سیره عملی و رفتاری

افطاری سحری و شام حضرت سجاد

در خلال روایت مفصلی که یکی از کرامتهای بزرگ حضرت سجاد -(ع)- در زمینه قضاء دین یکی از شیعیان را بیان میکند، چنین آمده است که: «حضرت به کنیز خود دستور دادند: یا فلانه (اسم کنیز را آوردند) سحری و افطاری مرا بیاور. او هم دو قرص نان آورد. حضرت آن را به یکی از شیعیان خود که مقروض بود دادند و او آنها را به بازار برده و با یک ماهی و کمی نمک تعویض کرد و بعد صاحبان ماهی و نمک آن دو قرص نان را نزد او آوردند و گفتند ای بنده خدا تلاش کردیم خودمان یا یکی از خانوادهمان این نان را بخوریم ولی دندانمان در آن کارگر نیفتاد!! و لذا اینها را برای تو بر گردانیدیم و بعد هم فرستادهی حضرت آمد و همان دو قرص نان را برای حضرت باز پس گرفت ولی به برکت آن، وضع آن شیعه بکلی دگرگون شد و همه قرض خود را داد.» [۳۸۴].
از این روایت به دست میآید، حضرت زین العابدین برای سحری و افطاری خود از دو قرص نان این چنینی استفاده میکردهاند.
(مشروح این داستان تحت عنوان «کرامتی بزرگ در قضاء دین یکی از شیعیان» بیان گردیده است.)
در روایتی دیگر که سیره حضرت در انفاق در روزهایی که روزه بودند را بیان میکند؛ آمده است: بعد از اینکه حضرت تمام غذای طبخ شده را بین مردم تقسیم میکرد و همهی دیگها تمام میشد، آنگاه مقداری نان و خرما برای ایشان میآوردند و «شام» حضرت همان بود. [۳۸۵].
[صفحه ۲۲۷]
بعضی از میوهها و غذاهای مورد علاقه حضرت سجاد
حضرت زین العابدین -(ع)- به «انگور» علاقه داشتند و از آن خوششان میآمد. در عین حال بر اساس آیه «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» [۳۸۶] که وصول به «بر» و «نیکی» را در گرو انفاق از چیزی که انسان آن را دوست میدارد دانسته، حضرت همین میوهی مورد علاقه خود را «انفاق» مینمودند.
امام صادق -(ع)- فرمودند: «حضرت علی بن الحسین -(ع)- از انگور خوششان میآمد. روزی مقداری انگور مرغوب و زیبا به «مدینه» آورده شد و امولد حضرت (کنیز ایشان) مقداری از آن را خریده و به هنگام افطارشان نزد ایشان آورد و حضرت از آن تعجب نموده خشنود شدند. و قبل از اینکه دستشان را به سمت آن دراز کنند سائلی به در خانه مراجعه نمود.
حضرت به آن کنیز فرمودند: «این انگور را برای او ببر.» کنیز گفت: «ای مولای من بعضی از این انگور او را کفایت میکند.» حضرت فرمود: «نه، به خدا قسم!! همهاش را برای او بفرست!!»
چون فردا شد باز آن کنیز مقداری از همان انگور خرید و آورد و باز سائلی آمد و مثل آنچه دیروز انجام شد، حضرت دستور داد و آن کنیز هم انگور را برای او فرستاد.
باز کنیز انگوری خرید و در شب سوم آن را برای حضرت آورد ولی دیگر سائلی نیامد. حضرت فرمود: «چیزی از آن از ما فوت نگردید و الحمد لله». [۳۸۷].
نظیر این روایت، روایت دیگری است که «هشام بن سالم» میگوید:، «علی بن الحسین -(ع)- از «انگور» خوششان میآمد. روزی حضرت روزهدار بودند چون موقع «افطار» شد، اول چیزی که برای حضرت آوردند، انگور بود. کنیز حضرت آن را در ظرفی نهاده و مقابل حضرت گذاشت. در این هنگام سائلی آمد و حضرت آن را به او دادند. آن کنیز با دسیسه و حیلهای آن انگور را از سائل خرید و آورد در مقابل حضرت گذاشت که در این حال سائل دیگری آمد. حضرت آن انگور را به او عطا فرمودند و آن کنیز همان کار را تکرار کرد تا اینکه سه بار چنین شد و در دفعه چهارم حضرت آن انگور را تناول فرمود.» [۳۸۸].
[صفحه ۲۲۸]
همچنین از «عبدالله دامغانی» روایت شده است که حضرت علی بن الحسین -(ع)- همیشه «شکر» و «بادام» صدقه میدادند. وقتی از علت آن سوال شد، این آیه را تلاوت کردند که «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» [۳۸۹] یعنی: «هرگز به «بر» و «نیکی» مطلق نمیرسید تا اینکه از آنچه دوست میدارید در راه خدا انفاق کنید.» آری حضرت این دو را دوست میداشتند.
از مجموع این روایات به دست میآید، حضرت سجاد -(ع)- از «انگور» و «بادام» و «شکر» خوششان میآمد ولی همه آنها را در راه خدا انفاق میکردند.
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *