حوادث، وقایع، هجرت, نقش تربیتی و ارشادی

موضع امام سجاد در برابر قیام مختار

چنین نقل شده است که مختار، پس از آن که موفق شد در کوفه شیعیانی را به سوی خود جذب کند، برای پیشرفت قیامش، به امام
سجاد علیه السلام نامهای نوشت واز آن حضرت یاری جست. ولی حضرت پاسخ مثبت ندادند. مختار چون از همکاری امام
علیه السلام مأیوس شد، نامهای به محمد بن حنفیه نوشت و همان درخواست را کرد. محمد درخواست مختار را پذیرفت و مختار به
عنوان نمایندهی او، مردم را به خویش دعوت میکرد [ ۴۱۸ ]. چنین موضعی از جانب امام علیه السلام با توجه به شرایط و اوضاع
سیاسی عصر آن حضرت کاملا منطقی و درست بود؛ زیرا امام سجاد علیه السلام در آن شرایط خاص نباید، اقدام [صفحه ۱۷۲ ] به
کاری میکرد که نابودی شیعه را در پی داشته باشد. بنابراین امام علیه السلام رابطه ی مستقیم با این حرکت را به مصلحت ندید.
بلکه با تأیید کلی نهضت، رهبری آن را به محمد بن حنفیه واگذار کرده و در این باره او را جانشین خود ساخت؛ چنان که حضرت
ای عمو! اگر بردهای زنگی هم به پشتیبانی از ما اهل بیت علیهم السلام خروج کند، حمایت او بر مردم لازم است و در این » : فرمود
مورد شما را ولایت دادم، هر گونه صلاح میدانی عمل کن [ ۴۱۹ ]. علت واگذاری رهبری نهضت به محمد این بود که او از طرف
دستگاه حاکم، به مخالفت متهم نبود. از این موضع گیری درست امام علیه السلام که بگذریم، ایشان در مواقعی نیز، قیام مختار را
تأیید کردند. چنان که زمانی که سر عبیدالله و دیگر قاتلان امام حسین علیه السلام را برای ایشان آوردند، حضرت سجده ی شکر به
جا آورده و برای مختار دعا کرده و طلب خیر نمود [ ۴۲۰ ] امام باقر علیه السلام نیز در ملاقات با پسر مختار، سه بار برای مختار طلب
فرمود: خدا منزه است، پدرم به من « مردم میگویند که پدر من کذاب بوده است » رحمت کردند و در جواب پسر وی که میگفت
خبر داد که مهریهی مادرم، از پولی بوده که مختار فرستاده است. آیا مختار نبوده که خانههای ما را ساخت؟ و قاتلان ما را کشت؟ و
خون ما را طلب کرد؟ خدا او را رحمت کند! پدرم به من خبر داد که مختار، شبها در خانهی فاطمه، دختر علی بن ابیطالب
علیه السلام میرفت و او برایش زیرانداز میگذاشت و تکیهگاه مینهاد و آنگاه مختار از او حدیث میشنید… هیچ حقی از ما نزد
کسی نبود مگر این که او، آن را طلب کرد و قاتلان ما را کشت و خونخواه ما شد [ ۴۲۱ ]. هم چنین در روایتی دیگر، امام باقر
علیه السلام میفرمایند: از مختار بدگویی نکنید که قاتلین ما را کشت و انتقام خون ما را گرفت و بیوههای ما را شوهر داد و در زمان
تنگدستی به ما کمک کرد [ ۴۲۲ ]. [صفحه ۱۷۳ ] در مقابل این تأییدها و ستایشها، برای این که بهانه به دست امویان نیفتد، امام
سجاد علیه السلام در مواردی هم از مختار، اعلام بیزاری مینمود؛ چنان که نقل شده، یک بار حضرت در کنار در خانهی خدا، به
امام «؟ چرا او را لعن میکنی، حال آن که برای شما کشته شد » : صورت علنی، مختار را لعن کرد. مردی به امام علیه السلام گفت
او دروغگو بود و بر خدا و رسول دروغ میبست [ ۴۲۳ ]. با دقت در این روایت (بر فرض صحت) معلوم میشود » : علیه السلام فرمود
که این گونه لعن کردن مختار از جانب امام علیه السلام عمدی و اقدامی سیاسی بوده و منظور واقعی آن بوده که جاسوسانی که در
بین جمعیت بودند، خبر مخالفت امام سجاد علیه السلام را به حکومت برسانند و آنان خیالشان از جانب امام علیه السلام آسوده شود
و حضرت را به همکاری با مخالفان، متهم نکنند.
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *