از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر کاروان اسیران – سر ارباب ما به شام آمد

اولین روز از مه صفر و
سر ارباب ما به شام آمد

عید دشمن، بنی امیه پست
سر عباس هم، تمام آمد

بی صفت مردم حرامی و پست
کرده اند شهر را پر از زیور

هر طرف رقص و هلهله، آواز
می نمایند، مرد و زن، زینت

کاروانی پر از عفاف و حیا
آمده بر در ورودی شهر

سر ارباب در کنار حرم
موجب حیرت و تعجب دهر

بین هر محملی، سری آمد
زینت آرای محمل خواهر

سر نورانی حسین است و
این چنین گشته، حامی و یاور

وای من از یزید و آن مجلس
چوب می زد لبان عطشان را

زینبو آن نگاه دخترکان
چاک زد یکباره گریبان را

وای از آن طشت و وجه نورانی
آه از آن سر ،که گرم قرآن است

اندکی آهسته تر بزن نامرد
خاطر فاطمه پریشان است

زینب و ناله های محزونش
ای حبیب دل رسول خدا

ای برادر، عزیز مادر من
پاره قلب حضرت زهرا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *