اخلاق و فضائل

عزت نفس و اقتدار حضرت سجاد

یکی از ویژگیهای بسیار مهم شخصیت اجتماعی حضرت زین العابدین -(ع)- مراقبت از «عزت نفس» و دوری از هر گونه عمل و برخوردی بوده که شائبه «ذلت» در برابر دیگران داشته باشد.
بر اساس آیه شریفه: «لله العزه و لرسوله و للمومنین و لکن المنافقین لا یعلمون» [۵۰۳] «عزت» منحصرا از آن خداوند و پیامبرش و مومنین میباشد و این «عزت» همه از عزت ذات اقدس ربوبی نشات میگیرد که «فان العزه لله جمیعا» [۵۰۴]، از
[صفحه ۳۵۴]
این رو در سرتاسر زندگی اولیاء حق و بندگان صالح و مومنین، هیچ عملی که کمترین شائبه «ذلت» و «دنائت نفس» در آن باشد، دیده نمیشود.
حضرت زین العابدین -(ع)- در شعار و گفتار خود میفرمودند: «ما یسرنی بنصیبی من الذل حمر النعم» [۵۰۵] یعنی: «برای حتی کوچکترین ذرهی از ذلت، خوشحال نمیشوم که شترهای سرخ (که بهترین سرمایه نزد عرب است) را داشته باشم.»
و «ابوحمزه ثمالی» نیز از ایشان نقل میکند که فرمودند: «ما احب ان لی بذل نفسی حمر النعم» [۵۰۶] یعنی: «خوشحال نمیشوم که در مقابل ذلت نفس خودم، برای من شترهای سرخ مو باشد.»
و اما از جنبه رفتار و عمل در طول حیات پربرکت آن امام همام در بسیاری از مراحل؛ چه در هنگام اسارت در چنگال دژخیمان اموی در «کربلا» و «کوفه»، چه در کاخ «عبیدالله» و چه در سفر «شام» و نزد «یزید» با آن همه فشارها و مصائب و چه در ادامه زندگی حضرت در «مدینه» با همه فراز و نشیبهای آن، ابدا عمل و کرداری که با «عزت نفس» مخالفتی داشته باشد، از حضرت گزارش نشده است.
در این قسمت تنها به عنوان یک نمونه این قطعه تاریخی را بازگو میکنیم که در کاخ «عبیدالله بن زیاد» هنگامی که او از حضرت سوالاتی پرسید و حضرت مقتدرانه به او پاسخ دادند و سخنش را در زمینه انتساب قتل شهدای کربلا به خداوند با آیه قرآن در دهانش شکستند، او دستور قتل حضرت را صادر کرد که با فداکاری عمهی بزرگوارشان «عبیدالله» از این دستور منصرف شد. بعد حضرت سجاد -(ع)- به او فرمودند: «ابالقتل تهددنی یابنزیاد؟! اما علمت ان القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده» [۵۰۷] یعنی: «ای فرزند زیاد؛ آیا مرا به قتل تهدید میکنی؟ مگر نمیدانی کشته شدن در راه خدا، عادت ما و شهادت کرامت ما میباشد.» مشروح این جریان در قسمت «امام سجاد -(ع)- در مجلس عبیدالله بن زیاد» نقل گردیده است.
[صفحه ۳۵۵]
صبر بیپایان حضرت سجاد
یکی از ملکات برجسته اخلاقی که از ارزش فوق العادهای برخوردار میباشد «صبر» و «تحمل» است. «صبر» که در زمینهی «فشار عوامل مختلفی که به خارج شدن انسان از حالت معمولی او را مجبور میکنند»، مطرح است، اقسامی دارد مانند: «صبر در مقابل مصیبت»، «صبر در مقابل معصیت» و «صبر در مقابل هواهای نفسانی» و در مراتب عالیتر «صبر در مدارج طاعت الهی» که در نهایت به بالاترین کمالات برای انسان منتهی میگردد که «و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا وکانوا بآیاتنا یوقنون» [۵۰۸].
یعنی: «چون صبر ورزیدند از بین آنان بعضی را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت میکنند، آری آنان به آیات ما یقین داشتند.» حضرت امام زین العابدین (ع) تجسم کامل مکتب «صبر» میباشند.
نمونهی بارز این «صبر» در جریان «نهضت عاشورا» به نمایش گذاشته شد. با توجه به مصائب انبوهی که به حضرت در این جریان وارد گردید که هر کدام از آنها کوه را آب میکند، و تحمل حضرت در تمام این موارد، میتوان به میزان «صبر» حضرت واقف شد.
به بعضی از این مصائب، چه مصائب ناشی از کشته شدن پدر و برادران و یاران و چه مصائب ناشی از فشار و ایذاء و ددمنشی دژخیمان اموی به خود آن حضرت و به سایر اسراء کربلا، در بررسی «مقطع پس از شهادت پدر تا هنگام ورود به مدینه» اشاره گردید.
«صبر در طاعت و بندگی» حضرت نیز با مطالعه و بررسی عبادات حضرت از نمازها و سجدهها و حجها و ذکرها و … روشن میگردد که در بخش «عبادات حضرت» گذشت.
اما سایر اقسام «صبر» در زندگی حضرت سجاد – (ع) -:
۱- «واقدی» نقل میکند که «هشام بن اسماعیل مخزومی» (که او را عبدالملک مروان در سال ۸۴ والی «مدینه» کرد و تا سال ۸۷ بر آنجا والی بود)
[صفحه ۳۵۶]
حضرت علی بن الحسین (ع) را در طول امارت خود بشدت و به صورت مستمر اذیت میکرد. هنگامی که از طرف «ولید» عزل شد، «ولید» والی جدید «مدینه» را ماموریت داد که او را در مقابل مردم نگه دارد تا به هر کس آزار رسانیده، جبران شود و هر کس در زمان فرمانروایی او مورد ظلم قرار گرفته و یا حقی از او ضایع شده، حق خود را از او مطالبه کند. در این حال «هشام» میگوید: «من جز از علی بن الحسین (ع) نمیترسیدم.»
در همین حال که او در کنار خانه مروان ایستاده بود، حضرت بر او عبور کردند، و به محض رسیدن به او ایشان بر او سلام کردند!! و قبلا به خواص خود امر کرده بودند که هیچ کدام از آنها مطلقا و لو به یک کلمه متعرض او نشوند.
هنگامی که حضرت عبور کردند هشام فریاد زد: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» [۵۰۹] یعنی: «خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد.» [۵۱۰].
«ابنفیاض» در همین مورد افزوده است که حضرت به «هشام» فرمودند: «نگاه کن و بررسی نما اگر در زمینه اموالی که ممکن است از تو گرفته شود کمبود پیدا کردهای، ما آنقدر وسعت داریم که تو را کمک کنیم. و از جانب ما و تمام کسانی که ما را اطاعت میکنند خیالت راحت باشد.» [۵۱۱].
۲- «ابراهیم بن سعد»: حضرت علی بن الحسین (ع) بانگ و فریاد بلندی را از داخل منزلشان شنیدند و این در حالی بود که نزد ایشان گروهی حضور داشتند. حضرت بلند شده و به سرعت به داخل منزل رفتند و سپس به مجلس خود برگشتند. به حضرت گفته شد: «آیا حادثهای پیش آمد که منجر به این سر و صدا و شیون و زاری شد؟» حضرت پاسخ دادند: «بلی».
بعد اصحاب ایشان را تسلیت گفتند و همه از صبر آن بزرگوار متعجب گردیدند.
حضرت فرمودند: «اما اهل البیت خداوند – عزوجل – را در آنچه دوست میداریم اطاعت میکنیم و بر آنچه نمیپسندیم سپاسگزاریم.» [۵۱۲].
۳ – در روایت دیگری آمده است که از حضرت فرزندی درگذشت و ابدا از ایشان جزع و فزعی دیده نشد. وقتی از علت آن پرسیدند، فرمودند: «امری بود که
[صفحه ۳۵۷]
انتظارش را میکشیدیم و چون واقع شد آن را ناخشنود ندانستیم.» [۵۱۳].
۴- حضرت پسرعمویی داشتند که ناشناس شبانه نزد او میرفتند و مقداری «دینار» به او هدیه میکردند. اما او که از این عمل حضرت بیاطلاع بود، در همین هنگام مرتب میگفت: «علی بن الحسین (ع) به من کاری نداشته و با من «صله رحم» به جا نمیآورد!! خداوند از جانب من هیچ خیری به او نرساند!!» حضرت نیز این سخنان را میشنیدند و تحمل نموده و بر آن «صبر» میکردند و هرگز خودشان را به او معرفی نمیکردند.
چونکه حضرت وفات یافتند آن رفت و آمدها و هدیهها قطع شد و در آن حال فهمید که خود حضرت بودند که به سراغ او میآمدند و به او کمک مینمودند و لذا بر سر قبر حضرت آمد و شروع به گریستن کرد.» [۵۱۴].
این روایت شریف علاوه بر «اخلاص» حضرت بر «صبر بیپایان» آن بزرگوار نیز دلالت دارد که حرف ناروا و نابحق پسرعموی خود و حتی نفرین او را میشنیدند و هیچ عکس العمل نشان نمیدادند و «صبر» میکردند و اجر عمل خود را ضایع نمیساختند.
۵- حضرت در خلال دو کلامی که از ایشان نقل شده بینش خود را در مورد صبر چنین بیان فرمودهاند:
الف: «هیچ جرعه خشمی را نیاشامیدم که نزد من محبوبتر باشد از جرعه خشمی که به دنبال آن «صبر» باشد و دوست ندارم به جای آن، شتران سرخ موی (گرانقدرترین مال نزد عرب) داشته باشم.» [۵۱۵].
ب: «هیچ جرعهای نیاشامیدم که نزد من محبوبتر باشد از جرعهی خشمی که صاحب و مسبب آن را مجازات نکنم.» [۵۱۶].
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *