از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر کاروان اسیران – عقده ی مرد عرب از عمق خالی می شود

رنگ رخسار گلت ای یار نیلی می شود
قسمت گلبرگ هایت ضرب سیلی می شود

از سر نی ای صفای جان عاشوراییم
گر کنی بر من نظر اینبار عالی می شود

با زدن بر پهلوی ما و به صورت هایمان
عقده ی مرد عرب از عمق خالی می شود

من ز تعداد لگد ، سیلی و کل زخم ها
گر بخواهم که دهم آمار خیلی می شود

با عنایات دو دست چند مرد بد صفت
صورت دخت کمانت زخم و زیلی می شود

من نمی دانم چرا هر بار ای جان و دلم
در کنار رأس پر خون قال و قیلی می شود

از غم عشق تو ای مجنون مهر مصطفی
اشک های من شبیه اشک لیلی می شود

روی این قلب پر از خون من در خون شده
زهر هجر تو چنان زهر رُتیلی می شود

قطره های اشکتان ای گریه کن های حسین ع
گرکه جمع و جور گردد آره سیلی می شود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *