از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سوزم از سوز و ملال مصطفی

سوزم از سوز و ملال مصطفی
شد اسارت رزق آل مصطفی

دل دهد بر دیده از غم ، خون ، صله
اهل حق بودند بین سلسله

ذکر عترت نوحه ی ماتم شده
قامت زینب در این ره خم شده

کودکان خونجگر در زمزمه
کین مصائب کِی بگیرده خاتمه

عمه جان ما خسته ایم و ناتوان
کودکیم اما چو پیران قد کمان

وای بر این مردمان نابِکار
اُف به تو ای روزگار ای روزگار

ناله ها دارد دلِ شیدای من
روزگارا بشنو این آوای من

دختر حیدر کجا و سلسله؟
همسفر بودن به شمر و حرمله

هفت شهرِ غصه را دل کرد ، طِی
دختر زهرا کجا و کعب نی

هست ناموس خداوند جهان
در میان خِیلی از نامَحرمان

روزگارا حُزن دلها را ببین
حال حیدر ، اشک زهرا را ببین

بود آیا این همه مِحنت روا؟
بر گُلانِ باغ ختم الانبیا

لیک چون اینها به راهِ دین بوَد
بهر حفظ مکتب و آیین بوَد

نیست جز خوبی و زیبایی همه
بر عزیزان علی و فاطمه

این بوَد درسی برای پیروان
مرد و زن ، خرد وکلان ، پیر و جوان

که به پیش ظلم باید ایستاد
کربلا تا شام با صبر و جهاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *