از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن

شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن
الحسن
واویلا واویلا واویلا
بسوزی ای غریب صحرا ز داغ نور
چشم زهرا(س)
آن که قربانیِ جانان شد جانفدا با لبِ
عطشان شد
بعدِ این مصائب یا مولا روز و شب
ناله داری آقا
به یاد عترتت غمدیده اهل بیتی که ماتم
دیده
رسانده جان به روی لبت اسیریِ عمه
زینبت
هر کجا ناله ای بر پا بود تازیانه در آن
غوغا بود
شد خجالت زده سر نیزه سرِ خون خدا
بر نیزه
او که کهف و رقیم میخواند از لب خود گوهر
افشاند
قامت مادران خم گشته غذای کودکان غم
گشته
غصه از حد فزون گردیده اشکشان رنگ خون
گردیده
ز فط خستگی بی تابند اکثراً گرسنه
میخوابند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *