امامت و رهبری، حاکمان زمان

دلائل امامت امام سجاد

۱- مهمترین دلیل بر امامت حضرت سجاد علیهالسلام این است که به حکم عقل امام باید از همهی افراد مردم داناتر و پرهیزکارتر و به طور کلی در تمام سجایای اخلاقی به حد کمال بوده و دارای ملکهی عصمت و طهارت باشد تا از خطاء و لغزش مصون مانده و بتواند جامعهی اسلامی را در جهت سهگانه (حکومت اسلامی، بیان معارف و احکام دینی، و رهبری و ارشاد حیات معنوی) اداره کند و مشکلات علمی و قضائی و سایر امور مربوط به مردم را حل نماید.
و اگر کسی در یکی از صفات کمالیه برتر از امام باشد در این صورت امام نمیتواند بر چنین کسی امامت نماید و این مقام و منصب بر کسی سزاوار نباشد مگر اینکه از جانب خداوند موید بوده و به اجازه حق تعالی مقام خلافت الهیه به وی واگذار شده باشد و به وسیلهی امام قبلی منصوص گردد.
و به تصدیق عموم مورخین و محدثین فریقین هر یک از ائمه اطهار علیهمالسلام در زمان خود فرد شاخص و ممتازی بودند که در تمام صفات کمالیه و مکارم اخلاق بر تمام مردم روی زمین فضیلت و برتری داشتهاند چنان که خلیل بصری دربارهی حضرت امیر علیهالسلام چنین گوید:
احتیاج الکل الیه و استغناءه عن الکل دلیل انه امام الکل.
[صفحه ۷۴]
یعنی نیازمندی عموم مردم به وجود او و بینیازی او از همهی مردم دلیل این است که او امام همهی مردم است.
با عرض این مقدمه؛ حضرت سجاد علیهالسلام نیز پس از شهادت پدرش از جانب او منصوص به مقام امامت بوده و در زهد و عبادت و جود و علم و ورع و تقوی و حلم و سایر مکارم اخلاقی یگانهی دوران بوده است چنان که کوچکترین توجهی به مضامین عالیهی دعاهای سجادیه که از آن حضرت به یادگار باقی مانده است این مطلب را کاملا ثابت مینماید.
۲- مسعودی در اثبات الوصیه مینویسد که از حضرت صادق علیهالسلام نقل شده است که آیهی: و اولوا الارحام بعضهم ببعض فی کتاب الله [۸۱] در مورد امامت حضرت سجاد علیهالسلام نازل شده است که پس از شهادت پدرش نسبت به او از همه سزاوارتر بود [۸۲].
۳- شیخ مفید مینویسد: انه کان افضل خلق الله تعالی بعد ابیه علما و عملا و الامامه للافضل دون المفضول بدلایل العقول [۸۳].
(او پس از پدرش از نظر علم و عمل برترین خلق خدا بوده و امامت به دلیلهای عقلها برای کسی است که برتر از دیگران باشد نه برای کسی که دیگری از او برتر باشد).
۴- رسول اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات خویش بارها تصریح به امامت ائمهی اثنی عشر نموده و آنان را یکی یکی نام برده است.
طبرسی از سلیم بن قیس نقل میکند که عبدالله بن جعفر به معاویه گفت از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که میفرمود: من نسبت به مومنین از خودشان
[صفحه ۷۵]
اولی هستم و پس از من علی همین مقام را دارد و هنگامی که علی به شهادت رسد فرزندش حسن دارای این منزلت خواهد بود و پس از وی حسین و بعد فرزندش علی بن الحسین، (آنگاه به حضرت امیر فرمود) ای علی تو به همین زودی علی بن الحسین را درک میکنی و پس از او فرزندش محمد دارای مقام پدرش خواهد بود و ای حسین تو هم او را خواهی دید و سپس تا دوازدهمین نفر از ائمهی را ذکر فرمود که نه نفر از آنان فرزندان حسین علیهمالسلام هستند [۸۴].
۵- از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است که لوحی را در دست حضرت زهرا علیهاالسلام دیده که در آن نام پیغمبر صلی الله علیه و آله و اسامی ائمهی ۱۲ گانه ثبت شده بود لذا این حدیث به حدیث لوح معروف شده و آن را شیخ مفید و کلینی و صدوق و طبرسی و دیگران در کتابهای خود نقل کردهاند.
۶- حضرت صادق علیهالسلام فرمود: چون امام حسین صلوات الله علیه به جانب عراق رهسپار گردید کتب و وصیت را به امسلمه سپرد و پس از برگشتن علی بن الحسین علیهماالسلام به مدینه امسلمه آنها را به وی تحویل داد [۸۵].
۷- مسعودی مینویسد امام حسین علیهالسلام (در روز عاشورا) حضرت علی بن الحسین را که مریض بود احضار کرد و راجع به اسم اعظم خدا و میراثهای انبیاء به آن حضرت وصیت نمود و فرمود علوم الهی و قرآن و شمشیر نزد امسلمه است، به امسلمه دستور داده بود که آنها را به علی بن الحسین علیهماالسلام تقدیم نماید و روایت شده است که امام حسین در روز عاشورا دختر بزرگ خود فاطمه را خواست و نامهی بهم پیچیدهای را به او داد و او را مامور کرد که آن را به برادرش علی بن الحسین تسلیم نماید. [۸۶].
روایات کثیری در کتب معتبره در مورد نصوص امامت حضرت
[صفحه ۷۶]
سجاد علیهالسلام وارد شده و ما به همین مختصر اکتفاء نمودیم.
در مورد وصیت حضرت حسین علیهالسلام در روز عاشورا که ضمن آخرین وداع به فرزندش فرمود نیر مرحوم چنین گوید:
چون کشم من رخت از این دیر کهن
هین توئی گنجور علم من لدن
هر چه میراث نبوت زان تست
ملک هستی جمله در فرمان تست
دست، دست تست در ملک وجود
ای به صلب بوالبشر سر سجود
ای به بیماران دم پاکت شفا
چون شوم من کشته از تیغ جفا
این غریبان را ببر سوی وطن
زان سپس گو با رسول موتمن
یا رسول الله حسینت کشته شد
پیکر پاکش به خون آغشته شد
خواهران و دخترانش شد اسیر
چون پری در دست دیوان شریر
کوفیان از گلشنت بهر نظر
بارها بستند از گلهای تر
جای آن سر کز کنارت دور شد
گه بدیر و گه به بزم سور شد
این بگفت و بانوان بدرود کرد
رو به سوی کعبهی مقصود کرد [۸۷].
[صفحه ۷۷]
برگرفته از کتاب حضرت سجاد علیه السلام نوشته آقای فضل الله کمپانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *