احادیث و سخنان

بازتاب خطبه حضرت سجاد در مسجد دمشق

پر واضح است خطبه تاریخی حضرت سجاد علیهالسلام چه تاثیر عمیقی در جو عمومی شهر «شام» بر جای گذاشته است. این تاثیر را از خلال روایت مربوط به این خطبه هم میتوان به دست آورد؛ آنجا که راوی نقل میکند: «ضج الناس بالبکاء و النحیب» یعنی «مردم با گریه و شیون ضجه میزدند و ناله میکردند.» و در روایت دیگر آمده: «فعلت الاصوات بالبکاء» یعنی: «صداها به گریه بلند شد.»
آری مردم حاضر در آن مسجد که بخش عمدهای از بزرگان شهر و ارکان حکومت «یزید» بودند، بشدت تحت تاثیر این بیانات قرار گرفته و زمینهی بیداری آنان فراهم گردید و در همان مجلس، عدهای زبان به اعتراض گشودند و وقتی «یزید» برخاست تا نماز بگذارد، عدهای با نماز خوانده و عدهای هم نماز نخواندند و پراکنده شدند. [۱۸۴].
به علاوه وضع عمومی شهر به گونهای شد که «یزید» مجبور گردید در مقابل درخواست بازماندگان حادثهی کربلا که میخواستند برای مصائب امام حسین علیهالسلام عزاداری کنند، تسلیم شود و محلی را به نام «دار الحجاره» برای آنها منظور کرد و آنها هفت روز به اقامه ماتم پرداختند و حتی آنچنانکه «ابیمخنف» که
[صفحه ۱۱۵]
از واقعه نگاران و مورخین بزرگ و والا مقام است، مینویسد: «آنچنان ذکر حسین علیهالسلام همه جا را فراگرفت که یزید قرآن را به قسمتهای مختلف تقسیم کرد و در مسجد به مردم میداد تا قرآن بخوانند و بدین وسیله توجهشان از یاد حسین علیهالسلام منصرف گردد ولی هیچ چیز نمیتوانست آنها را از این مساله منصرف سازد.» [۱۸۵].
عزادار? سیدالشهداء علیهالسلام در «دمشق» باعث شد که تمام زنان قریش سیاه بپوشند و پس از مدتی عزاداری، «یزید» که اوضاع را نامناسب دید، تصمیم به انتقال کاروان اسرا به «مدینه» گرفت. [۱۸۶].
از دیگر آثار این خطبه و سایر برخوردهای بازماندگان حادثه عاشورا، این بود که شخص «یزید» بشدت در رفتار خود تجدید نظر کرده و البته از سر سالوس و ریا در برخورد با اهل بیت و بویژه امام زین العابدین علیهالسلام اظهار محبت مینمود. اولا او که تصمیم داشت سر مبارک حضرت سیدالشهداء علیهالسلام را تا چهل روز بر بالای منارهی مسجد جامع شهر نگه دارد، دستور داد آن را پائین آورده و با احترام کامل به قصر بیاورند.
ثانیا محل سکونت اهل بیت حسینی علیهمالسلام را تغییر داد به آنها محبت نمود.
ثالثا گناه قتل سیدالشهداء علیهالسلام را به گردن «ابنزیاد» انداخت و او را لعن و نفرین میکرد و میگفت: اگر من بودم دست به چنین کاری نمیزدم و هرگز حسین را نمیکشتم [۱۸۷]، که البته همه این برخوردها مزورانه بوده و به جهت کنترل اوضاع اجتماعی در اطراف خود انجام شده است، چرا که در تاریخ ثبت است وقتی «ابنزیاد» به «دمشق» آمد او را در کنار دست راست خود مینشانید و با هم شراب میخوردند و … [۱۸۸].
به هر حال واقعهی دیگری که در خود «مسجد اموی» در ارتباط با تاثیر خطبه حضرت سجاد علیهالسلام گزارش شده است، مربوط است به یکی از علمای یهود
[صفحه ۱۱۶]
که در آن مجلس حاضر بوده و بعد از شنیدن خطبه و سوال از حسب و نسب امام سجاد علیهالسلام و اطلاع از اینکه او از اولاد رسول خدا است، بشدت به «یزید» اعتراض میکند و او خشمگین شده و دستور میدهد او را کتک بزنند و عمال یزید بشدت او را مضروب ساختند. [۱۸۹].
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *