سیره عملی و رفتاری

رفتار امام سجاد با همه موجودات

امام باقر گوید:
پدرم روزی غلامی را پی کاری فرستاده بود. غلام دیر برگشت. پدرم تازیانه‌ای بدو زد غلام گریست و گفت:
– علی بن الحسین! از خدا بترس! مرا پی کاری می‌فرستی سپس مرا می‌زنی؟! پدرم به گریه افتاد و گفت پسرکم! نزد قبر رسول خدا برو! دو رکعت نماز بکن و بگو خدایا روز رستاخیز گناه علی بن الحسین را ببخش سپس به غلام گفت تو در راه خدا آزادی [۴۸۲] او نه تنها بر انسانها، بر جانداران نیز مهربان بود.
[صفحه ۱۵۳]
شتری داشت که با آن به مکه می‌رفت. در میان راه هیچگاه آن شتر را نزد [۴۸۳].
کلینی نویسد: بیست و دو بار بر پشت آن شتر حج کرد و هرگز شتر را آزار نرساند [۴۸۴].
مجلسی از ابراهیم بن علی و او از پدرش روایت کند که با علی بن الحسین به حج رفتم. روزی شتر او در راه ماند، چوبدستی را برداشت که به شتر بزند سپس گفت آه اگر قصاصی نمی‌بود [۴۸۵].
[صفحه ۱۵۵]
برگرفته از کتابزندگانی علی بن الحسین (ع) نوشته آقای جعفر شهیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *