از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر کاروان اسیران – ای برادر جان مرا هم می زدند

ای برادر جان مرا هم می زدند
بعد هم از دین ما دم می زدند

روی گلبرگ گل یاس شما
طرحی از رخسار شبنم می زدند

سیلی و زخم زبان در موقع
ریزش هر اشک نم نم می زدند

شکر لله پیش چشم اهل تو
روی لب های تو کم کم می زدند

نیزه ای را در درون قتلگاه
روی آن قلب پر از غم می زدند

تازیانه، کعب نیزه از جفا
روی قد و قامت خم می زدند

در کنار رأس تو شد شرب خمر
طعنه ها بر آب زمزم می زدند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *