احادیث و سخنان

سفارشهای امام سجاد

روزی امام سجاد علیهالسلام گدایی را دیدند که میگریست حضرت فرمود:
اگر دنیا در کف این مرد بود و از دستش میافتاد نمی بایست گریه کند. [۱۰۰].
[صفحه ۱۲۵]
امام سجاد علیهالسلام فرمود:
آنکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک میکند، همچون کسی است که کتاب خدا را به پشت افکند مگر اینکه از روی تقیه باشد، گفتند: تقیه او چگونه است؟
امام سجاد علیهالسلام فرمود:
اینکه از ستمکاری سرکش بترسد که از حد در گذراند و یا به او ستمی رساند. [۱۰۱].
امام سجاد علیهالسلام به فرزند خود امام محمد باقر علیهالسلام چنین وصیت فرمود:
با پنج کس دوستی مکن و سخن مگو و همسفر مباش.
۱ – فاسق، چه او ترا به لقمهای یا کمتر از لقمهای میفروشد.
۲ – بخیل، که بدانچه از مال او سخت نیازمندی از تو مضایقت میکند.
۳ – دروغگو، که دور را به تو نزدیک و نزدیک را از تو دور میسازند.
۴ – احمق، چه او میخواهد به تو سود رساند اما زیان میرساند.
۵ – کسی که قطع رحم کند، چه او را در سه جای کتاب خدا لعنت شده یافتم. [۱۰۲].
سفیان بن عینیه از زهری روایت میکند که شبی سرد و بارانی امام سجاد علیهالسلام را دیدم آرد و هیزم بر پشت داشت و میرفت عرض کردم:
ای پسر رسول خدا این چیست؟
امام علیهالسلام فرمودند: سفری در پیش دارم و توشهی آن را آماده کردهام تا در جای امنی بگذارم.
زهری گفت: غلام من آن را برای تو بیاورد؟
امام سجاد علیهالسلام فرمود: نه!
[صفحه ۱۲۶]
زهری گفت: خودم آن را بردارم؟
امام سجاد علیهالسلام فرمود: نه! چیزی که در سفر بکار من آید چرا خود برندارم!
زهری میگوید: پس از چند روزی از او پرسیدم؟ سفری که در پیش داشتی چه شد؟
حضرت فرمود: چنانچه می پنداشتی نیست. آن سفر، سفر مرگ است و من برای آن خود را آماده میکنم، آمادگی برای مردن، دوری از حرام و بخشش و کار نیک است. [۱۰۳].
در مدینه چندین خانوار بودند که معاش آنان میرسید و نمیدانستند از کجاست. چون امام سجاد علیهالسلام به جوار پروردگار رفت آن کمکها بریده شد.
آن حضرت شب هنگام انبان هایشان را بر پشت خود برمیداشت و به خانهی مستمندان میرفت و میفرمود: صدقهی پنهانی آتش غضب پروردگار را خاموش میکند. برداشتن این انبان ها بر پشت او اثر نهاده بود و چون به جوار پروردگار رفت به هنگام شست و شوی آن حضرت آن نشانهها را بر پشت او دیدند.
چون مستمندی نزد او میآمد برمیخاست و حاجت او را روا میکرد و میفرمود: صدقه پیش از آنکه به دست خواهنده برسد، به دست خدا میرسد.
ابوحمزهی ثمالی خدمت امام زین العابدین علیهالسلام رسید و سخن از گرانی نرخها کرد که چقدر اجناس گران شده است. در این هنگام امام سجاد علیهالسلام فرمود: مرا با این حرفها کاری نیست، رزق بر خداست گران شود یا ارزان گردد.
هر وقت روزه میگرفت گوسفندی میکشت. هنگام عصر سر دیگ میرفتند و میفرمودند: این ظرف را برای فلان خانه و این ظرف را برای فلان خانه ببرید. سپس خود با نان و خرما افطار میکردند.
[صفحه ۱۲۷]
برگرفته از کتاب بر امام سجاد علیه السلام چه گذشت نوشته آقای محمد حسن موسوی کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *