احادیث و سخنان, صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه – هنگام پناه بردن به خدای توانا و بزرگ

(۵۵) اللهم انی اخلصت بانقطاعی الیک،
و اقبلت بکلی علیک، و صرفت وجهی عمن یحتاج الی رفدک،
و قلبت مسئلتی عمن لم یستغن عن فضلک،
و رایت ان طلب المحتاج الی المحتاج سفه من رایه، و ضله من عقله.
ترجمه: خدایا من از غیر تو دل برکندم و به تو پیوستم و با تمام وجودم؛ بر تو رو آوردم و روی خود را از کسی که نیازمند عطای توست برگردانیدم و (دست) خواهش خود را از کسی که از احسان تو بینیاز نیست فرا کشیدم و (زیرا) دیدم حاجت خواستن نیازمندی، از نیازمند دیگر از سفاهت رای و گمراهی عقل اوست.
(۵۶) فکم قد رایت یا الهی من اناس طلبوا العز بغیرک فذلوا، و راموا الثروه من سواک فافتقروا و حاولوا الارتفاع فاتضعوا،
فصح بمعاینه امثالهم حازم وفقه اعتباره، و ارشده الی طریق صوابه اختیاره.
فانت یا مولای دون کل مسئول موضع مسئلتی، و دون کل مطلوب الیه ولی حاجتی،
ترجمه: ای خدای من چه بسیار از مردم را دیدم که عزت و ارجمندی از غیر تو خواستند و خوار شدند و ثروت و دارائی از غیر تو طلبیدند و فقیر و بیچیز شدند و بلندی (شأن و مقام) قصد کردند و پست شدند، پس شخص دوراندیش از دیدن امثال آنها هشیار شد و (پند گرفت) و پند گرفتنش او را
[صفحه ۱۹۹]
موفق نمود و آزمایشش او را به راه درست هدایت نمود، پس ای مولای من در هر سئوالی مرجع من توئی نه دیگران و آن که حاجت از او خواهم توئی نه آن مردمی که مورد سئوال قرار میگیرند.
(۵۷) انت المخصوص قبل کل مدعو بدعوتی، لا یشرکک احد فی رجآئی، و لا یتفق احد معک فی دعآئی، و لا ینظمه و ایاک ندآئی لک یا الهی وحدانیه العدد، و ملکه القدره الصمد، و فضیله الحول و القوه، و درجه العلو و الرفعه، و من سواک مرحوم فی عمره، مغلوب علی امره، مقهور علی شانه، مختلف الحالات، متنقل فی الصفات.
فتعالیت عن الاشباه و الاضداد، و تکبرت عن الامثال و الانداد، و فسبحانک لا اله الا انت.
ترجمه: دعوت من پیش از هر خوانده شدهای اختصاص به تو دارد و هیچ کس در امید من (به تو) شریک نمیباشد و کسی در دعوتم با تو اتفاق ندارد و ندای من هیچ کس را با تو در یک ردیف قرار نمیدهد (خلاصه دعا و امید من به تو است و جز تو از کسی چیزی نخواهم و به کسی هم امیدوار نمیشوم).
خدایا یگانگی حقیقی خاص توست و قدرت کامله و کمال توانائی و نیرومندی و مقام بلندی و رفعت از آن تو باشد و هر که جز توست در حیات خود نیازمند رحمت تو باشد (زیرا) در کارش مغلوب و در حالش بیچاره بوده و پیوسته از حالی به حالی و از صفتی به صفتی منتقل میگردد (جز تو همه چیز دستخوش تغییر و تحول است) پس تو بالاتر از آنی که تو را مانندها و ضدهائی باشد و بزرگتر از آنی که امثال و اقرانی داشته باشی و تو (از این اوصاف که مخصوص آفریدگانست) منزه و پاکی جز تو خدائی (سزاوار پرستش) نیست.
[صفحه ۲۰۰]
برگرفته از کتاب حضرت سجاد علیه السلام نوشته: فضل الله کمپانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *