امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

جنایات حجاج در عراق

پس از آن که حجاج مکه و مدینه را مطیع ساخت، عبدالملک دانست که میتواند عراقیان را به دست وی سر جایشان بنشاند؛ لذا
در سال ۷۵ ، حکومت عراق (کوفه و بصره) به وی سپرده شد و چون به کوفه رسید، گفت: مرا خوب میشناسید! من از چیزی
نمیترسم، وقتی دست به کار شدم خواهید دانست چه کارهام. مردم کوفه! چشمهایی را دوخته و گردنهایی را کشیده میبینم.
سرهایی را میبینم که چون میوه رسیده، بر شاخه سنگینی میکند و هنگام چیدن آنهاست. خونهایی را میبینم که از بالای
عمامهها تا بن ریشها را رنگین ساخته. مردم تفرقه افکن و خو گرفته با نفاق! مردم فاسد اخلاق! من بیدی نیستم که از باد بلرزم.
صفحه ۳۶ از ۱۲۶
من کسی نیستم که مرا بازی دست خود کنید… آن گاه سخنان تهدیدآمیز خود را ادامه داد و چنان مردم را ترساند که سنگ ریزه
از دست مردمی که میخواستند او را سنگسار کنند، بر زمین ریخت. [ ۱۱۱ ]. این سخنان حجاج و مشابه آنها بود که برای مدت
بیست سال، آشوب و فتنه را در عراق فرو نشاند. در حکومت حجاج (چون عصر پسر زیاد) با اندک تهمتی مردمان را دستگیر
کرده، میکشتند و یا به زندان میافکندند. بلکه زمانی به زندان افکندن، بدون هیچ گناهی و یا به دلیل بدگمانی و یا نافرمانی بود
۱۱۲ ] هر چه بیشتر از زمان حاکمیت حجاج میگذشت، طغیان وی علیه ارزشهای دینی افزایش مییافت؛ تا آن جا که در یکی ]
از خطبههای خود خطاب به زائران قبر پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: مرگ بر این مردم! چرا گرد پشتهای از خاک و چوب
پارهای چند میگردند؟! چرا نمیروند قصر امیرالمؤمنین عبدالملک را طواف کنند؟ مگر نمیدانند خلیفه هر شخص بهتر از رسول
اوست. [ ۱۱۳ ]. مسعودی در مورد جنایات و اعمال ننگین حجاج چنین گزارش میدهد: حجاج بیست سال فرمان روایی کرد و تعداد
کسانی که در این مدت با شمشیر [صفحه ۶۴ ] دژخیمان وی یا زیر شکنجه جان سپردند، صد و بیست هزار نفر بودند! تازه این عده
غیر از کسانی بودند که ضمن جنگ با حجاج، به دست نیروهای او کشته شدند. هنگام مرگ حجاج، پنجاه هزار مرد و سی هزار
زن در زندانهای وی به سر میبردند که شانزده هزار تن از آنان عریان و بیلباس بودند! حجاج زنان و مردان را یک جا زندانی
.[ میکرد و زندانهای وی بدون سقف بود، از این رو زندانیان از گرمای تابستان و سرما و باران زمستان در امان نبودند. [ ۱۱۴
حجاج در عهد حکومت ولید نیز بر حکومت خود باقی ماند و به جنایتهای خود ادامه داد. در عصر ولید بن عبدالملک، منطقهی
شام نیز زیر نظر خود وی بود. در عراق حجاج، در حجاز عثمان بن حیان و در مصر قره بن شریک حکمرانی میکردند و هر یک از
زمین از ظلم و ستم » : اینها در بیدادگری مشهور بودند. عمر بن عبدالعزیز با اشاره به حکومت این چند نفر در این مناطق، میگفت
پر شده است، خدایا مردم را از این گرفتاری نجات ده! [ ۱۱۵ ]. گویا این گونه بیدادگریهای عمال اموی و مظلومیت و بیپناهی
مسلمانان بود که موجب شد امام سجاد علیه السلام، مردم عصر خویش را به شش گروه تقسیم کنند؛ ایشان زمامداران را به شیر و
مؤمنان را به گوسفندان تشبیه مینمایند که در بین شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک، قرار گرفتهاند و گوشت و پوست و
.[ استخوانشان دریده میشود. [ ۱۱۶
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *