احادیث و سخنان

سخنان منسوب به امام سجاد

تبارک ذوالعلا و الکبریاء
تفرد بالجلال و بالبقاء
فسوی الموت بین الخلق طرا
فکلهم رهائن للفناء
و دنیانا و ان ملنا الیها
فطال بها المتاع الی انقضاء
الا ان الرکون علی غرور
الی دار الفناء من العناء
و قاطنها سریع الظعن عنها
و ان کان الحریص علی الثواء [۱۶۳].
بزرگ است خداوند بلندمرتبه و صاحب عظمت و به جلال و پایندگی متفرد و یگانه است.
(خداوندی که) مرگ را میان تمام آفریدگان برابر قرار داد که جمیع آنها گروگان فنا و مرگ هستند.
و دنیائی که در آن زندگی میکنیم اگر چه به آن مایل هستیم لکن متاع آن دستخوش انقضاء و سپری شدن است.
بدان که رغبت و اعتماد به سرای فانی شوندهی دنیا و فریب خوردن به متاع آن موجب رنج و مشقت است.
و آن که در دنیا اقامت گزیده زود کوچ خواهد نمود اگر چه برای اقامت در آن حریص باشد.
[صفحه ۲۵۰]
نحن بنوالمصطفی ذوو غصص
یجرعها فی الانام کاظمنا
عظیمه فی الانام محنتنا
اولنا مبتلی و اخرنا
یفرح هذا الوری بعیدهم
و نحن اعیادنا ماتمنا
و الناس فی الامن و السرور و ما
یامن طول الزمان خائفنا
و ما خصصنا به من الشرف
الطائل بین الانام افتنا
یحکم فینا و الحکم فیه لنا
جاحدنا حقنا و غاصبنا [۱۶۴].
ما فرزندان مصطفی (پیغمبر) پیوسته غمناکیم و در میان مردم آن که از ما فروخورندهی خشم است جرعهی خشم را فروخورد.
محنت و اندوه ما در میان مردم بزرگ و سخت است و اول و آخر ما (آل محمد) بدین محنت گرفتار است.
این مردم در روز عیدشان سرور و شادی میکنند در صورتی که عیدهای ما ماتمهای ما است.
و مردم در امن و شادمانی هستند در حالی که از خاندان ما کسی که میترسد در طول زمان در امان نمیباشد.
آنچه از فضل و شرف در میان مردم به ما اختصاص داده شده موجب آفت و اندوه ما گردیده است.
منکر حق ما و غصب کنندهی آن (خلفای اموی و عباسی) بر ما حکومت میکند در صورتی که حق ما است که بر او حکومت کنیم.
یحول عن قریب من قصور
مزخرفه الی بیت التراب
فیسلم فیه مهجورا وحیدا
احاط به شحوب الاغتراب
و هول الحشر افظع کل امر
اذا دعی ابن ادم للحساب
[صفحه ۲۵۱]
و الفه کل صالحه اتاها
و سیئه خباها فی الکتاب
لقد ان التزود ان عقلنا
و اخذ الحظ من باقی الشباب [۱۶۵].
(ثروتمندان و توانگران) بعد از مدت کمی از قصرهای زینت یافته و منقش به خانهی خاک (گور) منتقل میشوند.
پس تنها و دور از خویشان تسلیم گور شوند.
و بدنهای آنها از رنج غربت لاغر و پوسیده گردد.
و ترس و وحشت روز برانگیخته شدن در آن موقع که فرزند آدم برای حساب خوانده شود سختترین کارها است.
و آدمی با اعمال نیک و بد خویش که در کتاب (نامهی اعمال او) ثبت و محفوظ است الفت گرفته و محشور شود.
اگر تعقل نمائیم اکنون موقع توشه برداشتن و بهره گرفتن از باقیمانده ایام جوانی (زندگی) است.
فعقبی کل شیء نحن فیه
من الجمع الکثیف الی الشتات
و ما حزناه من حل و حرم
یوزع فی البنین و فی البنات
و فیمن لم نوهله بفلس
و قیمه حبه قبل الممات
یناسینا الاحبه بعد عشر
و قد صرنا عظاما بالیات
کانا لم نعاشرهم بود
و لم یک فیهم خل موات [۱۶۶].
عاقبت هر چیزی که ما دربارهی آن (بیاندیشیم) از اجتماع و انبوهی به سوی تفرقه و پراکندگی است.
و آنچه ما از حلال و حرام جمع کردیم میان پسران و دختران تقسیم میگردد.
[صفحه ۲۵۲]
و باز میان کسانی تقسیم میشود که ما پیش از مرگمان به اندازهی فلسی و قیمت دانهای به آنها ارزش قائل نبودیم!
دوستان پس از ده روز ما را فراموش میکنند و ما نیز (در گورها) استخوانهای پوسیده میگردیم.
مثل اینکه ما با آنها معاشرت دوستانه نکردهایم و در میان آنها نیز یک دوست موافق (برای ما) نبوده است.
تعالج بالطبیب لکل داء
و لیس لداء ذنبک من علاج
سوی ضرع الی الرحمن محض
بنیه خائف و یقین راج
و اظهار الندامه کل وقت
علی ما کنت فیه من اعوجاج
و طول تهجد بطلاب عفو
بلیل مدلهم الستر داج
لعلک ان تکون غدا حظیا
ببلغه فارح و سرور ناج [۱۶۷].
هر دردی را به وسیلهی طبیب معالجه میکنی و برای درد گناه تو علاجی نیست.
مگر اینکه با نیت شخص ترسان (از عذاب خدا) و یقین شخص امیدوار (به کرم و رحمت حق) به درگاه خداوند رحمان تضرع خالصانه کنی.
و از کجی و نادرستی که در اعمال و اقوال تو بوده در هر موقع اظهار ندامت نمائی.
و در شبهای تاریک و مظلم با بیداری و عبادت (از خداوند مهربان) طلب عفو و گذشت نمائی.
شاید فردای قیامت تو را بهرهای حاصل شود که به رستگاری و شادی از نجات یافتن نائل شوی.
[صفحه ۲۵۳]
علیک بصرف نفسک عن هویها
فما شیء الذ من الصلاح
تاهب للمنیه قبل تغدو
کانک لا تعیش الی الرواح
فکم من رائح فینا و غاد
نعته نعاته قبل الصباح
و بادر بالانابه قبل موت
علی ما فیک من عظم الجناح
فلیس اخو الرزانه من یجافی
ولکن من تشمر للفلاح [۱۶۸].
بر تو باد که نفس خود را از هوی و هوس بازداری که هیچ چیز لذت بخشتر از نیکی و شایستگی نیست.
پیش از این که بامداد کنی آمادهی مرگ باش که گوئی آن روز را به شامگاه نمیرسانی.
پس چه بسیار کسان در میان ما بودند که شب نمودند و صبح نکردند و خبر دهندگان پیش از صبحگاه مرگ آنها را خبر دارند.
و پیش از مرگ از گناهان بزرگی که مرتکب شدهای به توبه و بازگشت (به سوی خدا) بشتاب.
پس کسی که جفاکاری کند. عاقل و خردمند نیست بلکه خردمند کسی است که برای رسیدن به رستگاری دامن همت به کمر زند.
و ان صافیت او خاللت خلا
ففی الرحمن فاجعل من یواحی
و لا تعدل بتقوی الله شیئا
ودع عنک الملاله و التراخی
فکیف تنال فی الدنیا سروا
و ایام الحیوه الی انسلاخ
و جل سرورنا فیما عهدنا
مشوب بالبکاء و بالصراخ
فقد عمی ابن ادم لا یریها
عمی افضی الی صمم الصماخ [۱۶۹].
و اگر با کسی با اخلاص مواخات و دوستی خواهی نمود این دوستی و
[صفحه ۲۵۴]
برادری را دربارهی خداوند رحمان قرار ده.
و هیچ چیز را با تقوای خدا برابر مگیر و در این کار ملالت و مسامحه را رها کن.
چگونه در سرای دنیا به سرور و خوشی نائل شوی در حالی که روزهای زندگانی تو رو به انقطاع است؟
اکثر شادمانی های ما تا جائی که میدانیم آمیخته به گریه و فریاد است.
فرزند آدم کور گردید به طوری که آن کوری با کر شدن گوش توام میباشد (حقایق را نمیبیند و نمیشنود).
هل الدنیا و ما فیها جمیعا
سوی ظل یزول مع النهار
تفکر این اصحاب السرایا
و ارباب الصوافن و العشار
و این الاعظمون یدا و باسا
و این السابقون لدی الفخار
و این القرن بعد القرن منهم
من الخلفاء و الشم الکبار
کان لم یخلقوا اولم یکونوا
فهل حی یصان عن البوار [۱۷۰].
آیا دنیا و آنچه در دنیا است تماما جز سایهای که با رفتن روز (آفتاب) از بین میرود چیزی دیگر است؟
بیندیش که کجا رفتند سپاه داران و صاحبان اسبان تندرو و شتران هامون نورد؟
و کجا هستند بزرگان صاحب قدرت و شوکت و کجایند آنهائی که در هنگام مفاخره به همدیگر سبقت میجستند؟
و کجا شدند کسانی که (در شان و مقام) نظیر هم بودند یکی پس از دیگری از خلفاء و کریمان قوم و بزرگان؟
(چنان رفتند) که گوئی آفریده نشده و یا از اول نبودند بنابراین هیچ
[صفحه ۲۵۵]
زندهای از هلاک شدن مصون نمیماند.
لکم ما تدعون بغیر حق
اذا میز الصحاح عن المراض
عرفتم حقنا فجحد تمونا
کما عرف السواد من البیاض
کتاب الله شاهدنا علیکم
و قاضینا الا له فنعم قاض [۱۷۱].
زمانی که درستیها، از نادرستیها تمیز داده شود شما (بنیامیه) بدانچه حق ادعا کردید خواهید رسید شما حق ما را شناختید؛ همچنان که سیاهی از سفیدی باز شناخته شود و سپس آن را انکار کردید.
کتاب خدا میان ما و شما گواه است و خداوند هم داور ما است و چه نیکو داوری است.
لکل تفرق الدنیا اجتماع
فما بعد المنون من اجتماع
فراق فاصل و نوی شطون
و شغل لا تلبس للوداع
و کل اخوه لابد یوما
و ان طال الوصال الی انقطاع
و ان متاع دنیانا قلیل
و ما یجدی القلیل من المتاع
و صار قلیلها حرجا عسیرا
تشتت بین انیاب السباع [۱۷۲].
برای هر گونه امور پراکندهی دنیا جمع شدنی هست (مگر) مرگ که پس از آن هیچ گونه اجتماعی ممکن نباشد.
(زیرا مرگ) فراقی جدا کننده و دوری بیپایانی بوده و کاری است که لباس وداع نپوشد (مجال وداع ندهد).
و (رشتهی) هر گونه اخوت و برادری اگر چه مدت وصال آن زیاد باشد ناچار روزی از هم خواهد گسیخت و یقینا متاع دنیای ما اندک است و متاع اندک هم فائدهای نرساند.
[صفحه ۲۵۶]
و این متاع قلیل هم موجب حرج و عسرت است و در میان دندانهای مردم درنده صفت خرد و پراکنده است.
الا ان السباق سباق زهد
و ما فی غیر ذلک من سباق
و یفنی ما حواه المرء اصلا
و فعل الخیر عند الله باق
ستالفک الندامه عن قریب
و تشهق حسره یوم المساق
اتدری ای یوم ذاک فکر
و ایقن انه یوم الفراق
فراق لیس یشبهه فراق
قد انقطع الرجاء عن التلاقی [۱۷۳].
بدان که مسابقهی (حقیقی) مسابقهی زهد و پارسائی است و در دیگر چیزها غیر از زهد مسابقه نیست.
و انسان هر چه جمع کرده و مالک آن شده دستخوش فنا میشود و کار نیک در نزد خدا باقی میماند.
به زودی ندامت و پشیمانی با تو مانوس میشود و در روز جان سپردن با حسرت و تاسف میمیری.
آیا میدانی آن روز (روز جان سپردن) چه روزی است بیندیش و یقین بدان که آن روز؛ روز جدائی است.
جدائی و فراقی که هیچ فراقی مانند آن نیست (زیرا در جدائیهای دیگر امید وصال و ملاقات هست اما در این جدائی) رشتهی امید ملاقات قطع گردیده است.
و لم یمرر به یوم فظیع
اشد علیه من یوم الحمام
و یوم الحشر افظع کل یوم
اذا وقف الخلائق بالمقام
و کم من ظالم یبقی ذلیلا
و مظلوم یشدد للخصام
[صفحه ۲۵۷]
و شخص کان فی الدنیا حقیرا
تبوء منزل النجب الکرام
فعفو الله اوسع کل شیء
تعالی الله خلاق الانام [۱۷۴].
به آدمی هیچ روز سختی نگذشته است که سختتر از روز مرگ او باشد.
و روز محشور شدن در قیامت از هر روزی سختتر است. در آن هنگام که خلایق در جایگاه حساب نگهداشته شوند.
(زیرا) و چه بسیار ستمگری که در آن روز خوار و ذلیل گردد و چه بسیار مظلومی که در مخاصمه قوی و نیرومند شود.
و چه بسیار اشخاصی که در دنیا حقیر و ناچیز بودند ولی در آن روز در جایگاه نجباء و بزرگان قرار گیرند.
پس عفو و گذشت خداوند تعالی که آفرینندهی مردمان است از هر چیزی وسیعتر است.
[صفحه ۲۵۸]
برگرفته از کتاب حضرت سجاد علیه السلام نوشته آقای فضل الله کمپانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *