آثار

خطبه ی امام سجاد علیه السلام

در یکی از روزها، یزید خطیب دربار را امر به خواندن خطبه کرد. خطیب به خطبه خواندن ایستاد و آن چه میتوانست به نکوهش
امام علی و امام حسین علیهماالسلام و ستایش از معاویه و یزید پرداخت و هر چه خوبی بود، به این دو نسبت داد. امام سجاد
علیه السلام فریاد برآورد: وای بر تو ای سخنران! خشنودی مخلوق را در برابر خشم آفریدگار خریدی، پس نشیمنگاه خویش را بر
آتش خواهی یافت. سپس به یزید گفت: [صفحه ۱۳۵ ] آیا اجازه میدهی بر این چوبها [ ۲۸۶ ] بالا روم و سخنانی بگویم که
موجب خشنودی خدا و اجر پاداش حاضران باشد. یزید با اصرار اطرافیان، بر خلاف میل باطنی مجبور شد اجازه دهد در این هنگام،
امام علیه السلام مشغول خواندن خطبه شد و چنان سخنانی بر زبان راند که ناله و شیون شامیان به آسمان بلند شد [ ۲۸۷ ]. امام
علیه السلام در این خطبهی شریف، بر شناساندن خود و پدرش به عنوان فرزندان نسبی رسول خدا صلی الله علیه و آله تأکید داشت و
فضائلی را از جد و جده و پدرش بیان کرد که تا آن روز، مردم شام به هیچ وجه نشنیده بودند. این سخنان در دید منفی شامیان به
اهل بیت علیهم السلام چنان تزلزلی ایجاد کرد که یزید ترسید شورش عمومی صورت گیرد؛ از این رو برای ساکت کردن امام
علیه السلام به مؤذن دستور اذان داد و مؤذن به اذان ایستاد: الله اکبر، الله اکبر. امام علیه السلام فرصت را مغتنم شمرد و پس از الله اکبر
مؤذن فرمود: آری، خدا بزرگتر، برتر و کریمتر از آن است که بترسم و پرهیز کنم. شهادت میدهم به وحدانیت خدا. و چون
امام علیه السلام از بالای منبر به یزید فرمود: محمد جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد ،« اشهد ان محمدا رسول الله » : مؤذن گفت
توست، دروغ گفتهای و اگر بگویی جد من است، چرا خاندان را کشتی [ ۲۸۸ ]. سخنان امام علیه السلام همهمهی عجیبی در مجلس
ایجاد کرده بود. امام علیه السلام برای آگاه کردن بیشتر مردم، پیراهن بر تن درید و بانگ زد: به خدا قسم، غیر از من کسی در
اینجا نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله جدش باشد؛ پس چرا این مرد ما را ظالمانه کشت و اهل ما را چون رومیان به اسارت
گرفت. بعد خطاب به یزید گفت: [صفحه ۱۳۶ ] این کارهای زشت را انجام میدهی و باز هم میگویی: محمد رسول خداست و رو
به قبله میایستی؟! یزید به مؤذن دستور داد اذان را تمام کند و به نماز ایستاد. مردم هم در حالت تردید در مورد او، بعضی اقتدا
کردند و بعضی اقتدا نکرده رفتند. [ ۲۸۹ ]. خطبهی امام سجاد علیه السلام ضربهی محکمی بر حکومت اموی وارد کرد. آن چه تا آن
روز یزید و پدرش، معاویه علیه اهل بیت علیهم السلام تبلیغ کرده بودند، با بیانات روشنگرانهی امام علیه السلام خنثی شد. گروه
زیادی از شامیان فهمیدند که اسرا، خویشاوندان رسول خدا صلی الله علیه و آله اهل قبله، متعهد به اسلام و برترین مسلمانانند و هیچ
دلیل قانع کنندهای برای کشتن آنها وجود نداشته است؛ از این رو افکار عمومی شهر به سود امام علیه السلام تغییر کرد. مردمی که
در ابتدای ورود اهل بیت علیهم السلام به تماشای آنان آمده، با آنها معاملهی اسرای ترک و دیلم کرده بودند و با مشاهدهی آنها
به شادی و پایکوبی و چراغانی معابر و منازل پرداخته بودند [ ۲۹۰ ]، اکنون در کنار خرابه تجمع کرده و به اهل بیت علیهم السلام
تسلیت میگفتند و در عزاداری آنها شرکت میجستند. اهل بیت علیهم السلام به طور رسمی از یزید اجازهی برگزاری مجلس
عزاداری خواستند و یزید نتوانست مانع شود. مجلس عزا هر روز برپا میشد و گروه زیادی از زنان بر اهل بیت امام حسین
علیه السلام وارد میشدند و گریه و زاری میکردند. با ادامهی این عمل چیزی نمانده بود که شورش و انقلابی در برابر یزید ایجاد
شود [ ۲۹۱ ]؛ از این رو یزید برای مقابله با این حرکت، به اقداماتی دست زد که عبارت بود از: ۱٫ ترور امام سجاد علیه السلام را
۲٫ برای جلوگیری از شرکت مردم در عزاداری اهل بیت علیهم السلام و کنترل ایشان، . [ طراحی کرده ولی موفق نشد [ ۲۹۲
۳٫ در فاجعهی کشته شدن امام حسین، عبیدالله بن زیاد را، مقصر و گناهکار معرفی .[ بازماندگان کربلا را به زندان انتقال داد. [ ۲۹۳
خدا لعنت » : کرد. [صفحه ۱۳۷ ] شیخ مفید (ره)، در این باره مینویسد: یزید با علی بن الحسین علیه السلام خلوت کرده، به او گفت
کند پسر مرجانه را! بدان که به خدا سوگند! اگر من با پدرت برخورد میکردم، هر چیز که از من میخواست به او میدادم و با
همهی توانم میکوشیدم تا از مرگ او پیشگیری کنم، ولی خدا چنین مقدر کرده بود که دیدی! [ ۲۹۴ ]. البته این تغییر رویه و
اظهار بیزاری یزید از پسر زیاد، برای عوام فریبی و مقابله با فشار افکار عمومی بود وگرنه وی پیش از این لعن و نفرینها، ابنزیاد را
به شام فراخواند و اموال و هدایای فراوانی به وی داده، او را در زمرهی خاصان و نزدیکان خود قرار داد و در مجالس عیش و
.[ عشرت خود شرکت داد [ ۲۹۵
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *