زیارت نامه و ادعیه

دعای حضرت سجاد در نجات از مسلم بن عقبه

حضرت امام زین العابدین -(ع)- علاوه بر تدبیر حکیمانهای که برای مصونیت از شر حقدها و بغضهای فشرده دودمان «بنی امیه» پس از واقعه جانگداز قیام امام حسین -(ع)- اندیشیدند و با اتخاذ موضع بی طرفانه در حوادث جاری شهر «مدینه»، شهری که هیچ اعتقادی به رهبری حضرت نداشت، از آنچه که میرفت تا ریشه دودمان علوی را بکلی از بیخ بر کند، نجات یافته و علاوه بر حفظ خود و خاندان خود، جان بسیاری از نزدیکان و مردم بیگناه دیگر را نیز در هجوم دد منشانه شامیان از خطر نجات دادند. بر اساس بینش توحیدی که از آن بهرهمند بودند، در آن اوضاع و احوال با التجاء کامل به ذات اقدس حق و پناه آوردن به قبر نورانی رسول او، نقشههای سیاسی خود را به بهترین وجه با پشتوانه ضمانت الهی آراستند گوشهی دیگری از کمالات بینهایت خود را به نمایش گذاشتند.
اینک بعضی از این دعاها را مرور میکنیم:
۱- هنگام یورش سپاه «شام» به «مدینه»، حضرت سجاد -(ع)- به قبر پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلم – نزدیک شده و به درگاه خداوند رو آوردند و این دعا را قرائت نمودند:
[صفحه ۴۸۷]
«رب کم من نعمه انعمت بها علی قل لک عندها شکری، و کم من بلیه ابتلیتنی بها قل لک عندها صبری، فیا من قل عند نعمته شکری فلم یحرمنی، و یا من قل عند بلائه صبری فلم یخذلنی یا ذا المعروف الذی لا ینقطع ابدا، و یا ذا النعماء التی لا تحصی عددا صل علی محمد و آل محمد و ادفع عنی شره، فانی ادرء بک فی نحره، و استعیذ بک من شره» [۷۰۱].
ترجمه: «بار پروردگارا! چه بسیار نعمتهایی که بر من ارزانی داشتی ولی شکر من در قبال آنها اندک و ناچیز بود و چه بلاها که مرا بدان آزمودی و مبتلا کردی و من شکیبایی نورزیدم. پس ای کسی که شکر من در کنار نعمتهای او کم بوده و او مرا از آنها محروم نساخته است و ای کسی که در مقابل ابتلائات او صبر من اندک بود ولی او مرا مخذول نفرمود. ای صاحب خوبیها و نیکیها که معروف و خوبی تو پیوسته تداوم داشته و هرگز قطع نمیگردد. ای صاحب نعمتهایی که قابل احصاء و شمارش نیست. بر محمد و آل محمد درود بفرست و از من شر او را «مسلم بن عقبه» دفع فرما.
خداوند من به کمک تو خویش را از خشم و خشونت و کشتار او ایمن میسازم و از شر او به تو پناه میبردم.»
۲- در نقل دیگری آمده است که: مردم به حضرت سجاد -(ع)- نگاه کردند که به قبر پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلم – پناه آورده بود و مشغول دعا کردن بود، آنگاه ایشان را به نزد «مسلم» آوردند و او بشدت نسبت به حضرت غضبناک بود و از ایشان و پدرانشان تبری میجست. پس چون حضرت به نزد او آمده و ایشان را دید که بر او اشراف یافتند، ترسید و در مقابل حضرت برای ایشان قیام کرد و حضرت را در کنار خود نشانید و به ایشان گفت: «حوایج خود را از من بخواه!!» پس حضرت از او در مورد هیچ کسی که در معرض کشتار با شمشیر بود شفاعت نکرد مگر اینکه مورد پذیرش او قرار گرفت و سپس از نزد او منصرف شده و به شهر بازگشتند. بعد از این ملاقات به حضرت علی بن الحسین -(ع)- گفته شد: شما را دیدیم که لبهایتان تکان میخورد. به چه مشغول بودید و چه میگفتید؟!!
[صفحه ۴۸۸]
حضرت فرمود: من گفتم: «اللهم رب السموات السبع و ما اظللن و الارضین و ما اقللن، رب العرش العظیم، رب محمد و آله الطاهرین اعوذ بک من شره و ادرء بک فی نحره، اسالک ان توتینی خیره و تکفینی شره.» [۷۰۲].
یعنی: «بار خداوندا! ای پروردگار آسمانهای هفتگانه و آنچه بر آن سایه انداخته است. و ای پروردگار زمینها و آنچه بر آنها برافراشته است. ای پروردگار عرش عظیم، ای پروردگار محمد و آل طاهرین. به تو از شر او پناه میبرم و به کمک تو کشتار و خشونت او را دفع مینمایم. از تو مسالت میکنم خیر او را به من اعطاء نمایی و مرا از شر او کفایت نمایی.»
عده ای هم از «مسلم» پرسیدند: تو را دیدیم که این نوجوان و اسلاف او را سب میکردی و به آنها بد میگفتی ولی چون او را به نزد تو آوردند، منزلت او را رفیع داشته او را احترام کردی؟
او گفت: «آنچه عمل کردم با اختیار خودم نبود و نظر خود من برخورد این چنینی با او نبود، ولی قلب من از ترس او مملو شده بود و همه وجودم پر از ترس او بود!!» [۷۰۳].
آری این چنین استجابت دعای حضرت و نقش «دعا» در حساسترین مسائل اجتماعی در زندگی مبارک حضرت سجاد -(ع)- روشن میگردد و برای جامعه اسلامی درس خواهد بود.
و در نقل دیگری هم آمده است که «مسلم بن عقبه» حضرت را بر مرکب خود سوار کرد و به منزلشان روانه ساخت. و گفت: «این کسی است که هیچ شری در او نمیباشد علاوه بر جایگاهی که با رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم – دارد.» (هذا الخیر الذی لا شر فیه مع موضعه من رسول الله – صلی الله علیه و آله وسلم – و مکانه منه) [۷۰۴].

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *