حوادث، وقایع، هجرت

ماهیت قیام مختار

اما نهضت مختار با قیام مانند زید بن علی بن الحسین علیه السلام این تفاوت اساسی را داشت که زید با مشاوره و تأیید امام باقر و صادق (علیهماالسلام) قیام نمود. هدف آن از قیام برگرداندن رهبری به عترت بود. خود انگیزه رهبری و حکومت داری نداشت. لیکن مختار به عکس رفتار زید در پیش داشت. وی شعارهایی همانند یا لثارات الحسین را پوششی برای رسیدن به حکومت مطرح ساخت و بر همین اساس هنگامی که موفق شد، هیچ گاه شاخصی از رهبری عترت مانند علی بن الحسین علیه السلام را مطرح نساخت. بلکه یک شعار انحرافی نیز در نهضت مختار مطرح بود و آن این که وی مردم را به امامت و رهبری محمد حنفیه فرامی خواند! [۵۰۳] . به نظر می رسد این نیز صحیح نمی باشد. مختار نه مردم را به سمت عترت مانند علی بن الحسین علیه السلام فراخواند و نه به جانب محمد حنفیه. وی به دنبال ریاست و رهبری خودش بود. بهترین گواه بر این نکته این است که بعد از دستیازی به اهداف خود، نه رهبری را به امام سجاد علیه السلام سپرد و نه به محمد حنفیه میدان داد. بر همین اساس قیام مختار نمی تواند مورد تأیید امام سجاد علیه السلام باشد. گرچه برخی از نتیجه های قیام مورد تأیید بود، و امام از آن ستایش نمود. بر همین اساس در روایات فراوان آمده است که وی بر علی بن الحسین علیه السلام دروغ بسته بود و به همین خاطر مورد نکوهش قرار گرفت، کان المختار یکذب علَی علی بن الحسین علیه السلام، [۵۰۴] در روایات دیگر آمده است [ صفحه ۲۵۶] که حضرت هدایای وی را نمی پذیرفت و حتی فرستادگان مختار را به داخل خانه خویش راه نداد و حاضر نشد نامه مختار را بخواند و آنان را از پشت در خانه برگرداند،… فقال امیطوا عن بابی فانی لا اقبل هدایا الکذابین و لا اقرأ کتابهم. [۵۰۵] «از کنار خانه من دور شوید که من نه هدایای دروغگویان را می پذیرم و نه نامه های آنان را می خوانم». دروغ مختار در این جهت می تواند باشد که خود را مؤید از جانب عترت و حکومت خویش را مورد تأیید امام سجاد علیه السلام مطرح ساخته است. و چون این ادعای وی مورد تأیید حضرت نبود، از این جهت فرستاده های وی را نمی پذیرفته است و راضی نشد نامه وی را بازگشاید. خلاصه امام سجاد علیه السلام حکومت داری مختار را تأیید و امضا ننموده است. به همین خاطر هنگامی که از امام خواست وی را تأیید کند امام نه تنها وی را تأیید ننمود، بلکه از وی نکوهش نیز کرد. [۵۰۶] این نکوهش ها می تواند متوجه همین جهت باشد که وی به ناحق ادعای رهبری و خلافت می نمود. نه این که نکوهش های همانند نکوهش زراره و امثال زراره باشد، که امامان برای حفظ جان اصحاب، گاهی اصحاب خاص خویش را نکوهش می نمودند. این که برخی می گویند حکومت وی با موافقت امام بوده است، دلیلی بر آن وجود ندارد. امام سجاد علیه السلام در هیچ کدام از آثاری که در دست است، حکومت داری مختار را تأیید نکرده است. اما ادعای پیامبری ایشان نیز در شواهد قطعی ثابت نیست. [ صفحه ۲۵۷] ب: اما بعد دیگر شخصیت مختار و رفتار وی این است که مختار گرچه فردی ریاست طلب بوده است، لیکن وی فردی زمان شناس نیز بوده است. برخلاف نهضت توابین که از تدبیر جامع برخوردار نبود. مختار از یک زمان مناسب با بهره وری از اهرم های مناسب و شعار مناسب توانست حکومت کوفه را به چنگ آورد. و در سایه حکومت و توان مندی سیاسی خود کارهای بسیاری را به سود عترت (علیهم السلام) و پیروان آل رسول و تشیع انجام دهد. بزرگ ترین خدمت مختار به اهل بیت (علیهم السلام)، کشتن پلیدهایی مانند عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد و فرزندش حفص و شمر بن ذی الجوشن و شرحبیل بن ذی کلاع، ابن حوشب، عبدالله بن ایاس، خولی بن یزید، و حصین بن نمیر… [۵۰۷] اینها مهره های اصلی گردش حکومت به سود حزب حاکم عثمانیه در عراق بودند که به دست مختار به هلاکت رسیدند. عبیدالله در گردش اوضاع عراق به سود حزب عثمانیه نقش اول را عهده دار بود. به هلاکت رساندن این جرثومه های تباهی یکی از بزرگ ترین خدمت های مختار به شمار می رود که چه بسا جبران ضعف های دیگر وی نیز باشد. وی با کشتن قاتلان حسین و یارانش باعث سرور و خوشحالی اهل بیت (علیهم السلام) و تشیع شد. در سایه حکومت داری خودش به اوضاع هواداران عترت از جهات اجتماعی و اقتصادی رسیدگی نمود. در آثار روایی فراوان از کارهای خیر وی ستایش شده است. امام همام [ صفحه ۲۵۸] در حق وی دعا می نماید. برخی نتایج قیام وی را تأیید و از آن ستاش می نماید. از امام صادق علیه السلام روایت این گونه نقل شده است: مختار را دشنام ندهید که وی قاتلان عترت را کشت و امور اجتماعی و اقتصادی شیعه را ساماندهی نمود، لا تسبوا المختار فانه قتل قتلتنا و طلب ثارنا و زوج اراملنا و قسم فینا المال علی العسره. [۵۰۸] هنگامی که مختار سر عبیدالله و عمر سعد را برای امام سجاد علیه السلام فرستاد، امام همام سجده شکر به جای آورده و خدا را سپاس کرد که خون حسین علیه السلام را خون خواهی کرده و در حق مختار دعا کرد، فخر ساجدا و قال الحمد الله الذی ادرک ثاری من اعدائی و جزی الله المختار خیرا. [۵۰۹] امام سجاد علیه السلام تا آن روز خنده به لبانش نیآمده بود. با مشاهده سر عبیدالله خندان شد. و میان مردم میوه تقسیم نمود. [۵۱۰] . و نیز از امام باقر علیه السلام در حق او این گونه روایت شده است: مختار خانه پیروان اهل بیت را آباد ساخت و به خون خواهی آنان به پا خواست، خدا وی را رحمت کند، أولم یبن دورنا قتل قاتلنا و طلب دمائنا فرحمه الله. [۵۱۱] . از امام صادق علیه السلام روایت است که زنان بنی هاشم بعد از ماتم حسین علیه السلام موی خویش را شانه نکردند و حنا نبستند تا هنگامی که مختار سر قاتلان حسین علیه السلام را به مدینه فرستاد، قال علیه السلام ما امتشطت فینا هاشمیه و لا اختضبت حتی بعث الینا المختار برؤوس الذین قتلوا الحسین علیه السلام. [۵۱۲] . [ صفحه ۲۵۹]
برگرفته از کتاب امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی نوشته آقای حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *