سیره عملی و رفتاری

امام سجاد علیه السلام – تربیت و آزاد سازی بندگان

اسلام منادی برادری و برابری بین افراد جامعه اسلامی بوده است و تفاوت و برتری را تنها با معیار تقوا محک زده و اختلاف قبیلهای
و نژادی، که در جاهلیت ارزش فراوان داشت، از نظر اسلام کاملا مردود و بیارزش شمرده شده است. حسن ابراهیم حسن، بعد از
ای» : تصریح بر این مطلب مینویسد: پیامبر در خطبه معروف خود، که در آخرین سفر حج در عرفات ایراد کردند، چنین فرمودند
گروه مردم! مؤمنان برادرانند، خدای شما یکی و پدرتان یکی است. همهی شما زادهی آدمید و آدم از خاک است. گرامیترین
صفحه ۹۹ از ۱۲۶
شما نزد خدا کسی است که پرهیزکارتر است. عرب بر غیر عرب جز به وسیلهی پرهیزکاری امتیاز ندارد [ ۵۱۹ ]. وی در جای دیگر
مینویسد: گروهی از ایرانیان به سبب سادگی و مساواتی که برای همه مقرر شده بود، زود به اسلام گرویدند. صنعتگران، پیشهوران
و طبقات متوسط و کشاورزان، که پیش از آن در فشار طبقهی اشراف بودند، با رغبت پیرو [صفحه ۲۰۵ ] اسلام شدند؛ زیرا در
سایهی اسلام از آزادی و مساوات برخوردار میشدند [ ۵۲۰ ]. اما با روی کار آمدن امویان، این تعالیم حیات بخش و افتخار آفرین
به فراموشی سپرده شد و اختلافات و برتری جوییهای قبیلهای دوباره زنده شد. فتوحات، جنبهی کشورگشایی و راهی برای کسب
در آمد از راه غنایم و خراج شد. علاوه بر اختلافات قبیلهای، اختلاف نژادی و مسألهی عرب و عجم و برتری عرب بر عجم، دوباره
مطرح شد. موالی (مسلمانان غیر عرب) خوار شمرده شدند و عربها بر آنان تقدم و برتری یافتند. معاویه، سردمدار امویان، عرب را
.[ انسان و موالی را شبه انسان میشمرد [ ۵۲۱ ] سیاست تبعیض نژادی به حدی رسیده بود که عربها به موالی، دختر نمیدادند [ ۵۲۲
ابراهیم بن هشام بن اسماعیل، والی مدینه، یکی از موالی را به خاطر آن که با زنی عرب ازدواج کرده بود، دویست ضربه شلاق زد
و سر و ریش و ابروهای وی را تراشید و طلاق زن را از او گرفت! [ ۵۲۳ ]. احمد امین مصری در این باره مینویسد: حکومت غیر
اسلامی اموی، حکومتی نبود که بین مردم با مساوات رفتار کند و نیکوکار را، چه عرب یا غیر عرب، پاداش دهد و گناهکار را،
عرب باشد یا مولی، کیفر کند و در آن حکومت، رعیت از لحاظ خدمات و حقوق یک سان نبود. حکومت عربی بود ولی حکام از
حساب و جیب غیر عرب به عرب خدمات میدادند و عرب بر مبنای جاهلی، آقایی میکرد نه بر مبنای اسلامی [ ۵۲۴ ]. امام سجاد
علیه السلام با توجه به این اوضاع و شرایط در عصر خویش، به موالی عنایت ویژهای داشت و نحوهی رفتار امام علیه السلام با بردگان،
در نهایت دقت و ظرافت پایه ریزی شده بود. مطالعهی این بخش از زندگی حضرت، برای دست اندرکاران امور تربیتی جامعه،
[صفحه ۲۰۶ ] بسیار جذاب و مفید است. رفتار حضرت دارای چند ویژگی برجسته است که به آن پرداخته میشود: الف) بردگان و
کنیزان بسیاری میخرید؛ اما آنان را بیش از یک سال نگه نمیداشت و به بهانههای مختلف آنان را آزاد میکرد. این خود بهترین
دلیل است که امام علیه السلام از خدمت آنان بینیاز بود و از این عمل، اهداف دیگری را دنبال میکرد. ب) بردگان خود را فرزند
ای پسرکم) آنان را صدا میزد تا اعلام کند که در نظر او مسلمان آزاده و غیر آزاده هر دو برابرند، بر ) « یا بنی » مینامید و با تعبیر
خلاف دیگران که بردگان را از حیوان هم پستتر میشمردند. رفتار حضرت با بردگان رفتاری کاملا مطابق با موازین اسلام ناب
بود، با آنان غذا میخورد، نشست و برخاست میکرد، سخن آنان را میشنید و… این رفتار را به طور طبیعی سبب میشد که محبت
حضرت در دل آنان جای گیرد. ج) بردگان را به گناهی تنبیه نمیکرد؛ بلکه گناهان آنان را در طول سال مینوشت و در آخر ماه
رمضان آنان را جمع میکرد و گناه هر کس را بر او خوانده از او اقرار و اعتراف گرفته، میخواست همان طور که امام علیه السلام
او را میبخشد، او هم از خدا، بخشش امام علیه السلام را طلب کند. بعد آنان را آزاد کرده و جایزه میداد. و با این روش آنان را
وامدار عفو و کرم و بزرگواری خود میساخت. د) در مدتی که بردگان در خدمت حضرت بودند، احکام و معارف دینی را از
حضرت میآموختند و به سلاح بینش و معرفت مجهز میشدند. ه) هنگامی که آنان را آزاد میکرد، مقدمات و وسایل لازم را برای
زندگی را در اختیار آنان میگذاشتند تا بتوانند به طور مستقل و آبرومندانه زندگی کنند. و) امام علیه السلام با بعضی از همین
کنیزان آزاد شده ازدواج میکرد و بر خلاف رسوم آن روز جامعهی عرب، این کار را سنت رسول خدا و پسندیده میشمرد و با
این عمل، به موالی ارزش و شخصیت میداد [ ۵۲۵ ]. امام زین العابدین علیه السلام بدین منوال، جمع زیادی از بردگان را آزاد کرد و
با این روش استثنایی، آثار و پیامدهای بسیار خوبی را برای جامعه به جای گذاشت، حضرت از این [صفحه ۲۰۷ ] طریق توانست
عدهی زیادی طرفدار و یاور برای جبههی حق فراهم آورد و خانهی امام علیه السلام در حقیقت، مدرسهای شد برای پذیرش
شاگردانی از بندگان و پرورش دادن و تربیت کردن آنان. و این در حالی بود که اگر امام علیه السلام میخواست به طور رسمی
یک مدرسه برای این منظور باز کند، به یقین حکومت مانع میشد. هر چند امام علیه السلام بندهای را بیش از یک سال نگه
صفحه ۱۰۰ از ۱۲۶
نمیداشت و وقتی بندهای را میخرید، در اول سال یا در بین سال و در شب عید فطر او را آزاد میکرد. (چنان که در شب عید فطر
بیست برده آزاد میکرد.) [ ۵۲۶ ] ولی آن ارتباط عاطفی و معنوی که بین حضرت و این بردگان به وجود آمده بود، باعث میشد که
آنان بعد از آزادی، رابطهی خود را با امام علیه السلام حفظ کنند و بدین ترتیب سپاهی برای امام علیه السلام به حساب آیند. در این
باره سید الاهل مینویسد: بردگان هم این روش امام سجاد علیه السلام را فهمیده بودند و بدین جهت، خود را به آن بزرگوار عرضه
میکردند و او را برای آقایی خود برمیگزیدند و خود را از دسترس بزرگان دیگر، دور نگه میداشتند تا به دست امام علیه السلام
بیفتند. زمان میگذشت و امام زین العابدین علیه السلام در هر سال، ماه، روز و نزد هر خطا و اشتباهی حریت و آزادی میبخشید تا
این که سپاهی از مردان و زنان آزاد شده پیدا شدند که همه در ولای امام سجاد علیه السلام بودند و تعداد آنان به پنجاه هزار یا
بیشتر میرسید [ ۵۲۷ ]. امام علیه السلام بردگان سیاه پوست را – در حالی که به آنان نیاز نداشت – میخرید و آنان را در مراسم
.[ حج، به عرفات میآورد. سپس هنگامی که به سوی مشعر کوچ میکرد، آزادشان کرده و به آنان جایزههای مالی میداد [ ۵۲۸
استاد جعفر مرتضی از این بحث چنین نتیجه گرفته که موالی با مشاهدهی این اقدام، اهل بیت علیهم السلام انسانهایی نمونه و
مسلمانانی شایسته دیده و به این دلیل حاضر میشدند که در شرایط مختلف، در کنار آنان قرار بگیرند. شواهدی وجود دارد مبنی بر
این که این [صفحه ۲۰۸ ] بندگان، وقتی میدیدند علویان مورد ستم قرار گرفتهاند، از آنان حمایت میکردند [ ۵۲۹ ] چنان که وقتی
عبدالله بن زبیر، در مکه بر آل ابوطالب سخت گرفت و آنان را در شعب ابوطالب محاصره کرد، در مدینه گروهی از سیاهان با این
اقدام مخالفت کردند. یکی از این مخالفان غلام عبدالله بن عمر بود. عبدالله او را فراخواند، وی در حالی که شمشیرش را کشیده بود
۵۳۰ ]. در این جا جالب است بدانیم که ] «. به خدا قسم ما اجتماع کردهایم تا شما را از باطلتان به سوی حقمان برگردانیم » : گفت
برادران معروف حسین بن سعید اهوازی، حسن بن سعید اهوازی، احمد فرزند حسین [ ۵۳۱ ]، علی بن یحیی بن الحسن [ ۵۳۲ ] و نیز
شعیب نامی [ ۵۳۳ ] از موالی امام سجاد علیه السلام بودهاند. یکی از محققان، آمار موالی و بردگان را از میان اصحاب امامان معصوم
علیهم السلام با استفاده از کتاب رجال شیخ طوسی، استخراج کرده است. با توجه به این آمار، از مجموع ۱۷۱ نفر یاران امام سجاد
علیه السلام، ۲۰ نفر از موالی بودهاند که، نزدیک به ۱۲ درصد از مجموع اصحاب حضرت را دربر میگیرد [ ۵۳۴ ]. وجود این تعداد
از موالی در بین یاران امام سجاد علیه السلام خود نشانگر اهتمام بیش از حد حضرت، به تربیت و آموزش بردگان بوده است. این در
حالی است که روش حاکمان اموی، برتری دادن عرب بر غیر عرب و بهرهمند کردن عربها از تمام امتیازات اجتماعی و محروم
نماز را » : کردن عجم از تمام آن مزایا بود؛ بلکه غیر عرب خوارتر و کوچکتر از حیوان به حساب میآمد؛ تا حدی که گفته میشد
حتی آنها را (چنان که در کتاب مؤطا مالک آمده است) از ارث، بخشش، امر قضا، !« قطع نمیکند مگر سگ یا الاغ یا برده
ولایت، امام جماعت شدن، ایستادن در صف اول و… محروم کرده. و غیر عرب، همتای عرب شمرده نمیشد. به بندگی گرفتن
عجم جایز بود و این عمل در حق عرب مجاز نبود [ ۵۳۵ ]. [صفحه ۲۰۹ ] امام سجاد علیه السلام با این روش، منطق اموی را، که مبتنی
بر تبعیض نژادی بود، از نظر اسلام مردود اعلام کرد و ارزشهای اصیل اسلامی را دوباره زنده نمود.
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *