اخلاق و فضائل

امام سجاد دارای اسرار و علوم ویژه

یکی از شعبههای علوم جامع ائمهی هدی (ع)، بهرهمندی آنان از اسرار و علوم ویژهای است که آن را نزد خود نگهداری نموده و جز به کسانی که ظرفیت تحمل آن را داشته و آنان بسیار اندک بودهاند، از دیگران مکتوم نگه میداشتهاند.
«ابوبصیر» میگوید بر امام صادق حضرت ابیعبدالله -(ع)- وارد شدم و عرض کردم فدای شما شوم از شما سوالی دارم. آیا اینجا کسی است که کلام مرا بشنود؟ حضرت پردهای که بین ایشان و اتاق دیگری بود بالا زده و بر آنجا نگریسته و مطلع شدند و بعد فرمودند: «ای ابامحمد (کنیه ابوبصیر) آنچه میخواهی بپرس!!»
عرض کردم: «فدایت شوم، شیعیان تو میگویند رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – به علی -(ع)-، باب علمی را آموخت که از آن هزار باب باز میشود؟»
فرمود: «ای ابامحمد، رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – به علی -(ع)- «هزار» باب علم آموخت که از هر یک «هزار» باب مفتوح میگردد.» گفتم: «قسم به خدا این «علم» است.»
حضرت مدتی روی زمین را خراش داد و بعد فرمود: «آری این علم است و این آن نیست.» بعد فرمود: «یا ابامحمد نزد ما «جامعه» است و آنان چه میدانند «جامعه» چیست؟»
عرض کردم: «فدایت شوم «جامعه» چیست؟»
فرمود: «صحیفهای است که طول آن هفتاد ذراع از ذراع رسول الله است و این املاء حضرت است که از میان دو لب مبارکشان خارج شده و حضرت علی -(ع)- با دست راست آن را مینوشتند. در آن تمام «حلال» و «حرام» و تمام آنچه که مردم به آن نیاز دارند وجود دارد حتی «دیه» خراشی که در بدن کسی وارد میشود (حتی الارش فی الخدش) بعد حضرت با دستش به من زده و فرمود: «آیا اجازه میدهی با دستم بدن تو را کمی فشار دهم تا درد آن را احساس کنی؟»
[صفحه ۲۴۱]
عرض کردم: «فدایت شوم هر آینه من برای شما هستم. هر کاری که میخواهی بکن.»
حضرت با دستش مختصری مرا فشرد، یعنی مرا فقط لمس کرد و فرمود حتی «دیه» این نیز در آن وجود دارد.» (و این را در حالی که کان غضبناک بود فرمود)
عرض کردم: «این قسم به خدا، «علم» است.»
فرمود: «این علم است ولی آن نیست.»
بعد مدتی ساکت شد و سپس فرمود: «هر آینه نزد ما «جفر» است و آنها چه میدانند «جفر» چیست؟»
عرض کردم: «جفر» چیست؟
فرمود: ظرفی از چرم که در آن علم پیامبران و اوصیاء موجود است و علم علمائی که از «بنی اسرائیل» بودهاند.»
عرض کردم: «این هر آینه علم است.» و حضرت فرمود: «آری این علم است ولی آن نیست.»
باز مدتی ساکت شد و بعد فرمود: «هر آینه نزد ما «مصحف فاطمه» علیهاالسلام است و آنها چه میدانند «مصحف فاطمه» علیهاالسلام چیست؟»
عرض کردم: «مصحف فاطمه» علیهاالسلام چیست؟»
فرمود: «مصحفی که در آن مثل قرآن شما است به اندازهی سه بار (یعنی سه برابر قرآن است) ولی قسم به خدا یک حرف از قرآن شما در آن نیست.»
عرض کردم: «قسم به خداوند که این علم است.»
فرمود: «آری این علم است ولی آن نیست.» (یعنی علم خاص که اشرف علوم ماست نیست).
باز هم برای مدتی ساکت ماند و سپس فرمود: «نزد ما علم «ما کان» (آنچه که بوده) و علم «ما هو کائن» (آنچه که لباس هستی خواهد پوشید) تا روز قیامت موجود است.»
عرض کردم: «فدایت شوم، سوگند به خدا این علم است.»
فرمود: «آری این علم است ولی آن علم خاص نیست.»
عرض کردم: «فدایت شوم، پس آن علم ویژه کدام است؟»
فرمود: «آن در شب و روز حادث میشود، امری بعد از امر، و شیئی بعد از شیئی تا روز قیامت.» (ما یحدث باللیل و النهار، الامر بعد الامر، والشیء بعد الشیء الی
[صفحه ۲۴۲]
یوم القیامه) [۴۰۶].
حال باید توجه داشت این علوم همه و همه نزد حضرت سجاد -(ع)- نیز موجود بوده است.
چه اینکه خود در خلال اشعاری که به ایشان نسبت داده شده است به بهره مندی خود از این علوم اخبار فرمودهاند:
انی لاکتم من علمی جواهره
کی لا یری الحق ذو جهل فیفتننا
و قد تقدم فی هذا ابوحسن
الی الحسین و وصی قبله حسنا
قرب جوهر علم لو ابوح به
لقیل لی انت ممن یعبد الوثنا
و لاستحل رجال مسلمون دمی
یرون اقبح ما یاتونه حسنا [۴۰۷].
– من از دانش خود گوهرهای آن را پنهان و کتمان میکنم تا آدم جاهلی که «حق» را نمیتواند ببیند ما را به مشکل نیندازد و به آزار و ایذاء ما مشغول نشود.
– حضرت ابوالحسن علی بن ابیطالب در بهرهمندی از این علوم پیشتاز بوده و بعد، آن حضرت این دانش را به امام حسن و امام حسین به عنوان وصیت به ودیعه نهاده است.
– پس چه بسا گوهر علمی که اگر آن را فاش سازم، مرا متهم به بت پرستی خواهند کرد.
– و مردان مسلمانی ریختن خونم را مباح خواهند شمرده و این زشتترین کار خود را نیکو خواهند پنداشت.
باید توجه داشت ممکن است علم مورد نظر حضرت از سنخ «علم توحید» در مراتب اعلای آن باشد.
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *