حوادث، وقایع، هجرت

نهضت توابین زمان امام سجاد

توابین گروهی از یاران حسین علیه السلام بودند که حسین را به سوی کوفه فراخواندند، لیکن در اثر سهل انگاری و خوش باوری از یاری وی سر باز زدند. اینان بعد از شهادت حسین علیه السلام و یارانش سخت از رفتار خویش پشیمان شدند. توابین که داغ حسین علیه السلام آنها را بی قرار ساخته بود از همان روزهای نخست بعد از فاجعه کربلا در صدد جبران رفتار خویش برآمده، بر این اندیشه شدند که انتقام خون حسین علیه السلام را از قاتلان وی به ویژه عبیدالله بگیرند. [ صفحه ۲۵۱] توابین در رسیدن به اهداف خویش دو مانع بزرگ را مشاهده می نمودند. نخست این که آنان رهبری از اهل بیت (علیهم السلام) که بتوانند جمع آنان را ساماندهی نماید، به همراه نداشتند. و به خاطر پیشینه تلخی که آشکار شده بود، هیچ گونه زمینه برای فراخوانی فردی چون علی بن الحسین علیه السلام وجود نداشت. دو دیگر این که حاکمیت استبدادی یزید به وسیله مهره اصلی چون عبیدالله در عراق زمینه هر حرکت اجتماعی را از بین برده بود. با مرگ یزید درس سال ۶۳ مانع دوم برطرف شد. توابین مشکل اول را به گونه دیگر هموار ساختند. آنان از میان خود رهبرانی همانند سلیمان بن صرد خزاعی را برگزیدند و با آن پیمان خون بستند تا انتقام خون حسین علیه السلام را بگیرند. بر همین اساس هزاران نفر در گرد وی جمع شدند. در حدود چهار هزار نفر وفادار از آرمان های خویش تا پای جان حمایت کردند که توسط حکومت مروانیان به شدت سرکوب و تمام آنها از جمله رهبران توابین کشته شدند. [۴۹۷] . این حرکت در سال ۶۵ در زمان امام سجاد علیه السلام پدیدار شد و حرکتی بود که به طور کامل در پیرامون عاقبت آن اندیشه نشده بود. در منابع هم شاهدی دیده نمی شود که رهبران این حرکت با امام سجاد علیه السلام مشاوره نموده باشند. به همین خاطر از دستیازی به اهداف خویش هم ناکام ماندند. در عین حال از آن جهت که یک حرکت خودجوش و نیز پرشور بوده و افراد آن تا این مقدار از مال و جان خود مایه گذشتند، آسیب سختی بر حزب عثمانیه متوجه ساختند. [ صفحه ۲۵۲] اگر این اقدام در زمان امام حسین علیه السلام انجام می گرفت و این گونه از امام حسین علیه السلام حمایت می شد، امام همام به کوفه پایگاه تشیع دستیازی حاصل می نمود. آنگاه اوضاع به گونه ای دیگر گردش می کرد. لیکن این حرکت بعد از شهادت حسین علیه السلام شکل گرفته است و چون به طور کامل در پیرامون و عاقبت آن اندیشه نشده بود، رهبران این حرکت نتوانستند به اهداف خویش برسند و مظلومانه با شمشیر همان عبیدالله کشته شدند. چه بسا امام سجاد علیه السلام در برابر این حرکت سکوت نموده باشد. زیرا زمینه تأیید آن فراهم نبوده است. از جانبی چون رهبران این حرکت همانند حرکت عبدالله بن زبیر اهداف شومی را دنبال نمی کردند، و در حقیقت به دفاع از حق و خون خواهی عترت حرکت انجام داده بودند، هیچ گونه نکوهش نیز از جانب سید ساجدین علیه السلام در مورد حرکت توابین مشاهده نمی شود. آیا سکوت امام نوعی تقریر این حرکت می تواند باشد؟ گرچه حرکت از دستیازی به اهداف اصلی باز مانده است.
برگرفته از کتاب امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی نوشته آقای حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *