احادیث و سخنان

سخنان امام سجاد در مورد ذکر توبه

(۵۸) اللهم یا من لا یصفه نعت الواصفین، و یا من لا یجاوزه رجآء الراجین، و یا من لا یضیع لدیه اجر المحسنین، و یا من هو منتهی خوف العابدین، و یا من هو غایه خشیه المتقین،
ترجمه: بار خدایا ای آن که زبان توصیف کنندگان از وصف تو عاجز مانده است و ای آن که امید امیدواران از تو در نگذرد (تو پایان هر امیدی است) و ای آن که پاداش نیکوکاران در نزد تو ضایع نگردد و ای آن که تو پایان خوف عبادت کنندگان بوده و غایت خشیت پرهیزکاران است.
(۵۹) هذا مقام من تداولته ایدی الذنوب، و قادته ازمه الخطایا، و استحوذ علیه الشیطان، فقصر عما امرت به تفریطا، و تعاطی ما نهیت عنه تغریرا،
کالجاهل بقدرتک علیه، او کالمنکر فضل احسانک الیه، حتی اذا انفتح له بصر الهدی، و تقشعت عنه سحآئب العمی، احصی ما ظلم به نفسه، و فکر فیما خالف به ربه، فرای کبیر عصیانه کبیرا، و جلیل مخالفته جلیلا،
ترجمه: این جایگاه کسی است که گناهان او را دست به دست گردانیده و مهارهای خطاها او را کشیدهاند و شیطان به او چیره شده و از انجام آنچه بدو امر کرده بودی از روی تفریط کوتاهی کرده و آنچه را که نهی فرموده بودی از روی غرور به جا آورده است. مانند کسی که قدرت تو را دربارهی خودش ندانسته یا مانند کسی که زیادی احسان تو را به خود انکار کرده باشد تا زمانی که دیدهی هدایت برای او گشوده گردد و ابرهای نابینائی (گمراهی) از (پیش چشم) او پراکنده شود (در
[صفحه ۲۰۱]
آن حال ستمهائی را که به خود روا داشته بشمارد و دربارهی آنچه پروردگارش را مخالفت کرده اندیشه نماید پس گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظیمش را عظیم بیند.
(۶۰) فاقبل نحوک موملا لک، مستحییا منک، و وجه رغبته الیک ثقه بک، فامک بطمعه یقینا، و قصدک بخوفه اخلاصا، قد خلا طمعه من کل مطموع فیه غیرک، و افرخ روعه من کل محذور منه سواک، فمثل بین یدیک متضرعا، و غمض بصره الی الارض متخشعا، و طاطا راسه لعزتک متذللا، و ابثک من سره ما انت اعلم به منه خضوعا، و عدد من ذنوبه ما انت احصی لها خشوعا، و استغاث بک من عظیم ما وقع به فی علمک، و قبیح ما فضحه فی حکمک من ذنوب ادبرت لذاتها فذهبت، و اقامت تبعاتها فلزمت.
ترجمه: پس در حالی که به تو امیدوار و (در عین حال) از تو شرمنده است به سوی تو روی آورده و با اعتماد (به فضل و رحمت) تو میل و رغبت خود را به تو متوجه نموده است و از روی یقین با طمع و آرزو آهنگ تو کرده و با دل ترسان و بیآلایش قصد تو نموده است، چشم طمع از غیر تو بسته و جز تو از کسی بیمی ندارد، پس زاری کنان در حضور تو ایستاده و با خشوع و از فروتنی، چشمش را به زمین انداخته و سرش را ذلیلانه در برابر عزت تو فرود آورده است، و راز خود را با اینکه تو به آن از وی داناتری با حال خضوع با تو در میان نهاده و گناهانش را هم که شمارش آنها را تو بهتر از او میدانی با حالت خشوع شمرده است و از آن (گناهان) بزرگی که مرتکب شده و تو میدانی و از کارهای زشتی که به حکم تو مایهی رسوائی است به تو استغاثه نموده است: گناهانی که لذات و خوشی آنها گذشته و رفته و گرفتاری هایشان برجای مانده است.
[صفحه ۲۰۲]
(۶۱) لا ینکر – یا الهی – عدلک ان عاقبته، و لا یستعظم عفوک ان عفوت عنه و رحمته، لانک الرب الکریم الذی لا یتعاظمه غفران الذنب العظیم.
اللهم فما انا ذا قد جئتک مطیعا لامرک فیما امرت به من الدعآء، متنجزا وعدک فیما وعدت به من الاجابه، اذ تقول: (ادعونی استجب لکم)
ترجمه: ای خدای من اگر او را کیفر دهی عدل، تو را انکار نمیکند (زیرا به مقتضای عدالت این عقوبت نتیجهی عمل اوست و تو او را ستم نکردهای) و اگر از او درگذری و مهربانی کنی عفو و گذشت تو را (در برابر رحمت واسعهات) بزرگ نشمارد زیرا تو آن پروردگار کریمی هستی که آمرزش گناه بزرگ نزد او بزرگ ننماید.
خدایا اینک من در حالی که فرمان تو را در مورد دعا که به آن امر فرمودهای اطاعت کرده و به درگاه تو آمدهام و وفا به وعدهات را دربارهی اجابت دعا خواهانم جائی که میفرمائی (ادعونی استجب لکم) مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم.
(۶۲) اللهم فصل علی محمد و اله، و القنی بمغفرتک کما لقیت باقراری، و ارفعنی عن مصارع الذنوب کما وضعت لک نفسی، و استرنی بسترک کما تانیتنی عن الانتقام منی.
اللهم و ثبت فی طاعتک نیتی، و احکم فی عبادتک بصیرتی، و وفقنی من الاعمال لما تغسل به دنس الخطایا عنی، و توفنی علی ملتک و مله نبیک محمد – علیهالسلام – اذا توفیتنی.
ترجمه: بار خدایا پس بر محمد و آلش درود بفرست و مرا با آمرزش خود بپذیر همچنان که من با اقرار به گناه خود به درگاه تو آمدم و چنان که من
[صفحه ۲۰۳]
خود را برای تو به خاک مذلت افکندم تو هم (دست مرا بگیر و) از لغزشگاه های گناهان (که افتادهام) بلندم کن و چنان که در عقوبت من درنگ فرمودی با پردهی (رحمت و کرمت) مرا بپوشان. خدایا نیت مرا در طاعت خود ثابت و استوار کن و بصیرت مرا در بندگیت محکم (و یا حکیمانه) گردان و مرا به انجام اعمالی توفیق ده که به وسیلهی آنها چرکی خطاها را از من بشوئی (اعمال حسنهای که گناهان را نابود کند و موجب آمرزش شود) و چون مرا قبض روح فرمائی بر دین خود و آئین پیغمبرت محمد صلی الله علیه و آله بمیران.
(۶۳) اللهم انی اتوب الیک فی مقامی هذا من کبآئر ذنوبی و صغآئرها، و بواطن سیئاتی و ظواهرها، و سوالف زلاتی و حوادثها، توبه من لا یحدث نفسه بمعصیه، و لا یضمر ان یعود فی خطیئه.
و قد قلت یا الهی فی محکم کتابک انک تقبل التوبه عن عبادک، و تعفو عن السیئات، و تحب التوابین، فاقبل توبتی کما وعدت، و اعف عن سیئاتی کما ضمنت، و اوجب لی محبتک کما شرطت.
(۶۴) و لک – یا رب – شرطی الا اعود فی مکروهک، و ضمانی ان لا ارجع فی مذمومک، و عهدی ان اهجر جمیع معاصیک.
ترجمه: بارالها من در این مقام از گناهان بزرگ و کوچک خود و از بدیهای پنهان و آشکارم و از لغزشهای کهنه و نو به سوی تو توبه میکنم (مانند) توبهی کسی که یاد گناهی نکند و اندیشهی برگشتن به خطائی را در دل خود راه ندهد و تو ای خدای من در کتاب محکم خود (قرآن کریم) فرمودهای که تو از بندگانت توبه را میپذیری و از بدیها در میگذری و توبه کنندگان را دوست داری، پس همچنان که وعده فرمودهای توبهی مرا بپذیر و چنان که ضمانت
[صفحه ۲۰۴]
فرمودهای از بدیهای من درگذر و مطابق شرطی که نمودهای دوستی خود را شامل من گردان و من هم ای پروردگار من با تو شرط میکنم که به کاری که ناخوشایند توست بازنگردم و به عهده گرفتم که به آنچه مورد ذم و نکوهش توست رجوع ننمایم و پیمان بستم که از جمیع نافرمانی های تو دوری گزینم [۱۵۴].
(۶۵) اللهم انک اعلم بما عملت، فاغفر لی ما علمت، و اصرفنی بقدرتک الی ما احببت.
اللهم و علی تبعات قد حفظتهن، و تبعات قد نسیتهن، و کلهن بعینک التی لا تنام، و علمک الذی لا ینسی، فعوض منها اهلها، و احطط عنی وزرها، و خفف عنی ثقلها، و اعصمنی من ان اقارف مثلها.
ترجمه: خدایا آنچه من کردهام؛ تو (از خود من) داناتری پس آنچه را که میدانی بیامرز و مرا به قدرت خود به سوی (عمل) که دوست داری روانه کن.
بارالها بر ذمهی من گرفتاریهائی (از نظر حقوق مردم) است که بعضی از آنها را به یاد دارم و برخی را فراموش کردهام و همهی آنها پیش چشم توست که هرگز خواب نرود و در علم توست که به آن فراموشی راه ندارد پس صاحبان آنها را (کسانی را که به هر عنوانی حقی در ذمهی من دارند) به جای من عوض ده و گناه آن را از من ببر و سنگینی (بار گناه) آن را بر من سبک گردان و مرا (بعد از این) از انجام مانند آن نگهدار.
(۶۶) اللهم و انه لا وفآء لی بالتوبه الا بعصمتک، لا استمساک بی عن
[صفحه ۲۰۵]
الخطایا الا عن قوتک، فقونی بقوه کافیه، و تولنی بعصمه مانعه.
اللهم ایما عبد تاب الیک و هو فی علم الغیب عندک فاسخ لتوبته، و عائد فی ذنبه و خطیئته، فانی اعوذ بک ان اکون کذلک، فاجعل توبتی هذه توبه لا احتاج بعدها الی توبه، توبه موجبه لمحو ما سلف، و السلامه فیما بقی.
ترجمه: خدایا برای من در توبه؛ پایداری نیست مگر به نگهداری تو و از انجام خطاها بازنمانم مگر به قدرت تو پس مرا با قدرتی که کفایت کننده باشد نیرو ده و با عصمتی که مانع (از انجام گناه) شود یاری فرما.
خدایا (چنانچه) بندهای به سوی تو بازگشت نمود و تو به علم غیب میدانی که او توبه را شکسته و به سوی گناه و خطایش بازخواهد گشت پس من به تو پناه میبرم که چنین (مانند او) باشم، توبهی مرا چنان قرار ده که (آخرین توبه بوده و) پس از آن احتیاجی به توبهی دیگر نباشد توبهای که موجب محو گناهان گذشته بوده و در آینده نیز مرا از معصیت بر کنار دارد.
(۶۷) اللهم انی اعتذر الیک من جهلی، و استوهبک سوء فعلی، فاضممنی الی کنف رحمتک تطولا، و استرنی بستر عافیتک تفضلا.
اللهم و انی اتوب الیک من کل ما خالف ارادتک، او زال عن محبتک، من خطرات قلبی، و لحظات عینی، و حکایات لسانی، توبه تسلم بها کل جارحه علی حیالها من تبعاتک، و تامن مما یخاف المعتدون من الیم سطواتک.
ترجمه: خدایا من از جهل و نادانی خود به سوی تو پوزش میطلبم و از بد کرداری خود بخشش میخواهم پس به لطف و احسان خویش مرا در پناه
[صفحه ۲۰۶]
رحمت خود گیر و از روی تفضل مرا جامهی عافیت بپوشان.
بارالها من از اندیشههای دل و نگاههای چشم و گفتارهای زبان آنچه مخالف ارادهی تو و خارج از محبت و دوستی توست به سوی تو توبه میکنم، توبهای که هر یک از اندامها (و اعضای تن من) از کیفر و عقوبت سالم ماند و از سطوات دردناک تو که تجاوزکاران (از آن) میترسند ایمن باشد.
(۶۸) اللهم فارحم وحدتی بین یدیک، و وجیب قلبی من خشیتک، و اضطراب ارکانی من هیبتک، فقد اقامتنی – یا رب – ذنوبی مقام الخزی بفنآئک، فان سکت لم ینطق عنی احد، و ان شفعت فلست باهل الشفاعه.
ترجمه: خدایا به تنهائی من در پیشگاه تو و به تپیدن دلم از ترس تو و به لرزش ارکان وجودم از هیبت تو رحم کن (زیرا) گناهانم مرا در آستان تو در جائی نگهداشتهاند که رسوائی آورد پس اگر سکوت اختیار کنم کسی از جانب من سخن نگوید و اگر شفیعی جویم (برای آمرزش گناهان کسی شفیع من نمیشود زیرا) سزاوار شفاعت نیستم.
(۶۹) اللهم صل علی محمد و اله، و شفع فی خطایای کرمک، وعد علی سیئاتی بعفوک، و لا تجزنی جزآئی من عقوبتک، و ابسط علی طولک، و جللنی بسترک، و افعل بی فعل عزیز تضرع الیه عبد ذلیل فرحمه، او غنی تعرض له عبد فقیر فنعشه.
ترجمه: بارالها بر محمد و آلش درود بفرست و کرم خود را در (مورد آمرزش) گناهان من شفیع گردان و به عفو خود از گناهانم درگذر و مرا به جزائی از عقوبت خود (که سزاوار آنم) جزا مده و احسانت را بر من بگستر و مرا بر
[صفحه ۲۰۷]
پردهی (عفو) خود بپوشان و با من مانند رفتار بزرگی با بندهی ذلیل و خوار رفتار کن که این زاری نماید و او هم بر حال این رحمت آورد، یا مانند ثروتمند و توانگری که بندهی فقیری از او درخواست (کمک) کند و او از وی سد فقر نماید.
(۷۰) اللهم لا خفیر لی منک فلیخفرنی عزک، و لا شفیع لی الیک فلیشفع لی فضلک، و قد اوجلتنی خطایای فلیومنی عفوک.
فما کل ما نطقت به عن جهل منی بسوء اثری، و لا نسیان لما سبق من ذمیم فعلی، لکن لتسمع سمآوک و من فیها، و ارضک و من علیها ما اظهرت لک من الندم، و لجات الیک فیه من التوبه.
فلعل بعضهم برحمتک یرحمنی لسوء موقفی، او تدرکه الرقه علی لسوء حالی، فینالنی منه بدعوه هی اسمع لدیک من دعآئی، او شفاعه او کد عندک من شفاعتی، تکون بها نجاتی من غضبک، و فوزتی برضاک.
ترجمه: بارالها برای من پناه دهندهای نیست پس عزت تو پناه من باشد و به سوی تو شفیعی ندارم پس فضل و احسان تو شفیع من باشد و گناهانم مرا خوفناک کرده پس گذشت تو مرا ایمن گرداند، آنچه گفتم از روی جهل به کار زشت خود و یا فراموشی افعال نکوهیدهی گذشتهام نیست بلکه برای آن است که آسمان و اهل آن و زمین و ساکنان آن ندامت مرا که برایت اظهار نمودم و توبهای را که به وسیله آن به سوی تو پناه بردم؛ بشنوند شاید یکی از آنان به رحمت تو به موقعیت بدی که دارم ترحم کند و یا بر بدحالی من رقت آورد پس دعائی از جانب او به من رسد که آن دعا در نزد تو از دعای من به اجابت نزدیکتر شود یا شفاعتی کند که از شفاعت من در نزد تو موثرتر باشد و به سبب آن از خشم تو رهائی یابم و به رضا و خشنودی تو رستگار و پیروز گردم.
[صفحه ۲۰۸]
(۷۱) اللهم ان یکن الندم توبه الیک فانا اندم النادمین، و ان یکن الترک لمعصیتک انابه فانا اول المنیبین، و ان یکن الاستغفار حطه للذنوب فانی لک من المستغفرین.
ترجمه: خدایا اگر پشیمانی (از گناه) توبه سوی توست پس من از هر پشیمانی؛ پشیمانترم و اگر ترک معصیت تو بازگشت (به تو) است پس من اولین بازگشت کنندهام و اگر طلب آمرزش موجب ریزش گناهان است پس من از آمرزش خواهانم.
(۷۲) اللهم فکما امرت بالتوبه و ضمنت القبول، و حثثت علی الدعآء و وعدت الاجابه، فصل علی محمد و اله، و اقبل توبتی، و لا ترجعنی مرجع الخیبه من رحمتک، انک انت التواب علی المذنبین، و الرحیم للخاطئین المنیبین.
ترجمه: بار خدایا همچنان که به توبه کردن فرمان داده و قبول آن را به عهده گرفتی و به دعا ترغیب نموده و وعدهی اجابت فرمودی پس بر محمد و آل او درود بفرست و توبهی مرا بپذیر و مرا از رحمت خود ناامید باز مگردان زیرا که تو توبهی گناهکاران را میپذیری و بر خطاکارانی که (پشیمان شده و به سوی تو بازگشتهاند) مهربانی.
(۷۳) اللهم صل علی محمد و اله کما هدیتنا به، و صل علی محمد و اله کما استنقذتنا به، و صل علی محمد و اله صلوه تشفع لنا یوم القیامه و یوم الفاقه الیک، انک علی کل شیء قدیر، و هو علیک یسیر.
[صفحه ۲۰۹]
ترجمه: بارالها بر محمد و آل او درود بفرست همچنان که ما را به وسیلهی او هدایت فرمودی و بر محمد و خاندانش درود بفرست چنان که ما را به وسیلهی او (از کفر و شرک) نجات داده و رهائی بخشیدی و بر محمد و آلش درود بفرست (چنان) درودی که ما را در روز قیامت و روز احتیاج به تو شفاعت نماید زیرا که تو بر (انجام) هر چیز توانائی و آن (درخواست من یا انجام هر چیز) بر تو آسان است.
برگرفته از کتاب حضرت سجاد علیه السلام نوشته آقای فضل الله کمپانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *