خط سیر قافله اسیران کربلا

فاصله میان کوفه تا شام حدود صد و هفتاد فرسخ بوده است ولی به طور قطعی روشن نیست که خط سیر قافله اسیران از کوفه تا شام چگونه بوده است.
برخی از مورخان و محققان براساس تحقیقات خویش بر این عقیده اند که مسیر کاروان، از شمال بین النهرین می گذشته است و این معروفترین راهی بوده که اعراب و دمشق را با یکدیگر است و این معروفترین راهی بوده که اعراب و دمشق را با یکدیگر مرتبط می ساخته است.
قسمتی از این مسیر، از کنار ساحل غربی فرات می گذشته است.
در این خط سیر، اولین پس از کوفه قادسیه بوده است و سپس اثیم – که یکی از میدان های جنگ رومیان و ایرانیان در دوره ساسانیان به شمار آمده است – البته میان قادسیه و اثیم منزلهای دیگری نیز منزلهای دیگری نیز وجود داشته است. مجموع منزلهایی که در این مسیر
یاد کرده اند، عبارت است: قادسیه، هیت، ناووسه، آلوسه، حدیثه، اثیم، رقه، حلاوه، سفاخ، علیث و دیر الزوز که پس از آن وارد دمشق می شده اند. (۲۳۵)
از جمله رخدادهایی که در این خط سیر یاد کرده اند این است که وقتی قافله اهل بیت – علیه السلام – به سفاخ رسید، باران شدید، باران شدید حرکت شتران را مواجه با مشکل ساخت، ناگزیر چند روزی توقف کردند و این توقف زمینه ای شد تا شائق پسر سهل بن ساعدی – از صحابه پیامبر – صلی الله علیه وآله – موضوع شهادت فرزند رسول خدا نسبت به حسین بن علی – علیه السلام – برای مردم بازگو کند و اهل بیت در آن سرزمین مورد حمایت و محبت مردم قرار گیرد. (۲۳۶)
درباره خط سیر قافله بیت – علیه السلام – نظر دیگری نیز وجود دارد که آن را ابی محنف مقتل خویش – که معتبرترین مقاتل به شمار می آید – یاد کرده است.
او می گوید:
کاروان اسیران از طریق بیابانهای خشک به سوی شام برده شده اند زیرا این مسیر کوتاهترین راه میان عراق و سوریه به شمار می آمده است.
منزلهایی که در این مسیر وجود داشته عبارت است از:
کوفه، شرق حصاصه، (۲۳۷) تکریب، (۲۳۸) دیر اعور، (۲۳۹) لبا، (۲۴۰) کحیل، (۲۴۱) حجینه، (۲۴۲) موصل، (۲۴۳) تصیبین، (۲۴۴) عین الورد، (۲۴۵) قنسرین، (۲۴۶) معره النعنان، (۲۴۷) کفر طاب، (۲۴۸) حماه، (۲۴۹) حمص، (۲۵۰) بعلمبک، (۲۵۱) صومعه راهب، (۲۵۲) شام. (۲۵۳)
ابن جریر طبری می نویسد:
علی بن الحسین در طول مسیر کوفه تا شام، باکسی سخن نگفته است. (۲۵۴)
اما، از برخی منابع دیگر استفاده می شود که هر جا زمینه ای پدید می آمده، امام سجاد – علیه السلام – از فرصت استفاده می شود که هر جا زمینه ای پدید می آمده، امام سجاد – علیه السلام – از فرصت استفاده کرده و به هدایت و روشنگری مردم می پرداخته است.
در یکی از منزلهای میان راه امام اشعاری را برای مردم خواند که در آنها برخی حقایق گنجانیده شده بود.
آن اشعار را چنین ثبت کرده اند:
ساده العلوج فما ترضی بذا العرب
وصار یقدم راءس الامه الذنب
یا للرجال مما یاءتی الزمان به
من العجیب الذی مامثله عجب
ال الرسول علی الافتاب عاریه
و ال مروان یسری تحتهم نجب (۲۵۵)
یعنی؛ مردمان پس و فرومایه، به سیادت وآقایی رسیدند و آنان کهدر علم و شرافت و ارزشهای انسانی – در پایین ترین مرتبه قرار دارند، جای رهبران راستین را گرفته و بر منصبهای اجتماعی تکیه زده اند، و این چیزی است که غیر تمندان عرب بدان رضا نمی دهند.
وای بر مردان نمی دهند.
وای بر مردان و مردمان از شگفتیهایی که روزگار برایشان پدید می آورد!
خاندان پیامبر بر شتران برهنه سوار باشند! ولی خاندان مروان بر اسبهای رهوار سوار گردند و راه پویند!
برگرفته از کتاب امام سجاد جمال نیایشگران نوشته آقای احمد ترابی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *