امامت و رهبری، حاکمان زمان

ولید بن یزید و جنایاتش

کفر و الحاد در تمام اعمال و رفتار ولید بن یزید دیده میشود. گفتهاند به فرمان وی پیکر زید را پس از چهار سال از چوبهی دار فرود آوردند و سوزاندند.
ولید بن یزید روزی از مصحف شریف فال میگرفت، این آیه آمد.
و خاب کل جبار عنید [۸۹].
و نومید شد هر سرکش حق ناپذیر.
پس مصحف را هدف تیر قرار داد و تیری انداخت تا قرآن پاره پاره شد و آن را مخاطب قرار داد و گفت:
اتوعد کل جبار عنید
فها انا ذلک جبار عنید
اذا لاقیت ربک یوم حشر
فقل لله مزقنی الولید
آیا هر سرکش حق ناپذیر را بیم میدهی، پس آن منم، سرکش حق ناپذیر، چون پروردگارت را روز محشر ملاقات کردی، به خدا بگو ولید مرا پاره کرد.
یک روز دیگر ولید شراب میخورد جرعهای بر مصحف ریخت و این ابیات را سرود.
اتوعدنی الحساب و لست ادری
احق ما تقول من الحساب
فقل لله یمنعنی طعامی
و قل لله: یمنعنی شرابی
تلعب بالبریه هاشمی
بلا وحی اتاه و لا کتاب
آیا مرا به حساب بیم میدهی و نمیدانم آیا آنچه تو از حساب میگویی حق است. پس به خدا بگو: طعام مرا باز دارد و به خدا بگو: شراب مرا باز دارد.
[صفحه ۱۱۲]
هاشمی مردم را بازی داد. بدون وحیی که او را آمده باشد و بدون کتابی. [۹۰].
ولید در حوض مشروب شنا میکرد و میگفت: من از مشروب خوردن با لیوان و بطری سیر نمیشوم. برایم حوض شراب بگذارید.
یکی دیگر از اعمال ننگین او این بود که شبی در اثر کثرت شرابخواری با کنیزی همخوابه شده بود و سحرگاهان که موقع نماز جماعت بود که عمامهی خود را بر سر کنیز نهاد و عبایش را به دوش او انداخت و دستور داد که صورت خود را بپوشاند و به جای او به محراب رفته و نماز جماعت بخواند.
کنیز آلوده با همان حالت مستی و جنابت اطاعت امر نمود و به مسجد رفت و برای آن مردم بدبخت نماز خواند و چون هوا تاریک بود کسی متوجه قضیه نشد، ولی پس از قتل ولید این راز آشکار شد.
در تاریخ الخمیس است که «او برای این امت از فرعون برای قومش سختتر بود».
سید مرتضی در امالی گفته است:
ولید مشهور به الحاد و متظاهر به عناد بود، در کنار گذاشتن و به یک سو نهادن دین از احدی نمیهراسید و از کسی ترسی نداشت. بر این اندیشه بود تا بر بالای بیت الله الحرام قبهای بنا نهاد و در آنجا شراب بیاشامد و بر طواف مردم مسلط باشد.
بنای مجوسی را بالای کعبه فرستاد که به اندازه گیری مواضع ارکان قبه بپردازد که هنوز شب نشده بود خبر قتل ولید رسید.
ولید در جمادی الآخر سال ۱۲۶ به سزای اعمالش رسید و او را کشتند. [۹۱].
[صفحه ۱۱۳]
برگرفته از کتاب بر امام سجاد علیه السلام چه گذشت نوشته آقای محمد حسن موسوی کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *