از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر کاروان اسیران – ببین که حق روضه ات دگر شده ادا حسین

دلم نمی دهد رضا تو را کنم رها حسین
برای دین مصطفی تو هم شدی فدا حسین

به روی نیلی من و به پای زخمی ام نگر
دمی نظر نما به من به خاطر خدا حسین

تو را صدا زدم ولی جواب من به سیلی است
در این لب پر از عطش دگر نمانده نا حسین

مرا به کعب نی زدند، تو را به روی نی اخا
و قامت چو سرو من، ز ظلم گشته تا حسین

سرم به چوب محمل و به سنگ روی بام خورد
ببین که حق روضه ات دگر شده ادا حسین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *