اخلاق و فضائل

بعد فرهنگی وجود اقدس حضرت سجاد

مقدمه
عصر امامت حضرت زین العابدین امام سجاد -علیهالسلام- یکی از سختترین عصرهای تاریخ صدر اسلام قلمداد میگردد چرا که سلسله حاکمان پست فطرت و سفاک اموی و ایادی آنان با تمام قوا و با استخدام همه ظرفیت شیطنت و خشونت خود، به هدم ارزشهای اسلامی و توحیدی در ابعاد مختلف همت گماشته بودند و با اعمال استبداد فراگیر و سرکوب شدید نیروهای فکری، اجتماعی و تشکیلاتی مربوط به خاندان رسالت و امامت، و با به شهادت رساندن هزاران انسان پاکباخته و فداکار و آشنای با مبانی وحیانی و آئین توحید و دستورات نبوی و تعالیم علوی، خط نابودی کامل رسالت پیامبر اسلام حضرت محمد صلوات الله علیه و آله را با شدت تعقیب میکردند.
به گوشهای از این مسائل در ترسیم اوضاع زمانهی حضرت سجاد -علیهالسلام- و به فرزاهایی از آن تاریخ ننگین و سیاه در بررسی بعد سیاسی حضرت سجاد -علیهالسلام- و ارتباط آن امام بزرگوار با خلفای اموی اشاره رفته است.
بنابراین دوره امامت حضرت سجاد -علیهالسلام- را باید یکی از سختترین دورههای تاریخ اسلام لقب داد و حقیقتا قلم از ترسیم دشواری خارق العاده این عصر، احساس عجز نموده، بخصوص در کاری فشرده مانند آنچه در پیش روی ماست، توان ترسیم واقعیت این دوره به غایت مشکل مینماید.
[صفحه ۲۳۶]
اما با توجه به برنامه بلند مدت حضرت سجاد -علیهالسلام- یکی از اولویتهای قطعی آن امام بزرگوار، آغاز یک «نهضت فرهنگی» عمیق و ریشهدار در جهت حفظ و استمرار دستاوردهای رسالت حضرت خاتم الانبیاء – صلی الله علیه و آله و سلم – و جد بزرگوار و عمو و پدر ارجمندش بوده است.
«نهضت سیاسی» با قیام جاودانه عاشورا و حرکت الهی حضرت ابیعبدالله -علیهالسلام- انجام پذیرفت. این نهضت گرچه به ظاهر با موفقیت همراه نبود، و با شدیدترین وجه ممکن سرکوب گردید ولی طراح و مجری آن، آنچنان با نور عصمت و درایت الهی، آن را سامان داد که «دین» را به معنای جامع از خطر اضمحلال نهایی حفظ کرده، زمینه رسوایی و انحطاط خط حاکم و «نظام سیاسی» موجود را به بهترین وجه در بلند مدت فراهم ساخت.
اینک آنچه لازم مینماید آغاز یک «نهضت فرهنگی» است که از یک سو زمینه بارور شدن اهداف اصیل نهضت حضرت ابیعبدالله -علیهالسلام- را فراهم نموده و از فراموش شدن آن جلوگیری نماید و از سوی دیگر با توجه به «اصالت فرهنگ» در بینش اسلامی، زمینه ساز تاسیس مکتب فراگیر جعفری و نشر معارف اصیل اسلامی در جامعه باشد.
امام زین العابدین -علیهالسلام- با ایفای نقش «امامت» در این دوران در بعد فرهنگی، با همه سختی که به همراه داشت، به بهترین وجه رسالت خطیر خود را به انجام رسانده و با حفظ کیان دین مبین اسلام از اضمحلال، زمینهی شناخت و بارور شدن ارزشها و تعالیم فراگیر اسلامی در جامعه را فراهم نمودند و با مجاهدات عظیم خود در این نهضت، میراثی جاودانه از تعالیم آسمانی دین مبین اسلام، برای نسلهای بعد به ارمغان گذاشتند.
رسالت اصیل همه انبیاء و اولیاء آشنا ساختن جامعه بشری با معارف ناب در زمینه «مبدا» و «معاد» و شناخت کامل وظایف گستردهی بندگی در مقابل «ذات اقدس احدیت» است و در مرحلهی بعد تربیت انسانهای شایسته که این معارف در وجود آنان به بار نشسته باشد و عملا به مقام منیع «عبودیت» حق متعال واصل شده و «موحد» و «مخلص» گردیده باشند و سایر اهداف آنان همه زمینه ساز و مقدمهی انجام این رسالت است. بنابراین «مبارزه با طاغوتها»، «تشکیل حکومت و استقرار نظام سیاسی صالح»، «اصلاح وضع معیشت مردم» و … همه و همه مقدمهی
[صفحه ۲۳۷]
«خداشناسی» و «خداباوری» است.
از این رو «نهضت فرهنگی» از «اصالت» برخوردار است و چنانچه قرآن میفرماید: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه». [۴۰۰].
یعنی: «خداوند در جامعهی فاقد دانش، پیامبری از خودشان مبعوث فرمود تا ابتدا آیات او را بر آنها تلاوت نماید و بعد آنها را «تزکیه» و «تهذیب» نموده و «کتاب» و «حکمت» به آنها تعلیم فرماید.»
«انسان سازی» که راهی جز «تعلیم» و «تربیت» برای آن متصور نیست، هدف اصیل ارسال همه انبیاء و آرمان نهایی همه اوصیاء است.
حال حضرت امام زین العابدین -علیهالسلام- در اوج حاکمیت استبداد و در دورانی که «حاکمان اموی» تمام توان خود را برای زدودن نور «وحی» از سرزمین وحی و نابودی سیرهی حیاتبخش پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – بسیج کرده بودند، در حالی که هنوز آثار زنجیرهای استبداد بر بدن مطهرش موجود است، با اتخاذ روشی بدیع، زبان خود را در دفاع از حق و بیان معارف اصیل اسلامی به کار گرفته و با موفقت تمام، در خلال مدت مدیدی حدود ۳۵ سال، به بهترین وجه «نهضت فرهنگی» اسلام و تشیع را رهبری مینمایند.
آری حضرت که بخوبی از عهده رهبری نهضت پدر بعد از شهادت ایشان بر آمده بودند، در این نهضت نیز به موفقیت دست یافته و دلیل قاطع آن تبلور عظیم فرهنگ اصیل اسلام و تشیع توسط حضرت امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است که در پرتو فداکاریهای امام سجاد -علیهالسلام- در زمینه تربیت شاگردان شایسته و حفظ و استمرار معارف اسلامی در خلال زمان بسیار سخت مابین قیام عاشورا و سقوط «بنی امیه»، به انجام رسید.
به هر حال بررسی حیات علمی و فرهنگی امام سجاد -علیهالسلام- نیازمند فرصت طولانی و تحقیقات گستردهی تاریخی است و در این مختصر به بررسی بعضی از امور در این زمینه اکتفا میشود:
۱- جایگاه رفیع علمی حضرت سجاد (-علیهالسلام-)
[صفحه ۲۳۸]
۲- رهبری فکری جامعه توسط حضرت سجاد (-علیهالسلام-) با شگردی ویژه و پایه گذاری «نهضت فرهنگی»
۳- بیان بدیع معارف الهی و ارائه درسهای سترگ «علمی» و «حقوقی» توسط حضرت سجاد (-علیهالسلام-)
۴- امام سجاد (-علیهالسلام-) و تربیت شاگردان برجسته
۵- روشنگری و افشاگری توسط حضرت در زمینه مسائل سیاسی جامعه (هشدار به عالمان وابسته).
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *