حوادث، وقایع، هجرت

عبدالملک و گرفتن شمشیر پیامبر از حضرت سجاد

به اطلاع «عبدالملک بن مروان» رسید که شمشیر رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم – نزد حضرت زین العابدین -علیهالسلام- است. او فردی را نزد حضرت فرستاد و تقاضا کرد آن شمشیر را به او ببخشند، اما حضرت امتناع فرمودند. با مواجهه با امتناع حضرت، «عبدالملک» نامهای تهدید آمیز حضور ایشان نوشت و در آن آورد که رزق حضرت را از بیت المال قطع خواهد کرد. حضرت سجاد -علیهالسلام- در پاسخ او چنین نوشتند:
«اما بعد، هر آینه خداوند برای متقین و پرهیزکاران راه خروج از آنچه را نمیپسندند و کراهت دارند مقدر فرموده و آن را ضمانت کرده است. چه اینکه برای آنها رویشان را از جایی که گمان نمیکنند تضمین فرموده است. و خداوند -جل ذکره – فرموده: «خداوند تمامی خائنین ناسپاس را دوست ندارد» حال تو بنگر کدام یک از ما و تو نسبت به این آیه اولی هستیم.» [۷۲۶].
از قاطعیت بینظیر حضرت در پاسخ به «عبدالملک» و مطرح کردن او به عنوان خائنی ناسپاس به دست میآید مسالهی تقاضای شمشیر رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم – یک امر عادی نبوده و چنین نبوده است که مثلا «عبدالملک» آن را به عنوان یک شیء عتیقه و یا حتی متبرک درخواست کرده باشد. نه، او میدانسته بودن شمشیر پیامبر نزد حضرت، نشانه اولویت و احقیت آن بزرگوار برای امامت و رهبری سیاسی و اجتماعی است. از این رو در صدد گرفتن این ودیعه بزرگ برآمده است و ودیعهی بزرگتر و زنده رسول الله – صلی الله علیه و آله وسلم – را به قطع حقوق از بیت المال تهدید میکند. پس او اعتقادی به رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم –
[صفحه ۵۰۸]
ندارد وفقط در صدد تحکیم سلطهی نامشروع خود هست و وقتی متوجه مطرح شدن حضرت سجاد -علیهالسلام- به عنوان زعیم امت و جانشین پدر و جدش میشود، در صدد مبارزه و مواجهه با آن بزرگوار بر میآید که با برخورد قاطع حضرت مواجه میگردد.
آیا این امور دلالت بر حضور سیاسی گسترده و عمیق حضرت در صحنههای حساس اجتماعی و ارتباط با نظام سیاسی حاکم در عالیترین سطوح و به مبارزه طلبیدن آن نمیباشد؟!!
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *