حوادث، وقایع، هجرت

قیام عبدالرحمن بن اشعث

عبدالرحمن بن اشعث بن قیس به فرماندهی یک سپاه عظیم از مردم عراق برگزیده شد، تا در سیستان به فتوحات بپردازد. عبدالرحمن و خاندانش میانهی خوبی با اهل بیت نداشته و به تعبیر امام صادق علیهالسلام؛ «اشعث» شریک قتل حضرت امیر علیهالسلام، دخترش «جعده» قاتل امام مجتبی علیهالسلام و فرزندش «محمد» شرکت قتل امام حسین علیهالسلام بود. [۷۴].
خود عبدالرحمن نیز زمانی مامور جمع آوری صدقات مدینه از سوی حکومت عبدالله بن زبیر بود. سپاه او در سال ۸۰ عازم سیستان گردید و پس از کسب پیروزیهایی تصمیم گرفت تا سعد عملیات را متوقف کند او این مساله را با «حجاج» در میان نهاد اما حجاج با پیشنهاد او مخالفت کرد. و همین مساله بهانهای برای مخالفت با حجاج و نظام اموی شد.
سپاه عراق به جای فتوحات به صورت یک لشکر شورشی عازم عراق گردید. عبدالرحمن جمعیت را دعوت به کتاب خدا – سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خلع ائمه گمراه و
[صفحه ۹۶]
نیز جهاد با بیدینان کرد. [۷۵] سپاه او در «ذی حجه» سال ۸۱ وارد بصره شد، تمامی مردم بصره که از سختگیریهای حجاج به تنگ آمده بودند اعم از قراء و حافظان قرآن و پیران شهر، همه عبدالملک را از خلافت خلع کردند در کوفه نیز همهی مردم به او ملحق شدند. [۷۶].
عبدالملک که از این حرکت در هراس فراوانی افتاده بود پیشنهاد کرد که حاضر است حجاج را عزل کند – و آنها آرامش را حفظ کنند اما عبدالرحمن و یارانش که احساس پیروزی کرده بودند حاضر به پذیرش وعدههای او نشدند.
سوژههایی که آنها در تبلیغاتشان علیه بنی امیه مورد بهرهبرداری قرار میدادند ستمگری بنی امیه و از بین بردن ضعفا و محو نماز بود.
قیام عبدالرحمن تا سال ۸۳ به طول انجامید. و عاقبت با شکست روبرو شد و سر انجام به سیستان بازگشت و در راه خراسان بسیاری از یارانش از او جدا شدند. او خود به هرات رفته پس از آن در پناه یکی از شاهان آن دیار قرار گرفت. در سال ۸۵ هنگامی که معاهدهای بین حجاج و رتبیل شاه آن منطقه امضاء گردید سر عبدالرحمن برای حجاج فرستاده شد.
عبدالملک در آخر حیات آرزو میکرد که ای کاش از ابتدا تا انتهای عمر یک حمال بود و بس.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *