از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر کاروان اسیران – ببین که عرصه برایم چه تنگ گردیده

دلم برات برادر چه تنگ گردیده
دلم چه مضطر و خسته ز جنگ گردیده

سرم شکسته ز لطف و مرام مردم شام
رخم کبود و پر از خون ز چنگ گردیده

مرا میان گذرها زدند ای عشقم
ببین که عرصه برایم چه تنگ گردیده

سری که گشته مکان جلوس هر بوسه
به روی نیزه برادر قشنگ گردیده

برای رأس تو تعریف کرده ام ای جان
ز پایه های محبت که لنگ گردیده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *