دیدگاه های دیگران

حکایت هایی از امام سجاد (ع) – سرود پرواز

حکایت هایی از امام سجاد (ع) – سرود پرواز
ام زین‌العابدین سیدالساجدین، علی‌بن الحسین علیهما‌السلام می‌فرماید: پدرم روز شهادتش – روز عاشورا – در حالی که خون از تمامی بدنش در فوران بود مرا به سینه‌اش فشرد و گفت: پسر عزیزم! این دعا را حفظ کن که همانا مادرم فاطمه به من آموخت. و مادرم از رسول خدا – صلی الله‌ علیه وآله – آموخت و جبرئیل امین نیز به رسول خدا آموخت که در هنگام هر حاجت و نیازمندی و بر امر بزرگ و بر هنگام هر اندوه و بلایی که فرو می‌آید این‌گونه بخوان: «بحقِ یس و القرآن الکریم و بحقِ طه و القرآنِ العظیم یا مَن یَقدرُ علی حَوائج السائلین، یا مَن یَعلم ما فی الضّمیر یا منفّساً عَنِ المَکروبین، یا مُفَرجاً عَنِ المَغُمومین، یا راحِمَ الشّیخ الکبیر، یا رازقَ الطِفلَ الصّغیر، یا من لایحتاج الی التّفسیر صلّی علی محمّد و آل محمّد و افعل بی… . » اگر بال پروازت بسته است، اگر دل کوچکت شکسته است، این تحفه‌ی سرخ، هم، دو بال پرواز است و هم مرهم سینه سوخته و دل شکسته، پس بگیر و بخوان!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *