احادیث و سخنان, صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه – درود بر رسول خدا و اولاد او

(۸) و الحمد لله الذی من علینا بمحمد نبیه – صلی الله علیه و آله – دون الأمم الماضیه، و القرون السالفه، بقدرته التی لا تعجز عن شیء و ان عظم، و لا یفوتها شیء و ان لطف، فختم بنا علی جمیع من ذرأ، و جعلنا شهدآء علی من جحد، و کثرنا بمنه علی من قل.
ترجمه: و سپاس خداوندی را که با (فرستادن) محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر ما احسان نمود، چنان احسانی که اقوام و امتهای گذشته از آن بیبهره بودند با قدرتی که از هیچ چیزی هر قدر هم بزرگ باشد فرو نمیماند و هیچ چیزی هر قدر هم ریز و دقیق باشد از حیطهی قدرت او خارج نباشد، پس همهی امتها را به ما ختم فرمود و ما را شاهد انکار آنان قرار داد (اشاره به مضمون آیهی شریفه است و کذلک
[صفحه ۱۶۳]
جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا) [۱۵۲] و به فضل خویش ما را به شماره و تعداد بر آنها افزونی بخشید.
(۹) اللهم فصل علی محمد امینک علی وحیک، و نجیبک من خلقک، و صفیک من عبادک، امام الرحمه، و قائد الخیر، و مفتاح البرکه، کما نصب لأمرک نفسه، و عرض فیک للمکروه بدنه، و کاشف فی الدعاء الیک حآمته، و حارب فی رضاک اسرته،
ترجمه: خدایا بر محمد که امین وحی تو و برگزیدهی آفریدگان تو و خالص از بندگان تو و پیشوای رحمت و رهبر خیر و نیکی و کلید برکت است درود بفرست همچنان که او خود را برای ابلاغ رسالت تو به رنج افکند و در راه تو تن خود را بر ناخوشایندیها سپر نمود و با خویشانش در راه دعوت تو درافتاد و با قوم و تبار خود در راه خشنودی تو به جنگ برخاست.
(۱۰) و قطع فی احیآء دینک رحمه، و اقصی الادنین علی جحودهم،
و قرب الاقصین علی استجابتهم لک، و والی فیک الابعدین،
و عادی فیک الاقربین، و اداب نفسه فی تبلیغ رسالتک، و اتعبها بالدعآء الی ملتک، و شغلها بالنصح لأهل دعوتک، و هاجر الی بلاد الغربه و محل النای عن موطن رحله، و موضع رجله، و مسقط رأسه، و مانس نفسه. اراده منه لاعزاز دینک، و استنصارا علی اهل الکفر بک، حتی استتب له ما حاول فی اعدآئک، و استتم له ما دبر فی اولیآئک، فنهد الیهم مستفتحا بعونک، و متقویا علی ضعفه بنصرک، فغزاهم عقر دیارهم، و هجم علیهم فی
[صفحه ۱۶۴]
بحبوحه قرارهم، حتی ظهر امرک، و علت کلمتک، و لو کره المشرکون.
ترجمه: و در راه احیاء دین تو رشتهی ارتباط ارحامش را برید و نزدیکانش را به علت انکار دین تو از خود دور نمود و بیگانگان را که دین تو را پذیرفتند به خود نزدیک گردانید، و دربارهی تو با بیگانگان دوستی کرد و با نزدیکان دشمنی نمود و در رسانیدن رسالت، خود را به رنج افکند و برای دعوت به دین تو خویشتن را به زحمت انداخت و به نصیحت کسانی که آنان را به دین خود دعوت کردهای خود را مشغول ساخت و به سوی شهرهای غربت (مدینه) هجرت فرمود و از موطن و محل پرورش و زادگاه و محل انس و دلبستگی خود (مکه معظمه) دور شد و مقصودش از این هجرت اعزاز دین تو و به دست آوردن یارانی برای سرکوبی اهل کفر بود تا آنچه برای دشمنانت خواسته بود به دست آمد و آنچه دربارهی دوستانت اندیشه نموده بود تمام گردید، پس در حالی که به کمک تو طلب گشایش نموده و با ضعف خود از نصرت تو نیرو مییافت به سوی آنان شتافت و با آنها در میان خانههایشان جنگید و در وسط قرارگاهشان بدانها هجوم برد تا فرمان تو آشکار و دین تو بلند آوازه گشت اگر چه مشرکان آن را خوش نداشتند.
(۱۱) اللهم فارفعه بما کدح فیک الی الدرجه العلیا من جنتک، حتی لا یساوی فی منزله، و لا یکافأ فی مرتبه، و لا یوازیه لدیک ملک مقرب، و لا نبی مرسل، و عرفه فی اهله الطاهرین و امته المؤمنین من حسن الشفاعه اجل ما وعدته، یا نافذ العده، یا وافی القول، یا مبدل السیئات باضعافها من الحسنات، انک ذو الفضل العظیم.
ترجمه: بارالها آن حضرت را به جهت رنج و مشقتی که دربارهی دین تو
[صفحه ۱۶۵]
کشیده به عالیترین درجهی بهشت خود بالا ببر تا اینکه هیچ ملک مقرب و پیغمبر مرسلی در رتبه با او مساوی و در مقام با او همانند و در حریم قرب تو با او برابر نباشد و دربارهی خاندان پاک او و مؤمنین امتش از شفاعت نیکو بیش از آنچه وعده فرمودهای عطاء فرما، ای انجام دهندهی وعده و ای وفا کنندهی گفتار و ای بدل کنندهی بدیها به چندین برابر از خوبیها، توئی صاحب فضل و احسان بزرگ.
برگرفته از کتاب حضرت سجاد علیه السلام نوشته: فضل الله کمپانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *