از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر میلاد امام سجاد (ع) – تو آمدی معنا کنی معنا شدن را (محسن ناصحی)

تو آمدی معنا کنی معنا شدن را
زیبا کنی زیبایی و زیبا شدن را

وقتی خدا می خواست با تو گُل کند، تو –
ترسیم کردی گل شدن را وا شدن را

تو آمدی تا حضرت آدم نخواهد
زین پس اسیر جذبه ی حوّا شدن را

آرامش چشم تو یاد نوح داده ست
کشتی نشستن را، وَ بر دریا شدن را

تو آمدی هنگام از دریا گذشتن
موسی بیابد علت موسی شدن را

عیسی، مسیحا بودنش را از تو دارد
حتی دلیل حضرت عیسی شدن را

ای نور چشم آل طاها ! آمدی تا –
برخود ببالد فاطمه زهرا شدن را

تو آمدی تا دختر حیدر بخواند
در چشم هایت زینب کبری شدن را

وقتی لبانت را مکید از شوق، عباس –
فهمید آنجا حکمت سقا شدن را

تو خنده کردی و حسین ابن علی یافت
در خنده هایت لذت بابا شدن را

تو افتخار و زینت عُبّاد هستی
ابن الحسینی حضرت سجاد هستی

دست قنوتت ربّنا را نور داده ست
شور تو اهل آسمان را شور داده ست

چشم تو خورشید تمام کهکشان هاست
از هر کجا تا ناکجا را نور داده ست

طرز رکوعت شیوه ی ذکر و سجودت
دست عبادت پیشه گان منشور داده ست

این دانه های اشک یا تُنگ شراب ست
آن چشم ها انگار که انگور داده است

می خواست تا قسمت کند حق، مستیت را
هرجام را اندازه ی مقدور داده ست

نطق مرا در وصف تو گویا نموده ست
اصلا زبان را هم به این منظور داده ست

غارت مکن قلب مرا با چشم هایت
زخمی ست این دل بس که نیشابور داده ست

من بد، ولی در بین خواهان تو ایزد –
هم وصله های جور هم ناجور داده ست

تو آمدی حتی خدا در آسمان ها
هی سفره ها انداخته هی سور داده ست

تو آمدی بانگ مبارک باد برخاست
از قدسیان فریاد یا سجاد برخواست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *