵- ولید بن عبدالملک.
در عصر «ولید» ابتدا «هشام بن اسماعیل» والی «مدینه» بود که ستمکاری
[صفحه ۴۹۴]
پلید بود و به حضرت زین العابدین -(ع)- بیش از همه آزار و اذیت میرسانید اما حضرت بزرگترین افتخار و کرامت را در تاریخ در برخورد با او به هنگام عزلش، به ثبت رسانیدند. و بعد از پنج ماه «عمر بن عبدالعزیز» والی «مدینه» شد که تا پایان عمر حضرت، او والی «مدینه» بود.
در این قسمت برای آشنایی با مناسبات سیاسی و اجتماعی حضرت زین العابدین -(ع)- با زمامداران، باید بخصوص روابط حضرت را با «عبدالملک بن مروان» که طولانیترین مدت زمامداری یعنی ۲۱ سال را در مدت «امامت» حضرت به خود اختصاص داده، بررسی کنیم.
برخورد حضرت با «هشام بن عبدالملک» نیز قابل توجه است که در عصر پدر به «حج» آمده و با شوکت و عظمت حضرت در هنگام استلام «حجر» مواجه میگردد و وقتی از صاحب این شوکت و عظمت میپرسند، اظهار نادانی کرده و در این موقع «فرزدق» به انشاء قصیدهی بلند میمیه خود میپردازد، مشروح این جریان تحت عنوان: فرزدق، شاعر برجستهی عرب، و توصیف حضرت سجاد -(ع)- بحث و بررسی گردیده است.
در زمینه ارتباط و برخوردهای حضرت با «یزید بن معاویه» نیز به صورت مشروح در بررسی حوادث «مقطع پس از شهادت حضرت تا ورود به مدینه» آنچه در این زمینه در تاریخ آمده، بیان گردیده است.
اما «معاویه بن یزید» پسر «یزید»، بعد از مرگ پدر به جای او نشسته و پس از اندکی خود را از خلافت عزل کرد و بعد از او «مروان بن حکم» به حکومت رسید فرد پلیدی که به خاطر اسائه ادب به پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلم – از جانب حضرت تبعید شده بود ولی «عثمان»، در عصر خلافت خود فرمان پیامبر را شکسته و او را به «مدینه» برگرداند و جزء مشاوران و مسئولین حکومتی قرار داد و سپس در زمان خلافت امیرالمومنین -(ع)-، در جنگ «جمل»، مقابل حضرت ایستاد و جنگید، و در عصر «معاویه» والی «مدینه» شد و زمانی که حضرت سیدالشهداء -(ع)- در مجلس «ولید بن عتبه» که در آن زمان والی «مدینه» بود برای بیعت با «یزید» تحت فشار قرار گرفتند، او حضور داشته و پیشنهاد قتل سریع حضرت را داد.
آری پس از «معاویه بن یزید»، این شخصیت پلید با تحرکات خویش کرسی
[صفحه ۴۹۵]
بلا صاحب خلافت «بنی امیه» را به چنگ آورد و گرچه بیش از دو ماه حکومت نکرد ولی در همین مدت سختترین فشارها را بر شیعیان امیرالمومنین -(ع)- وارد کرده و در عصر او به صورت علنی بر بالای منابر به مولی علی -(ع)- لعن میکردند.
اما پس از حکومت اندک او فرزندش «عبدالملک بن مروان» در سال ۶۵ هجری به جای پدر نشست و به مدت ۲۱ سال، تا سال ۸۶ هجری، کرسی خلافت را غاصبانه در اختیار داشت.
در خلال این مدت مسائل مختلفی در مناسبات حضرت سجاد -(ع)- با این خلیفه اموی اتفاق افتاد که نیاز به بحث و بررسی دارد. این مسائل تحت عنوان «روابط و برخوردهای حضرت سجاد -(ع)- با عبدالملک بن مروان» بررسی میگردد.
اما ارتباط حضرت با «ولید بن عبدالملک»؛ در تاریخ سند خاصی در این زمینه گزارش نشده، جز اینکه مسمومیت حضرت به دست پلید او میباشد که در قسمت وفات حضرت تحت عنوان «قاتل حضرت سجاد -(ع)-» بررسی میگردد.
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *