حوادث، وقایع، هجرت

سخنان امام سجاد علیه السلام در مدینه

فریاد شیون و زاری از جمعیت بلند بود. امام علیه السلام اشکهایش را با پارچهای خشک کرده، روی چهارپایهای نشست و مردم را
به سکوت دعوت کرد. حضرت بعد از ذکر نام خدا و حمد و ستایش الهی فرمود: ای مردم! به راستی خداوندی که سزاوار ستایش
است، ما را به مصیبتهای بزرگی که رخنهای عظیم در اسلام پدید آورد، آزمود. اباعبدالله و جوانان و یارانش به شهادت رسیدند و
زنان و فرزندانش اسیر شدند. سر شهدا را در شهرها بر بالای نیزه گردانیدند. این مصیبتی است که هیچ مصیبتی بدان نرسد. ای
مردم! کدام یک از مردان شما هست که پس از این قتل شادمان گردد؟ کدام چشمی است که تواند اشک خود را نگه دارد و از
جاری شدن آن بخل بورزد؟ به راستی که آسمانهای هفتگانه بر قتل او گریستند و امواج اقیانوسها، ارکان آسمان، اطراف زمین،
شاخههای درختان، [صفحه ۱۴۱ ] ماهیان، گردابهای دریاها، فرشتگان مقرب خدا و ساکنان آسمانها، همه گریانند. ای مردم!
کدام دل است که بر شهادت او نشکافد؟ و کدام قلب است که بر او ناله نکند؟ کدامین گوش است که توان شنیدن این مصیبت و
دیدن رخنهای که بر اسلام وارد شد، داشته باشد؟ ای مردم! ما را بدون این که جرمی کرده یا عمل بدی مرتکب شده و به اسلام
خللی وارد کرده باشیم، طرد کردند، پراکندند و از شهرها بیرون کردند؛ گویا ما اسیران ترک و کابلیم. چنین جنایتی را دربارهی
نیاکان خویش نشنیده بودیم و این جز یک جنایت بزرگ و تکذیبی به آیات حق، چیزی نیست. به خدا قسم! اگر پیامبر صلی الله
علیه و آله به جای آن همه سفارش در حق ما، به آنان پیشنهاد جنگ با ما را میداد، بیش از این نسبت به ما جنایت نمیکردند. انا
لله و انا الیه راجعون. در این مصیبتهای عظیم، دردناک، فجیع، دلخراش، تلخ و جانکاه که بر ما وارد شد و رنجهایی که به ما رسید
همه را به حساب خدا میگذاریم که او قادر و انتقام گیرنده است. [ ۳۰۴ ]. اگر خطبههای امام سجاد و دیگر اهل بیت علیهم السلام
در کوفه، شام و مدینه را با هم مقایسه کنیم، نکات جالبی به دست میآید. در کوفه، امام و دیگر اهل بیت علیهم السلام بر سرزنش
اهل کوفه و توجه دادن آنان به گناه بزرگی که مرتکب شده بودند، تکیه داشتند. در آنجا معرفی کردن حضرت، نیاز نبود و بدین
من، علی، فرزند حسین، » : جهت امام سجاد علیه السلام هنگام معرفی خود به کسانی که او را نمیشناختند، به این جمله اکتفا میکند
اما شامیان، اهل بیت علیهم السلام را نمیشناسند؛ حسین را نمیشناسند؛ علی بن ابیطالب را «. فرزند علی، فرزند ابیطالب هستم
نمیشناسند؛ خویشاوندی امام حسین علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله را نمیدانند؛ از این رو، تکیه کلام آنان در شام، بیان
انتساب خویش با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان فضایل امیرمؤمنان و [صفحه ۱۴۲ ] فاطمهی زهرا علیهم السلام، بیان افتخارات
خاندان خویش در خدمت به اسلام و گوشزد کردن خیانتها و گذشتهی بد یزید و اجدادش میباشد؛ لذا میبینیم که بیش از نیمی
از خطبهی امام در شام، بیان فضایل امیرمؤمنان علیه السلام است. و اما مضمون خطبه در مدینه، بیان فاجعهی درد آوری است که
اتفاق افتاده و مظلومیتی که واقع شده بود. و باید در سینهها ثبت گشته و غم و اندوه آن فراموش نشود. امام علیه السلام اهل مدینه را
به برپایی عزا، ماتم و مصیبت میخواند. این جا از معرفی خویش، خاندان و بیان فضایل خبری نیست؛ زیرا مردم مدینه، به حد کافی
با اهل بیت علیهم السلام آشنا و به فضایل آنان آگاه هستند. اهل مدینه جنایت کربلا را دورادور شنیده به عمق فاجعه پی نبردهاند، از
این رو عمق فاجعه، برای آنها باید شکافته شود؛ و بنابراین امام علیه السلام بر این مطلب، تکیه داشتند. پس از این، امام زینالعابدین
علیه السلام به همراه خاندان خود، وارد مدینه شدند [ ۳۰۵ ] و سفر مصیبت بار کربلا پایان یافت. نقل شده است که ابراهیم، فرزند
حضرت فرمود: هنگامی که وقت نماز شد، اذان و «؟ کدام کس غالب شد » : طلحۀ بن عبیدالله، نزد امام سجاد علیه السلام آمد و گفت
.[ اقامه بگو. در آن وقت خواهی فهمید که چه کسی پیروز شد. [ ۳۰۶
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *