احادیث و سخنان, حوادث، وقایع، هجرت

حکایت هایی از امام سجاد (ع) – چرخانم یا نچرخانم؟

حکایت هایی از امام سجاد (ع) – چرخانم یا نچرخانم؟
تسبیح
بالاخره نفهمیدم باید بچرخانم یا نچرخانم؟ یکی میگه خوبه، دست بچه مسلمون باید یه چیزی، علامتی از خدا، پیغمبر، باشه، بهتر از زنجیر و دست‌بنده. یکی میگه نچرخون، حرمت و احترام داره باهاش ذکر خدا میگن. والله من گیج شدم، بالاخره چی کار کنم؟
خوب اگر جواب می‌خواهی بیا با هم به یک سفر بریم، اونم چه سفری تاریخ‌ساز، انسان‌ ساز!
در مجلس یزید و هنگام اسارت اهل بیت سیدالشهدا (علیه‌السلام) یزید دید در دست امام سجاد (علیه‌السلام) تسبیحی است که حضرت پیوسته آن را می‌چرخاند. به امام (علیه‌السلام) اعتراض کرد که چرا کار بیهوده انجام می‌دهی؟! امام سجاد (علیه‌السلام) فرمود: از پدرم شنیدم که: جدّم رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله وسلم)،
«کان اذا اصبح و امسی، یقول: اللهم انی اصبحت و امسیت اسبّحک و امجّدک و احمدک و اهللک و اکّبرک، بعدد ما ادیر به سبحتی»؛
رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) هر روز صبح و شام می‌فرمود: خداوندا، صبح و شام کردم در حالی که تسبیح و تمجید و ستایش و تهلیل و تکبیر تو را می‌گویم. به تعداد گرداندن تسبیحم.
و سپس تسبیح خود را می‌گرداند. هر کس این کار را انجام دهد، برای او اجر تسبیح نوشته می‌شود و نیز مایه فرج و گشایش است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *