احادیث و سخنان

سخنان امام سجاد در مورد ترس از خدا

(۸۷) اللهم انک خلقتنی سویا، و ربیتنی صغیرا، و رزقتنی مکفیا.
[صفحه ۲۱۹]
اللهم انی وجدت فیما انزلت من کتابک، و بشرت به عبادک ان قلت: (یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا)، و قد تقدم منی ما قد علمت و ما انت اعلم به منی، فیاسواتا مما احصاه علی کتابک،
فلولا المواقف التی اومل من عفوک الذی شمل کل شیء لالقیت بیدی، و لو ان احدا استطاع الهرب من ربه لکنت انا احق بالهرب منک، و انت لا تخفی علیک خافیه فی الارض و لا فی السماء الا اتیت بها، و کفی بک جازیا، و کفی بک حسیبا.
ترجمه: بارالها تو مرا مستوی الخلقه آفریدی و از کوچکی پرورش دادی و به قدر کفایت روزی رساندی. خدایا من در کتاب منزل تو (قرآن کریم) مطلبی یافتم که بندگانت را بدان بشارت داده و فرمودی: ای بندگان من که به خویشتن (در نتیجهی معصیت) ستم کردهاید از رحمت خدا ناامید نشوید زیرا خداوند جمیع گناهان میآمرزد، و پیش از این، از من آنچه تو میدانی و بهتر از من میدانی (گناهانی) سر زده است پس وای به رسوائی من از آنچه نامهی تو (از گناهانم) یکی یکی بر من، شمرده است و اگر جاهای امید از عفو تو که شامل هر چیزی است نبود من از نجات خود دست میشستم و اگر کسی توانائی گریز از پروردگار خود را داشت یقینا من از همه سزاوارتر بودم که از تو بگریزم و چیزی در زمین و آسمان بر تو پنهان نیست جز اینکه آن را حاضر میآوری و برای پاداش و حساب آن کافی میباشی.
(۸۸) اللهم انک طالبی ان انا هربت، و مدرکی ان انا فررت، فها انا ذابین یدیک خاضع ذلیل راغم، ان تعذبنی فانی لذلک اهل، و هو – یا رب – منک عدل، و ان تعف عنی فقدیما شملنی عفوک، و البستنی عافیتک.
[صفحه ۲۲۰]
فاسئلک – اللهم – بالمخزون من اسمآئک، و بما وارته الحجب من بهآئک، الا رحمت هذه النفس الجزوعه، و هذه الرمه الهلوعه، التی لا تستطیع حر شمسک، فکیف تستطیع حر نارک؟ و التی لا تستطیع صوت رعدک، فکیف تستطیع صوت غضبک؟
ترجمه: بارالها اگر من بگریزم تو جویندهی منی و اگر فرار کنم مرا دریابی، اینک من در حضور تو فروتن و خوار و زبون (بینی بر خاک نهاده) ایستادهام پس اگر مرا عذاب کنی من سزاوار آنم و این کیفر پروردگار من مقتضای عدل توست و اگر از من درگذری از دیر وقت عفو تو شامل حال من شده و مرا جامهی عافیت پوشانیدهای پس خدایا از تو مسالت میکنم به نامهای پنهان شدهات و به آن روشنی تو که پردههای (عظمت و جلالت) آن را (از نظر آفریدگان) پوشانیده که بر این جان ضعیف و استخوان پوسیدهی ناتوان؛ رحمت آوری که تاب تحمل حرارت آفتاب تو را ندارد پس چگونه به تحمل گرمی آتش دوزخ تو توانائی داشته باشد؟ و صدای رعد تو را نمیتواند بشنود پس چگونه نهیب خشم تو را بشنود؟
(۸۹) فارحمنی – اللهم – فانی امرو حقیر، و خطری یسیر، و لیس عذابی مما یزید فی ملکک مثقال ذره، ولو ان عذابی مما یزید فی ملکک لسئلتک الصبر علیه، و احببت ان یکون ذلک لک، و لکن سلطانک – اللهم – اعظم، و ملکک ادوم من ان تزید فیه طاعه المطیعین، او تنقص منه معصیه المذنبین،
فارحمنی یا ارحم الراحمین، و تجاوز عنی یا ذا الجلال و الاکرام، و تب علی، انک انت التواب الرحیم.
ترجمه: پس خدایا بر من رحم کن زیرا من حقیر و کوچکم و منزلتم ناچیز است و عذاب من به اندازهی ذرهای بر ملک تو نیفزاید و اگر عذاب من بر
[صفحه ۲۲۱]
ملک تو میافزود من برای تحمل آن از تو صبر میخواستم و دوست داشتم که آن فزونی برای تو باشد ولی خدایا سلطنت تو بزرگتر و پادشاهی تو استوارتر از آن است که طاعت فرمانبران بر آن بیفزاید یا معصیت گناهکاران از آن بکاهد، پس بر من رحم کن ای مهربانترین مهربان و از (گناهان) من درگذر ای صاحب جلالت و کرامت و توبهی مرا بپذیر که تو بسیار توبهپذیر و مهربانی.
برگرفته از کتاب حضرت سجاد علیه السلام نوشته آقای فضل الله کمپانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *