اخلاق و فضائل

صبر امام سجاد (ع)

اشاره
صبر جامع تمام فضایل و کمالات نفسانی است. هیچ فضیلتی در عالم وجود ندارد مگر اینکه برای رسیدن به آن باید از رهگذر صبر وارد شد: اگر کسی بخواهد به مرحلهی اعلای اطاعت برسد، باید از طریق صبر وارد شود؛ اگر بخواهد با صفات زشت نفسانی مانند تنگ نظری و حب نفس و امثال آن مبارزه کند، باز هم باید از همین راه وارد شود. تمام صفات پسندیده رابطهی مستقیمی با صبر دارند، مانند خطوط ترسیمی بر روی دایره که از هر نقطه با مرکز آن ارتباط مستقیم دارند. لذا آیات و روایات فراوانی در ستایش و بزرگداشت آن ذکر شده است و پاداشهای بزرگی برای صابران بیان نمودهاند.
در قرآن کریم حدود هفتاد بار از صبر نام برده شده و برای هر فضیلتی اجر و پاداشی به حساب مشخص تعیین گردیده ولی برای صبر حسابی تعیین نشده است، زیرا خداوند میفرماید: «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب» [۲۴۶] یعنی صابران بدون حساب پاداش داده میشوند. چون به وسیلهی صبر و پایداری است که پایههای اصلاح استوار و ارکان
[صفحه ۴۴۳]
مودت محکم و پابرجا میشود. ستمکار به هر اندازه سخت دل و قسی القلب باشد وقتی که ببیند ستمکش قدرت بر انتقام گرفتن از او را دارد و در عین حال ستمهای او را تحمل میکند، به ناچار مقداری به خود میآید و از تجاوز و زیادهرویهای خود تنزل میکند و آتش دشمنیاش که زبانه میکشید فرومینشیند و حسدها و دشمنیها را کنار میگذارد و با او کنار میآید.
در هر صورت، صبر اگر تحمل رنج برای شکستن شهوات باشد، نتیجهاش برای صابر عدالت و عصمت است و اگر طاقت آوردن در برابر مشکلات، اطاعت از مولی باشد، لازمهاش برای او بندگی و زهد است و اگر برای ترفیع و تهذیب باشد، ملازم با علم و فقاهت است و اگر برای دوری جستن از دنیا و کنار نهادن خواهشهای پست نفسانی باشد، شهامت و مردانگی و سرپیچی از آن خواهشهاست و اگر برای تحمل رسیدن به همانندان و جمع شدن با دلاوران باشد، شجاعت است.
و کوتاه سخن آنکه هر فضیلتی که از نظر اخلاق و شریعت آراسته شدن به آن لازم باشد باید در مقدمهی صبر و پایداری قرار بگیرد و هر صفت پست ناپسندی که مبغوض شارع است و پاک بودن از آن را واجب دانسته باید با کمک گرفتن از صبر به جنگ آن رفت و با سلاح صبر نفس اماره را نابود کرد. بنابراین، صبر ما در تمام فضایل و محور دایرهی همهی مناقب است که تمام خطوط فضایل و برتریها به طور مساوی به آن منتهی میگردد. صبر یعنی ثبات و مقاومت برای تحقق پیدا کردن هر چیزی که دین به آن دعوت کرده و شریعت آن را لازم دانسته است.
از چیزهایی که صبر و پایداری را بر انسان آسان میکند، توجه داشتن به فواید آن کاری است که انسان میخواهد انجام دهد و نیز توجه کردن به زیانهای آن چیزی است که میخواهد ترک کند و به یاد آوردن پاداشهای عظیم و منافع تام و تمامی که خداوند برای صابران آماده
[صفحه ۴۴۴]
کرده است. توجه به اینها موجب میشود که انگیزهی انسان برای مقاومت و رسیدن به آن همه اجر و پاداش قویتر شود.
ابوحمزهی ثمالی از امام سجاد علیه السلام حدیث کرده است که در روز قیامت منادی پروردگار ندا میکند: کجایند اهل صبر؟ عدهای از مردم بپا میخیزند و خود را معرفی میکنند که ما صابرانیم. از ایشان سوال میشود: بر چه چیز صبر کردهاید؟ در پاسخ میگویند: بر طاعت خدا صبر کردیم و در ترک معصیت خدا نیز مقاومت نمودیم. آنگاه به ایشان گفته میشود: راست گفتید، شما وارد بهشت شوید. [۲۴۷].

به این جهت بود که پیغمبران گرامی و اوصیای بزرگوار زیر بار مکاره و ستمهای طاغوتهای زمان خود میرفتند و در برابر تمام بلاها و مصیبتها صبر میکردند تا بتوانند رسالت خود را انجام دهند و امت را به راه راست هدایت کنند. اگر این فداکاریها از ایشان مشاهده نمیشد و برای دفع دشمن از قدرت خود و از معجزه استفاده میکردند، مورد عشق و علاقهی مردم قرار نمیگرفتند و به هدف اصلی خود نیز نمیرسیدند، و چه بسیار مواردی که مصلحت اقتضا کرده است این گونه عمل کردهاند.
در مسئلهی اعتقادات آمده است امامی را که خدای سبحان برای خلافت کبری برمیگزیند، در تمام صفات کمال بالاترین مردم و سرآمد همهی جوامع بشری است. در میان جامعه کسی پیدا نمیشود که از جهتی با او برابر و یا برتر از او باشد. لازمهی امامت این است که در تمام جهات از تمام امت افضل و برتر باشد تا بتواند امام مردم گردد، و گرنه لازم میآید مفضولی بر فاضلان ترجیح داده شود که از نظر عقل کار بسیار نابخردانهای خواهد بود.
امامان ما علیهمالسلام جامع تمام فضایل و مطلع انوار همهی مزیتها
[صفحه ۴۴۵]
و برتریها هستند. هر چند بعضی از مزیتها به واسطهی شرایط خاص در برخی از ایشان بیشتر دیده میشود لکن تمام آنها در برتری بر عموم مردم مانند دندانههای شانه یکسان و برابرند: تمامشان در برابر ظلمها و ستمهای جباران روزگار صبر کردند و با اینکه میتوانستند (هر چند از طریق معجزه) از خود دفاع کنند اما در عین حال تسلیم قضای الهی شدند و در راه حق پایداری کردند. در همین مورد است که امام باقر علیه السلام به گروهی از یاران خود فرمود: شگفتا از مردمی که ما را دوست دارند و ما را امام میدانند و طاعت ما را مثل طاعت خدا بر خود واجب میشمارند ولی در عین حال حجت خود را میشکنند و از خود ضعف نشان میدهند و با خود دشمنی میکنند و با این کار از حق ما میکاهند و آن را در برابر کسانی که خداوند برهان معرفت ما را به ایشان داده است بیارزش میکنند. مگر ممکن است خداوند طاعت اولیای خود را بر بندگانش واجب کند، آنگاه اخبار آسمانها و زمین را از آنها پنهان سازد و راههای علمی را که قوام دین به آن بستگی دارد از ایشان قطع کند؟
حمران عرض کرد: فدایت شوم، مگر قیام علی بن ابیطالب و حسن و حسین علیهمالسلام برای خدا و دین خدا نبود که آن همه مصیبت از سوی طاغوتهای زمان دیدند تا آنجا که شکست خوردند و کشته شدند؟!
امام باقر علیه السلام در پاسخ فرمود: خداوند متعال این را بر آنان مقدر کرد و منجز ساخت و امضاء فرمود و قطعی نمود، سپس اجرا کرد پس، با توجه به اینکه قبلا از سوی پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را شنیده بودند و میدانستند، علی و حسن و حسین به آن قیام کردند و هر کدام از ما هم که ساکت ماندند، با آگاهی از آن ساکت ماندند. اگر ایشان در برابر ستمهای طاغوتیان از خدا میخواستند که شر آنها را از سرشان بردارد و یا اگر تقاضا میکردند خداوند حکومتشان را نابود کند،
[صفحه ۴۴۶]
قطعا خداوند اجابت میفرمود و شرشان را دفع میکرد و زودتر از آنکه بند تسبیحی پاره شود و دانههایش متفرق گردد، آنان را تار و مار مینمود. ای حمران، مصیبتهایی هم که از سوی طاغوتیان به ایشان میرسید نه به خاطر این بود که مرتکب جرمی شده و یا در برابر خدا نافرمانی کرده بودند، بلکه به خاطر مقام و منزلتی بود که خداوند میخواست آن را به اولیای خود بدهد. مواظب باش عوضی خیال نکنی! [۲۴۸].
امیرالمومنین علیه السلام میفرمود: اگر خداوند میخواست گنجهای طلایی دنیا و معادن قیمتی آخرت و گلگشتهای بهشت را برای پیامبرانش بگشاید و پرندگان آسمان را در خدمتشان بگمارد این کار را میکرد، لکن در آن صورت مشکلات تمام میشد، جزا و سزا بیهوده میگشت، امتحان و آزمایش افراد از بین میرفت و آنگاه برای آسایش یافتگان پاداش مبتلایان و رنج کشیدگان واجب نمیشد و پاداش محسنان به مومنان تعلق نمیگرفت. اگر پیغمبران دارای قدرت ایدهآل و عزت غیرقابل اهانت و فرمانروایی بیزوال میبودند، تمام گردنفرازان در برابرشان تسلیم میشدند و همه به سوی ایشان روی میآوردند، در این صورت، هر چند کار بر مردم آسانتر میشد و از استکبار و استبداد دورتر میماندند، اما نیتها مشترک میگشت و معلوم نمیشد که آیا به خاطر خدا اطاعت میکنند یا به خاطر ترس از قدرت پیغمبران. ولی خداوند چنین اراده کرد که پیروی از پیغمبران و تصدیق کتب آسمانی و خضوع و خشوع مردم صرفا به خاطر خدا باشد نه به خاطر ترس از قدرت. لذا هر اندازه بلا و مصیبت بزرگتر باشد، اجر و پاداش آن نیز بزرگ و فراوان خواهد بود.
در راستای صفات جلال و کمال، امام زین العابدین علیه السلام در
[صفحه ۴۴۷]
بلندای اوج آسمان خوی محمدی صلی الله علیه و آله میدرخشد. یکی از برجستگیهای آن حضرت صبر و مقاومتش در برابر مکاره و ناملایمات روزگار بود که جزء مکرمتهای اخلاقی و پایهی تمام نیکیهای آن بزرگوار گردیده است، زیرا مصیبتهای سنگین و پیوستهای که از هر سو بر او وارد میشد بر هیچ مظلومی و بر هیچ پیغمبری همانندش وارد نشد:
امام زین العابدین علیه السلام از مکه تا کربلا با پدرش همراه بود و میدانست این کاروان مقدس هر چه جلوتر میرود و به خطرهای عظیمی که در پیش روی دارد نزدیکتر میشود و کابوس مرگ نیز به همراه آن پیوسته در حرکت است. او آثار و علائم فنا و نابودی و نشانههای پنهان و آشکار چیره شدن دشمن و پیروزی آنان و برگشتن انصار از اهل بیت و روی آوردنشان به دشمن را میدید و نیز خبرهای وحشتناکی را که پی در پی از کوفه میرسید که مسلم را تنها گذاشتهاند، میشنید. علاوه بر آن مشکلات سخت و دردآور، غمها و اندوه های شکنندهای که در بین راه پدید میآمد، همه را ملاحظه میفرمود.
وقتی که حسین علیه السلام خیمهها را در کربلا برپا کرد، تمام خطرها نیز در آنجا گرد هم آمدند و بر سر اهل بیت سایه افکندند. لحظه به لحظه که بر شمار نیروی دشمن افزوده میشد و فریاد ولوله و شور و شادمانی از اردوگاه شان بلند میگشت، گوش و دل اهل بیت را میخراشید و خیمهها را در هالهای از بهت و وحشت فرو میبرد. صدای شیون و فغان و آه و ناله از زنان و مردان به گوش میرسید. خطر اعلام وجود میکرد، کابوس مرگ گاه و بیگاه گردن میکشید و خود را نشان میداد، نشانههای تنهایی و غربت کاملا معلوم و حق مظلوم شده بود که احدی به یاریش نمیرفت و ظلمی را از او دفع نمیکرد. زنان و کودکان اهل بیت در این وضعیت سیاه و تاریک و در برابر این حزن و اندوه
[صفحه ۴۴۸]
فراگیر بسر میبردند و امام سجاد علیه السلام تمام این مصیبتها و دردها را میدید و رنج میکشید! نه تنها امام سجاد علیه السلام آنچه را که روی داده بود میدید و میدانست، بلکه از آیندهای به مراتب درد آورتر و زجر دهنده تر، که مصیبت آن دل سنگ را آب میکرد و کوه استوار را از هم فرو میپاشید، خبر داشت:
از کشته شدن ریحانهی رسول خدا، پارهی جگر زهرا، روح و جان امیرالمومنین علیه السلام و سرور جوانان اهل بهشت آگاه بود که چگونه بدنش را با نوک شمشیر پاره پاره میکنند و در برابر باد و خاک به زمین میاندازند و دختران آل عبدالمطلب را که چراغهای فروزان شب تار و نشانهی هدایت بودند، همه را خاموش میکنند و در اطراف او به زمین میریزند؛ زنان و دختران پیغمبر را میدید که بر شتران لاغر و مردنی با کمال خواری سوار کردهاند؛ کودکان خردسال وحشت زده را مینگریست که گرد یتیمی بر چهرهی معصومشان نشسته است و در غم و اندوه فراوان فرو رفتهاند؛ مادری را میدید که با کودک در گهوارهاش با زبان کودکی سخن میگفت و هم اکنون در سوگ او اشک از چشمها و شیر از پستانش سرازیر است؛ زن برادر کشتهای را میدید که برادرش را که رهبر مبارزه و محور تمامی آنان بود از دست داده است.
برگرفته از کتاب رهبر آزادگان سید ساجدین علی بن الحسین علیه السلام نوشته آقای عبدالزاق موسوی مقدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *