از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار کاروان اسرا – ببینمت اثر استاد لطیفیان

عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
بالای دست مردم دنیا ببینمت

بعد از گذشت چند شب از روز رفتنت
راضی نمیشود دلم حالا ببینمت

اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسین
وقتی نمی شناسمت آیا ببینمت؟

امروز که شلوغی مردم امان نداد
کاری کن ای عزیز که فردا ببینمت

شب ها چه دیر می گذرد ای حسین من
ای کاش زود صبح شود تا ببینمت

حالا هلال تو سر نیزه طلوع کرد
تا ما “رایت، الا جمیلا” ببینمت

گفتی سر تو را ته خورجین گذاشتند
چه خوب شد نبوده ام آنجا ببینمت

تو سنگ میخوری و سرت پرت می شود
انصاف نیست بین گذرها ببینمت

فعلا مپرس طرز ورود مرا به شهر
بگذار گوشه ای تک و تنها ببینمت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *