نقش اجتماعی

موقعیت اجتماعی امام سجاد

فضایل بی شمار عترت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که بر همگان آشکار بود و احادیث فراوان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در مورد عترت که زبان به زبان و نسل به نسل در گردش بود، موقعیت ممتازی از عترت فراهم ساخته بود که همواره نگرها را به سمت آنان متوجه می ساخت. این باورها که عترت منزوی شده، در مثل شام ممکن بود شکل گیرد، آن هم به صورت خطا در تطبیق و مصداق. یعنی حتی شام موقعیت والای عترت را آگاه بود، گر چه در مصداق در اثر تهاجم فرهنگی حزب عثمانیه به اشتباه بر این پندار بود که عترت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم [ صفحه ۱۹۸] همان بنی امیه هستند! که این هاله ها با افشاگری های امام سجاد علیه السلام و همراهانش زدوده شدند و ترفندهای نیم قرن حزب عثمانیه با تدبیر و پایداری و افشاگری سید الساجدین علیه السلام و همراهانش دست خوش باد فنا گردید. آنچه از شواهد قطعی به دست می آید این است که عترت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بعد از حضرت هماره از موقعیت ممتاز اجتماعی بهره مند بوده است. و حتی سخت ترین شرایط و بحرانی ترین موقعیت ها نتوانست شاخص های عترت را منزوی سازد و خورشید فضیلت را در هاله های اوهام پنهان نمایند. یکی از دوران های پر خطر حاکمیت بنی امیه که خشونت بسیار گسترش یافته و اوج گرفت، دوران امام سجاد علیه السلام است. در این زمان بنی امیه بر رقیب فرزانه ای به مانند حسین علیه السلام چیره شده و حکومت خویش را تحکیم و تثبیت نموده است. در این زمان تهاجم فرهنگی در جهت زدودن موقعیت اجتماعی عترت شکل گرفت. در این زمان ستم بر عترت و هواداران آنها به بی نهایت رسید. با همه این ترفندها، خورشید فضیلت چون زین العابدین علیه السلام می درخشد و پرتو افکنی می نماید و نگر جمعیت انبوه را به سمت و سوی خویش معطوف می دارد. این حقیقت از روی کرد مردم به وی و تکریم و تمجید از حضرت در هنگام حضور در اجتماعات و سفرهای زیارتی و نیز هراسی که حاکمیت ستم از این موقعیت اجتماعی احساس می کند، به خوبی شفاف است. تا آن مقدار که حاکمان بنی مروان خطر اصلی بر تاج و تخت [ صفحه ۱۹۹] خویش را وجود علی بن حسین علیه السلام می داند و در نهایت سرو قامت تاریخ را به شهادت می رسانند! هنگامی که حضرت عزم انجام حج می نمود که بارها این سفر تکرار شد، صدها نفر همراه حضرت می شوند. در یکی از سفرها می نگارند، هزار سوار همراه حضرت برای انجام مناسک حج راهی مکه می شوند، فخرج و خرجنا معه الف راکب. [۴۱۱] همراه شدن هزار سواره با حضرت بزرگ ترین شکوه و موقعیت اجتماعی حضرت را گواه است. به ویژه این که همراهان آن گونه شیفته حضرتند که کسی پیش از وی وارد بر مکه نمی شود و پیش از وی از مکه بیرون نمی آید. فقال ان القراء لا یخرجون الی مکه حتی یخرج علی بن الحسین علیه السلام. «قاریان قرآن پیش از حضرت وارد مکه نمی شوند.» و کان القوم لا یخرجون من مکه حتی یخرج علی بن الحسین علیه السلام سید العابدین. [۴۱۲] «مردم پیش از علی بن الحسین علیه السلام از مکه بیرون نمی روند». هنگامی که حضرت برای انجام طواف به مطاف حاضر می شوند، جمعیت انبوه کنار می رود و راه را برای طواف حضرت می گشاید. حج علی بن الحسین علیه السلام فاستجهر الناس من جماله و تشقوا الیه و جعلوا یقولون من هذا من هذا تعظیما له و اجلا لمرتبته. [۴۱۳] «مردم از جاه و جلال حضرت در حیرت و تحسین می شوند، راه را برای وی باز می کنند و برخی که حضرت را نمی شناسند می پرسند، این کیست. که مردم به خاطر جاه جمال و جلالش وی را تکریم و تعظیم می نمایند». [ صفحه ۲۰۰] این موقعیت است که اعتراف می کردند برای حضرت نظیر و بدیل یافت نمی شود، و انک لا تعرف له نظیرا. [۴۱۴] این موقعیت برتر اجتماعی است که مسرف، فرمانده نیروهای تهاجمی یزید به مدینه درباره وی اعتراف می کند، این شخص فردی نیک است که با خویشاوندی و قربی که به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دارد، هیچ تباهی و شر در او مشاهده نمی شود، هذا الخیر الذی لا شر فیه مع موضعه من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مکانه منه. [۴۱۵] . موقعیت اجتماعی آن گونه اوج گرفته که اصلی ترین خطر برای حاکمیت بنی مروان به شمار می رود که حجاج سفاک به عبدالملک می نگارد، اگر پایداری حکومت خویش را می خواهی، باید علی بن الحسین علیه السلام را به قتل رسانی. که عبدالملک در پاسخ وی می نگارد: مارا از ریختن خون بنی هاشم دور دار که حکومت آل ابی سفیان در امواج خون بنی هاشم غرق شد. فجنبنی دماء بنی هاشم و احقنها فانی رأیت آل ابی سفیان لما اولعوا لم یلبثوا الی ان زال الله الملک عنهم. [۴۱۶] . مسرف فرمانده یزید هنگامی که بعد از فاجعه حره علی بن حسین علیه السلام را در محضر وی احضار می کنند، آنچنان ابهت حضرت وی را در وحشت می افکند که ناخودآگاه از جای برمی خیزد و حضرت را در کنار خود می نشاند، وی را احترام می نماید! و هنگامی که از وی می پرسند تو که بر وی بدگویی می کردی، چگونه این همه از وی تکریم نمودی، در پاسخ می گوید این تکریم من ناشی از اختیار و [ صفحه ۲۰۱] اندیشه من نبود، بلکه چون رعب و وحشت مرا فراگرفت و تحت ابهت وی قرار گرفتم، این گونه برخورد نمودم، ما کان ذلک منی لقد ملی ء قلبی منه رعبا. [۴۱۷] . هنگامی که عبدالملک مروان به حج می آید، ازدحام جمعیت به وی اجازه طواف نمی دهد اما موقعیت امام سجاد علیه السلام باعث می شود تا حضرت در کنار وی با شکوه تمام بی اعتنا به عبدالملک طواف انجام دهد که مورد اعتراض عبدالملک قرار می گیرد. [۴۱۸] . این موقعیت بود هنگامی که هشام بن عبدالملک در زمان پدرش به حج می آید، ازدحام انبوه جمعیت به وی اجازه استلام حجرالاسود را نمی دهد. خسته در کناری می نشیند و نظاره گر مطاف می شود. در این هنگام امام سجاد علیه السلام وارد می شود. وی مشاهده می کند که مردم به احترام حضرت کنار می روند و راه را برای وی می گشایند و حضرت براحتی با آرامش کامل طواف می کند و حجر را استلام می نماید. مشاهده شکوه حضرت کینه ی دیرینه را در سینه هشام شعله ور می سازد. به طوری که هنگامی که فردی که حضرت را نمی شناخت از هشام می پرسد این فرد کیست که این گونه از وی تجلیل و احترام می شود، هشام که توان مشاهده آن مناظر را نداشت خود را به کوری و نادانی می زند و می گوید: وی را نمی شناسم! همام بن غالب ابی فراس «فرزدق»، شاعر معروف که در کنار هشام ایستاده بوده به سخن آمده می گوید اگر تو وی را نمی شناسی، من او را [ صفحه ۲۰۲] می شناسم. آنگاه سروده معروف خویش را در مورد حضرت ایراد می کند که به چند بیت آن اشاره می شود: هذا الدین تعرف البطحاء و طأته و البیت یعرفه و الحل و الحرم هذا ابن خیر عباد الله کلهم هذا التقی النقی الطاهر العلم ینشق نور الهدی عن نور غرته کالشمس ینجاب عن اشراقها الظلم مشتقه من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نبعته طابت عناصره و الخیم و الشیم هذا ابن فاطمه (س) ان کنت جاهله بجده انبیاء الله قد ختموا الله شرفه قدما و عظمه جری بذاک له فی لوحه و القلم. [۴۱۹] . «این همان شخصیتی است که سرزمین بطحاء و بیت الله الحرام و حل (بیرون حرم) همگی جای جای قدم های وی را می شناسند. این فرزند برترین بندگان خداست. پرهیزکار و پاک و منزه و سرشناس. پرتوهای رهنمون و هدایت از چهره وی آشکار شده است. همانند خورشیدی که تاریکی ها از پرتو افکنی های وی زدوده می شوند. این همان کسی است که ویژگی هایش از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم سرچشمه گرفته، و تمام وجودش و رگ و پی اش پاک و پاکیزه است. اگر تو وی را نمی شناسی این فرزند فاطمه (علیهاالسلام) است. همان که جد وی حلقه پایانی سلسله پیامبران شد. این همان شخصیتی است که فضایل و برتری های وی را خدای سبحان در لوح محفوظ نگاشته است». هشام از طرح موقعیت سیدالساجدین سخت نگران و خشمگین می شود. از فرزدق می خواهد همانند آن شعرها را درباره هشام نیز انشاد [ صفحه ۲۰۳] کند. فرزدق در جواب وی می گوید جدی همانند جد وی، پدر و مادری مانند پدر و مادر علی بن الحسین علیه السلام بیآور. تا آن گونه که شعر درباره تو بگویم. [۴۲۰] طرح این گفتگو کینه هشام را فزونی می بخشد و دستور می دهد حقوق و مزایای وی را از بیت المال قطع کنند! [۴۲۱] . این موقعیت اجتماعی سید ساجدین است هنگامی که در مدینه به شهادت می رسد انبوه جمعیت در تجهیز و تشییع و نماز حضرت اجتماع می کنند. موقعیت حضرت آن گونه است که تمام مردم شهر و اطراف بیرون می آیند. بر و فاجر در تشییع حضرت حاضر شده، صالح و طالح برای وی دعا می کنند. ندای تکبیر از زمین و آسمان و زمینی ها و آسمانی ها بگوش می رسید. نماز و تشییع جنازه ای که به آن عظمت مدینه به خود ندیده بود، فانه ما رأی مثله. [۴۲۲] . این موقعیت گواه صادق بر ساماندهی تشکل همسوی اهل بیت (علیهم السلام) در زمان امام سجاد علیه السلام است. این موقعیت گواهی می دهد که برتری های عترت از هر سمت نگرها را به سوی خویش معطوف داشته و بزرگ ترین جریان اجتماعی هوادار اهل بیت (علیهم السلام) به همراه حضرت شکل گرفته است. هواداری این جریان بزرگ، فراتر از حد سخن و شعار می باشد. زیرا که انبوهی از آنان تا پای خون عترت را همراهی می نمودند که نمودهای این واقعیت در نهضت هایی همانند نهضت توابین، شورش مدینه، قیام مختار، قیام زید [ صفحه ۲۰۴] بن علی بن الحسین (علیهماالسلام) به خوبی شفاف است، که تا پای جان از آرمان های عترت جانب داری و حمایت می نمودند. گر چه برخی حرکت ها خدشه ها داشتند. این همان تداوم و ساماندهی تشکل همسوی اهل بیت (علیهم السلام) است که از زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پدیدار شد و در زمان عترت توسعه و قوت یافت. این تشکل فراز و نشیب ها پیمود و جلوه هایی از خود شکوفا نمود و البته در برخی موارد آسیب های سختی نیز متحمل شد. بر این اساس حب و علاقه مندی به عترت سراسر کشور پهناور اسلامی را فراگرفته بود. و جمعیت انبوهی که ولایت و امامت حضرت را پذیرا بودند و حتی جمعیتی که امامت حضرت را نمی پذیرفتند، نیز منکر فضایل حضرت نبوده، همگی دوست دار و هواداران حضرت بودند. آنچه شواهد نشان گر آن است همراهی جمعیت انبوهی از مردم با امام سجاد علیه السلام است. همراهی این جمعیت سبب شد تا امام سجاد علیه السلام توانست تشیع را از بزرگترین بحران عبور دهد. امام سجاد توانست دین را از چنگال حزب عثمانیه رها سازد. حضرت با ساماندهی تشکل همسوی اهل بیت (علیهم السلام) توانست موضع مدبرانه در جهت مهار چالشگری های حزب حاکم بگیرد و در برابر بزرگ ترین و خطرناک ترین جریان اجتماعی چالشگر اهل بیت (علیهم السلام) قد برافرازد. امام سجاد علیه السلام با این موقعیت اجتماعی توانست در برابر تلاش های فرهنگی و فساد و تباهی حزب عثمانیه مقابله نماید. فرهنگ دینی [ صفحه ۲۰۵] معنویت را رواج دهد. با این حساب چگونه می توان گفت امام سجاد علیه السلام منزوی بوده و تنها تعدادی انگشت شمار همراه حضرت بوده اند؟! این موقعیت زمینه ساز تلاش های اجتماعی و فرهنگی سید الساجدین علیه السلام می باشد که به تحلیل برخی از آنها می پردازیم.
برگرفته از کتاب امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی نوشته آقای حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *