شهادت

لحظات آخر حیات حضرت سجاد

در زمینه کیفیت گذران آخرین لحظات حیات طیبه حضرت سجاد -(ع)- چند روایت وجود دارد که در دو قسمت قابل جمع بندی است.
۱- «ابوحمزه ثمالی» از حضرت ابیجعفر امام باقر -(ع)- نقل میکند که فرمودند: «چون هنگامه وفات حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام فرا رسید مرا به سینه خود چسبانید، و فرمود: «ای پسرکم!! تو را به چیزی وصیت میکنم که پدرم به هنگام وفاتش مرا بدان وصیت فرمود و از آن چیزهایی که پدرشان ایشان را بدان وصیت کرده بودند این بود که فرمود: «ای پسرکم از ظلم به کسی که علیه تو ناصری جز خداوند ندارد، بپرهیز و هرگز خود را به آن آلوده مساز» [۷۵۶].
۱- از حضرت ابیالحسن -(ع)- نقل شده است که چون موقع وفات حضرت علی بن الحسین -(ع)- فرا رسید بیهوش شد، سپس چشمان خود را گشود، سوره «اذا وقعت الواقعه» و «انا فتحنا» را فرائت کرد و بعد گفت: «حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه زمین (بهشت) را به ما میراث داد و ما از هر کجای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار میکنیم. پس
[صفحه ۵۳۴]
چه خوب است اجر عاملین و کار کنندگان» [۷۵۷] سپس در همان لحظه قبض روح شد و دیگر هیچ نفرمود.» [۷۵۸].
در روایت دیگری با همین مضمون آمده است که حضرت در موقع وفات سه مرتبه بیهوش شد و بعد به هوش آمده و در دفعه آخر این آیه شریفه قرآن را تلاوت فرمود. [۷۵۹].
و در روایت دیگری نیز آمده است: «حضرت به هنگام وفات بیهوش شده و ساعتی در حال بیهوشی بودند. سپس پیراهن و پارچهای که روی حضرت بود را کنار زده و فرمودند: «الحمد لله الذی اورثنا الجنه نتبوء منها حیث نشاء فنعم اجر العاملین» [۷۶۰] و آنگاه فرمودند: «قبر مرا حفر کنید تا بر زمین استوار و ثابت برسید.» بعد پیراهن و یا پارچهای که آنجا بود را بر روی خود کشیده و جان به جان آفرین تسلیم کردند.» [۷۶۱].
از آیهای که حضرت در آخرین لحظات حیات خود تلاوت فرمودند به دست میآید اولا حضرت خود را در بحبوحه بهشت دیده و تمامی آنها را تحت سیطره خود مییافتند و ثانیا تمام آرمانهای خود را محقق و وعدههای الهی در تحقق اهداف خود را صادق دانسته و لذا با قلبی مطمئن به دیار باقی شتافتند.
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *