امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

زمامداری یزید و امامت امام سجاد علیه السلام

با مرگ معاویه و آغاز زمامداری یزید، فصل تازهای در تاریخ سیاسی اسلام گشوده شد. یزید جوانی بود که نه تنها از تربیت دینی
بهرهای نداشت؛ بلکه بنابر اعتقاد بعضی از محققان، وی بر اساس تعلیمات مسیحیت پرورش یافته بود و یا حداقل به مسیحیت تمایل
دختر بجدل کلبی بود. [ ۸۹ ] قبیلهی بنی کلب بادیه نشین بودند. نسب یزید از دیدگاه برخی از « میسون » داشت. [ ۸۸ ]. مادر یزید
مورخان و نسب شناسان مورد طعن و رد قرار گرفته است. زیرا زمانی که میسون را پیش معاویه بردند، وی به یزید از غلام پدرش
آبستن بوده است [ ۹۰ ]، و چون این زن روزی در کاخ معاویه شعری زمزمه کرده و ضمن آن از زندگی در آن کاخ، اظهار دلتنگی
نمود، معاویه او و فرزندش یزید را به محل قبیلهاش در بادیه برگرداند. بنابراین، یزید در قبیله و درون خیمه و به دور از آداب و
صفحه ۳۴ از ۱۲۶
رسوم شهری بزرگ شد. تنها بهرههایی که از تربیت گرفت، گشاده زبانی، شعر نیک گفتن و شکار بود. [ ۹۱ ] پس از آن که حاکم
شد مشاورانی که گرد او را گرفتند، در کار دین و ایمان و شناخت مردم از او بهتر نبودند. یزید حتی ظاهر اسلام را نیز رعایت
نمیکرد و از شراب خواری، سگ بازی و… [صفحه ۵۹ ] در انظار مردم ابایی نداشت [ ۹۲ ] گروهی از مسلمانان پارسا که دوران
خلافت امام علی علیه السلام را دیده بودند و بدعتهای دورهی معاویه را پیش چشم داشتند؛ و میدیدند یزید دنبالهرو معاویه و در
خوار شمردن دین اسلام حتی گستاختر از اوست، حکومت وی را برنمیتابیدند. یزید از کار ادارهی حوزهی پهناور اسلامی چیزی
نمیدانست؛ لذا با شتاب و سختگیری در بیعت گرفتن از امام حسین علیه السلام، فاجعهی دلخراش محرم ۶۱ هجری را به وجود آورد
و زشتتر از این عمل، اسیر کردن خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و بردن آنان به کوفه و روانه ساختن به شام بود که ناپختگی،
بلکه نابخردی او را نشان میداد. در چنین شرایطی امام سجاد علیه السلام امامت و رهبری شیعیان را عهدهدار شد؛ عصری که
مصادف با یکی از تاریکترین ادوار حکومت در تاریخ اسلام بود. هر چند پیش از این دوره، ارزشهای دینی دست خوش
انحراف و تحریف گشته و حاکمیت استبداد و خودکامگی بروز و نمود پیدا کرده بود؛ اما عصر امام سجاد علیه السلام با دورههای
پیش، این تفاوت را داشت که حاکمان جامعه به صورت علنی و بدون هیچ گونه پرده پوشی به مقدسات اسلام دهن کجی
میکردند، آشکارا اصول اسلامی را زیر پا میگذاشتند و هیچ کس جرئت کوچکترین اعتراض را نداشت. در این زمان مردم شهر
مدینه، مرکز حکومت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، میبایست به عنوان بردهی یزید با او بیعت میکردند. [ ۹۳ ] انحرافات دینی در
قالب اطاعت از خلیفه و حفظ جماعت در هر شرایطی و حرمت نقض بیعت [ ۹۴ ] بروز و نمود پیدا کرده بود. این مسأله به شدت
مورد اعتقاد شامیان بود؛ به طوری که در واقعهی حره، امویان با استفاده از این حربه، افراد زیادی را برای مقابله با اهل مدینه گسیل
داشتند. [ ۹۵ ]. سردار شامیان، مسلم بن عقبه، سخت به این اصل معتقد بود. از این رو حاضر شد به مدینۀ الرسول حمله کند و حرمت
آن را از بین ببرد؛ تازه بعد از این همه جنایت و قتل عام میگفت: [صفحه ۶۰ ] خدایا! تو میدانی که من در مورد هیچ خلیفهای نه
پنهان و نه آشکار نافرمانی نکردهام و بهترین عمل خویش را بعد از شهادت به لا اله الا الله و بندگی و رسالت محمد صلی الله علیه و
خدایا! تو » : آله، کشتن اهل حره میدانم. [ ۹۶ ]. حصین بن نمیر، جانشین مسلم، از وی نقل میکند که در وقت مرگ میگفت
.[ میدانی که من با هیچ خلیفهای در نیفتاده و هیچگاه از جماعت جدا نشدم، پس مرا بیامرز [ ۹۷
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *