معجزات و کرامات

دعاهای مستجاب حضرت سجاد

اشاره
حضرت زین العابدین (ع) دعاهای مستجاب متعددی داشتهاند که از عظمت خاصی برخوردار است.
در این قسمت دو نمونه را یاد آور میشویم:
۱- «ثابت بنانی» میگوید من حاجی بوده و برای حج به «مکه» مشرف شده بودم و گروهی از «عباد بصره» یعنی کسانی که بسیار اهل عبادت بودند و به «زهد» و «عبادت» و «حج» و «کرامت» شهرت داشتند مانند «ایوب سجستانی»، «صالح مری»، «عتبه غلام»، «حبیب فارسی» و «مالک بن دینار»، همه برای انجام مناسک حج به «مکه» آمده بودند. چونکه وارد «مکه» شدیم با کمبود شدید آب مواجه شدیم. آری تشنگی به مردم فشار آورده بود چرا که باران بسیار کم نازل شده بود. با مشاهدهی ما، مردم و اهل «مکه» و حجاج به ما پناه آورده و از ما میخواستند که برای نزول باران دعا کنیم.
ما به سمت «کعبه» آمدیم و بر گرد آن خانه طواف کردیم و سپس در حالیکه بسیار خضوع میکردیم و گریان بودیم خدایمان را خواندیم. اما از اجابت محروم شدیم و خبری نشد!!!
در حالی که ما چنین بودیم ناگهان جوانی را مشاهده کردیم که پیش آمد در حالی که حزنهای او باعث شده بود غمگین و مکروب باشد و هموم او از او کاسته و پژمردهاش ساخته بود، او چند دور به گرد «کعبه» طواف کرد، آنگاه رو به ما آورد و فرمود: ای «مالک بن دینار» و ای «ثابت بنانی» و ای «ایوب سجستانی» و ای «صالح مری»، و ای «عتبه غلام» و ای «حبیب فارسی» و ای «سعد» و ای «عمر» و ای «صالح اعمی» و ای «رابعه» و ای «سعدانه» و ای «جعفر بن سلیمان»!! ما همگی گفتیم: «ای جوان همه گوش بفرمانیم و مطیع هستیم (فقلنا: لبیک و سعیدک یا فتی)».
او فرمود: «آیا در بین شما یک نفر یافت نمیشود که او را خداوند دوست بدارد.»
ما گفتیم: «ای جوان بر ماست که دعا کنیم و اجابت از اوست.»
او فرمود: «از «کعبه» دور شوید که اگر در بین شما یک نفر بود که خداوند او را دوست داشت حتما دعایش را مستجاب میکرد!!»
[صفحه ۴۲۵]
آنگاه، خود به سمت «کعبه» رفت و به سجده روی زمین افتاد من شنیدم که در سجده میگفت: «ای سید و مولای من! قسم به محبتی که تو به من داری اینان را آب باران بیاشام و باران را بر ایشان نازل بفرما.»
همین که کلامش تمام شد آسمان شروع به باریدن نمود و مانند دهانه مشکها آب فرو میریخت!!
من به او عرض کردم: «ای جوان از کجا دانستی که خداوند تو را دوست میدارد؟»
او فرمود: «اگر من را دوست نمیداشت مرا به زیارت خود فرانمیخواند!! چونکه مرا به زیارت خود دعوت فرمود دانستم که مرا دوست میدارد، من نیز به همین محبت او نسبت به خودم او را خواندم و او هم اجابت فرمود.»
بعد از ما روی گردانید و این اشعار را میخواند:
من عرف الرب فلم تغنه
معرفه الرب فذاک الشقی
ما ضر فی الطاعه ما ناله
فی طاعه الله و ماذا لقی
ما یصنع العبد بغیر التقی
و العز کل العز للمتقی
یعنی: کسی که خداوند را بشناسد ولی این شناخت او را بینیاز نسازد پس او شقی است.
– آنچه در طاعت پروردگار به او برسد و آنچه را ملاقات کند برای طاعت، ضرر نخواهد کرد.
– عبدالهی به غیر از تقوا و پرهیزکاری چه میکند؟ در حالیکه عزت، همه عزت برای شخص متقی است.
من از اهل «مکه» پرسیدم این جوان کیست؟ گفتند: علی ابن الحسین ابن علی ابن ابیطالب (ع) است. [۶۳۴].
از این داستان عجیب و جالب به دست میآید، کسانی که با رها کردن تمسک به ولایت ائمه هدی -(ع)- ره به بیراهه بردند و برای خود دکان زهد و ترک دنیا باز نمودند، چگونه حتی گروهی از آنان نزد خداوند آبرویی نداشتند تا یک دعای آنها به اجابت برسد، اما امام سجاد (ع) از خدا طلب باران نمود و
[صفحه ۴۲۶]
از آسمان بمانند دهان مشک آب فروریخت.
۲- «عمر بن علی» فرزند حضرت زین العابدین (ع) از پدرش نقل میکند که آن حضرت فرمود: من ندیدم چیزی را به مانند تقدم در دعا، چرا که اجابت دعای بنده در هر زمانی برای او حاضر نمیشود. و یکی از دعاهایی که او از پدرش حفظ نموده، دعایی است مربوط به زمانی که «مسرف بن عقبه» به سمت «مدینه» متوجه شده بود، و آن دعا این است: «رب کم من نعمه انعمت بها علی قل لک عند نعمته شکری فلم یحرمنی، و کم من بلیه ابتلیتنی بها قل لک عندها صبری، فیامن قل عند نعمته شکری فلم یحرمنی، و قل عند بلائه صبری فلم یخذلنی، یا ذا المعروف الذی لا ینقطع ابدا، و یا ذالنعماء التی لا تحصی عددا صل علی محمد و آل محمد و ادفع عنی شره فانی ادرء بک فی نحره و استعیذ بک من شره»
بعدا «مسلم بن عقبه» به «مدینه» آمد (همان کس که فرمانده خونخوار و جلاد سپاه «یزید» بود تا «مدینه» را که علیه «یزید» قیام کرده است سرکوب کند.) و چنین گفته میشد که او جز علی بن الحسین (ع) را اراده نکرده است، اما در پرتو آن دعای حضرت نه تنها ایشان از شر او محفوظ ماند، که او حضرت را اکرام نمود و به ایشان هدیه و «صله» داد … [۶۳۵].
۳- حضرت زین العابدین (ع) هر روز دعا میکرد که خداوند قاتل پدرش را مقتولا به او نشان دهد. (و ببیند که قاتل پدرش کشته شده است). چونکه «مختار» قاتلان حضرت حسین – صلوات الله و سلامه علیه – را کشت، سر «عبیدالله بن زیاد» و سر «عمر بن سعد» را با فرستادهی ویژه خود نزد حضرت فرستاد.
«مختار» به فرستادهی خود گفت: «حضرت سجاد (ع) بخشی از شب را نماز میخواند و چون وارد صبح میشود و نماز صبح را میخواند کمی استراحت میکند، بعد از خواب بلند شده و مسواک میزند و سپس برای او صبحانهاش را میآورند. حال چونکه به درب منزلش رسیدی در مورد حضرت سوال کن. هر گاه به تو گفتند که سفره نزد او پهن شده است پس اذن بگیر و این دو سر را در سفرهی حضرت بگذار. آنگاه به او بگو: «مختار» به شما درود و سلام میفرستد و به شما میگوید: یابن رسول الله خداوند از شما خونخواهی کرد.»
[صفحه ۴۲۷]
آن نماینده دقیقا چنین رفتار کرد. چونکه حضرت زین العابدین (ع) آن دو سر را بر سر سفره دیدند به سجده در افتاده و گفتند: «حمد و سپاس مخصوص پروردگاری است که دعای مرا به هدف اجابت رسانید و خونخواهیام را از کشندگان پدرم به انجام رساند.» آنگاه برای «مختار» دعا کرده و از خداوند برای او خیر مسالت نمودند. [۶۳۶].
البته دعاهای مستجاب دیگری برای حضرت در تاریخ نقل شده که به بعضی از آنها در قسمت «معجزات حضرت» اشاره خواهد شد.
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *