آثار

خطبه ی امام سجاد علیه السلام

احتمال دارد این خطبه، هنگام بازگشت اهل بیت علیهم السلام از شام، در کوفه ایراد شده باشد؛ چرا که از یک سو هنگام رفتن به
شام نه وقت کافی و نه آزادی چندانی وجود داشت که امام علیه السلام چنین سخنان طولانی ایراد کند و از سوی دیگر، ابو منصور
، احتجاج علی بن الحسین علیه السلام علی اهل الکوفه حین خرج من الفسطاط… (الاحتجاج، ج ۲ » : طبرسی در آغاز خطبه مینویسد
ص ۳۰۵ ) و روشن است که هنگام رفتن به شام، اهل بیت علیهم السلام خیمهای نداشتهاند که امام از آن بیرون آید؛ در این زمینه،
۲۰۷ . امام زین العابدین علیه السلام نیز که مردم را آماده یافت به جمعیت، که – ر.ک: پیشوایی، مهدی سیرهی پیشوایان، ص ۲۰۹
بلند بلند گریه میکردند، اشاره کرد تا ساکت شوند. سپس به پا خاست و پس از حمد پروردگار و ستایش پیامبر صلی الله علیه و
آله فرمود: مردم! آن که مرا میشناسد که شناخته است. آن که نمیشناسد خود را بدو میشناسانم. من علی فرزند حسین بن علی
بن ابیطالب هستم. من پسر کسی هستم که حرمتش شکسته شد، اموالش ربوده شد و داراییش [صفحه ۱۲۷ ] به غارت رفت و
عیالش اسیر گردید. من پسر کسی هستم که در کنار نهر فراتش، بدون پیشینهی کینه و دشمنی، سر بریدند. من فرزند کسی هستم
صفحه ۶۴ از ۱۲۶
که او را با شکنجه کشتند و همین فخر، او را بس است. مردم! شما را به خدا سوگند، مگر شما نبودید که به پدرم نامه نوشتید؛ اما به
او نیرنگ زدید؟ با او پیمان بستید و بیعت نمودید؛ ولی به جنگ با او برخاستید؟ مرگ بر شما، با این کرداری که از پیش برای
اهل بیت مرا کشتید و حرمت مرا » : خویش فرستادید! و ننگ بر این اندیشهی شما! اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما بگوید
به چه رویی بدو خواهید نگریست؟ ناگهان از هر سو بانگ برخاست. مردم به یکدیگر ،« درهم شکستید! شما از امت من نیستید
سپس حضرت فرمود: خدا رحمت کند کسی که پند مرا بپذیرد و وصیتم را دربارهی خدا و «. تباه شدید و نمیدانید » : میگفتند
پیامبرش و خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله پاس دارد، که به راستی رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما الگوی نیکویی
ای فرزند رسول خدا! همه ما سخنت را پذیرا و فرمان تو را میبریم و پیمان میبندیم که شما را رها نکرده و » : است. همگان گفتند
پس هر فرمانی داری بفرما که ما با هر که تو با او، در جنگی، در جنگیم، و با هر کس که آشتی باشی ما نیز «. به دیگران دل نبندیم
با او آشتی خواهیم بود. ما یزید را دستگیر کرده و از ستمگران به شما و ما، بیزاری میجوییم. امام سجاد علیه السلام از سخنان
بیمحتوا و نفاق آمیز آنان به خشم آمد و بانگ زد: هرگز، هرگز، ای بیوفایان و نیرنگ بازان! به خواستهی دل خویش نخواهید
رسید. میخواهید با من همان کنید که پیش از این با پدرانم کردید؟ به خدای شتران راهوار، هنوز زخم دل بهبود نیافته است… تنها
درخواست من از شما این است که نه با ما باشید و نه علیه ما [ ۲۶۷ ]. امام سجاد علیه السلام در این خطابهی کوتاه و روشنگر،
حادثهی کربلا را از دو بعد مورد بررسی [صفحه ۱۲۸ ] و تجزیه و تحلیل قرار داد؛ از یک سو، درندهخوییها و جنایات ضد انسانی
یزید و مزدوران او را برملا کرد و آنان را قاتل، غارتگر، شکنندهی حرمت فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و اسیر کنندهی خاندان
وی معرفی کرد و کوفیان را افرادی حیلهگر، پیمان شکن و شریک جرم یزید قلمداد کرده و به عواقب وخیمی که در انتظارشان
است، آگاهی داد. و از سوی دیگر، امام حسین علیه السلام و خاندانش را اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی فرمود و شهادت
آن حضرت و یارانش را به عنوان بزرگترین افتخار خویش مطرح کرد. بدین ترتیب با بیان چهرهی اصلی این نهضت، از این که
دستگاه تبلیغاتی یزید، حوادث را به نفع خود جلوه دهد و آن را جعل و تحریف کند، جلوگیری کرد.
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *