از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانت

نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانت
ز سرخی ِ غروب بی کسی پرسم نشانت

الا ای سر که چون خورشید تابان می درخشی
تو روی نیزه و من پای نیزه نوحه خوانت

حسین جان ای حبیبم ز هجرت بی شکیبم
پس از تو ای برادر اسارت شد نصیبم

قدم خم شده ، پر از غم شده ، دل محزون و زارم
ببین دلبرم ، گل پرپرم ، خزان گشته بهارم

تو روی نیزه و این مردم و بی رحمیِ دل
من و رنج اسیری و نظر بر روی قاتل

پیِ ابلاغ مظلومیّتت ای جان زینب
میان خِیلِ نا مَحرم رَوم منزل به منزل

کجایی غیرتُ الله ببین اشکم شده خون
که گشتم همسفر با سَنان و شمر ملعون

ولی این همه ، به راه خدا ، برایم باشد آسان
مخور غصه ای ، عزیز دلم ، حسین جانم حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *