اصحاب و شاگردان

اصحاب امام سجاد سعید بن جبیر

یعبد بن جبیر از جمله عاملان شیعی است به جرم پیروی از مکتب معرفتی اهل بیت و بیزاری از خلفای جور به دست حجاج به شهادت رسید. (۴۰۰)
در روایتی از امام صادق – علیه السلام – شخصیت و سرگذشت سعی بن جبیر چنین یاد شده است:
سعید بن جبیر از پیروان دیر پای علی بن الحسین – علیه السلام – و مورد تمجید آن حضرت بود. شهادت او به دست حجاج، سببی جز پایبندی او به ولایت و امامت علی بن الحسین – علیه السلام –
نداشت. او در طریق حق ره می پیمودند. چنین نقل شده است که وقتی حجاج با سعید بن جبیر روبرو شد، برای اهانت به شخصیت سعید نام او را با تعبیری زشت یاد کرد و گفت: آیا تو همان شقی بن کسیر بدبخت فرزند انسان در هم شکسته هستی؟
سعید که نا واقعتش در بردارنده معنای سعادت و نیکبختی وکامروای بود به حجاج گفت: مادرم که مرا زاده بهتر مرا می شناخته که نام نیکبخت سعید را بر من نهاده است. حجاج گفت: نظرت ابوبکر و عمر چیست؟ آیا بهشتیند یا جهنمی؟
سعید که می توانست حجاج با این پرسش می خواهد بهانه ای برای کشتن او پیدا کند، سعی کرد تا چنین بهانه ای به دست او ندهد، از این رو پاسخ داد: اگر وارد بهشت شده و مردانش را یکایک وارسی کرده بودم و اگر وارد جهنم گشته و ساکنانش را شناسایی کرده بودم، می توانستم پاسخ تو را بدهم!
حجاج: پس بگو سخنت درباره خلفا چیست؟
سعید: من وکیل ایشان و ماءمور بررسی کارهای آنان نبوده ام!
حجاج می خواهم بدانم کدام یک از آنان در نظر تو محبوبترند
سعید: آگاهی به این مطلب در اختیار خداست، زیرا او به نهان و آشکار خلق آگاهی دارد!
حجاج: ظاهرا بنا نداری مرا تصدیق کنی و پاسخم را به درستی بدهی؟!
حجاج: ظاهرا بنانداری مرا تصدیق کنی و پاسخم را به درستی بدهی!
سعید: نه آنچه من درصدد آنم، این است که فعلا در مقام ضدیت با تو پاسخ ندهم؟! (۴۰۱) ابن حریر طبری، علت کشته شدن سعید بن جبیر را چیز دیگری می داند
و می نویسد:
وی همراه یاران عبدالرحمان بن اشعث برضد حجاج قیام کرده بود و به این جرم کشته شد (۴۰۲)
این نکته تاریخی منافاتی با بیان امام صادق (ع) ندارم زیرا به هر حال کسانی چون سعید بن حبیر، با عداوت عمیقی که نسبت به دستگاه اموی و فردی چون سعید بن حبیر، با عداوت عمیقی که نسبت به دستگاه اموی و فردی چون برای اضمحلال حجاج و خلافت امویان استفاده کنند.
مسعودی در ماجرای شهادت سعید بن جبیر مطالبی را ثبت کرده است که به روایت امام صادق – علیه السلام – نزدیکتر است. او می نویسد:
… حجاج به سعید بن جبیر گفت: درباره خلفا چه می گویی؟
سعید گفت: مرا به کار آنها نگماشته اند.
حجاج: می خواهی تو را چگونه بکشم؟
سعید: هر طور خودت می خواهی بکش، زیرا هر شکلی را انتخاب کنی، من در آخرت همان گونه از تو انتقام خواهم گرفت.
حجاج دستور داد تا سعید را بیرون برند و بکشند وقتی که سعید را بیرون میبردند خنده ای کرد! حجاج از سعید درباره خنده اش توضیح خواست.
سعید گفت: به جراءت احمقانه تو و حلم و بردباری خدا می خندم.
سعید را با چهره بر زمین افکندند تا سرش را جدا کنند. در این فاصله سعید به یگانگی خدا و حقانیت پیامبر و کفر حجاج شهادت داد و گفت: خدایا پس از من حجاج را بر هیچ کس مسلط مکن و به او فرصت مده تا پس از من کسی را بکشد. حجاج پس از شهادت سعید بن جبیر بیش از پانزده روز زنده نبود و
به بیماری آکله خوره مبتلا گردید و مرد.
پس ازکشته شدن سعید، حجاج تحت فشارهای روانی قرار داشت و همواره می گفت: سعید بن جبیر با من چکار دارد که هر وقت می خواهم بخابم گلوی مرا می گیرد! (۴۰۳)
شهادت سعید به دست حجاج در سال ۹۴ هجری رخ داد ۳۹
برگرفته از کتاب امام سجاد جمال نیایشگران نوشته آقای احمد ترابی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *