از دیدگاه سخنوران و محققان

گفتار مورخین و دیگران درباره امام سجاد (ع)

ائمهی اطهار علیهمالسلام که به حکم تاریخ در تمام سجایای اخلاقی، و ملکات نفسانی از همهی مردم برتر و ممتاز بودهاند خواه ناخواه مورد اعجاب و تحسین دیگران قرار گرفته و علاوه بر دوستان و شیعیان حتی دشمنان و مخالفین نیز در موارد مقتضی آنها را ستودهاند زیرا آفتاب وجود آنان بر همگان پرتوافشانی کرده و هر کسی را در تحت شعاع نفوذ معنوی و روحانی خود قرار داده است از این رو پوشیده نمودن فضائل آنان مانند گل اندود نمودن آفتاب است.
دربارهی حضرت سجاد علیه السلام نیز مورخین و دیگران سخنانی گفتهاند که ذیلا به گفتار چند نفر از آنان اشاره میگردد.
ابن سعد در کتاب طبقات خود مینویسد:
کان علی بن الحسین ثقه مأمونا کثیرا للحدیث علیا رفیعا و رعا [۱۰۵].
(علی بن الحسین علیهماالسلام مورد وثوق و امین و کثیر الحدیث بود و مقام بسیار عالی و ارجمند داشت و پارسا و پرهیزکار بود.)
ابن خلکان مینویسد: فضائل زینالعابدین اکثر من ان تحصی [۱۰۶].
(فضائل اخلاقی امام زینالعابدین علیه السلام بیش از آن است که به حساب آید.)
[صفحه ۹۰]
یافعی در مرآت الجنان مینویسد: مناقبه و محاسنه کثیره شهیره [۱۰۷].
(مناقب و محاسن او بسیار و میان همگان شهرت دارد.)
راغب در محاضرات و ابن جوزی در مناقب از عمر بن عبدالعزیز نقل کردهاند که روزی عمر بن عبدالعزیز با عدهای که در نزدش بودند مذاکره میکرد و حضرت سجاد به پا خاست که برود، عمر از آنان پرسید: شریفترین مردم کیست؟ گفتند: شمایید!
گفت حاشا شریفترین مردم این کسی که از نزد من برخاست و او چنان شخصیتی دارد که همهی مردم دوست دارند مانند او باشند ولی او نمیخواهد مثل، هیچ کس باشد [۱۰۸].
زهری گوید: حدثنا علی بن الحسین علیهماالسلام و کان افضل هاشمی ادرکناه [۱۰۹].
(علی بن الحسین علیهماالسلام بما حدیث گفت و او افضل بنیهاشم بود که ما خدمتش را درک کردیم.)
ابونعیم در حلیه الاولیاء مینویسد: ما رأیت احدا اورع من علی بن الحسین [۱۱۰].
(هیچ کس را پارساتر از علی بن الحسین علیهماالسلام ندیدم.)
ابوحازم گوید: ما رأیت احدا افقه من علی بن الحسین [۱۱۱].
(کسی را فقیهتر از علی بن الحسین علیهماالسلام ندیدم).
بنا به نقل شیخ صدوق در علل الشرایع، سفیان عیینه گوید به زهری گفتم آیا علی بن الحسین را ملاقات کردهای؟ گفت بلی ملاقات کردم و کسی را افضل از او ندیدم و به خدا سوگند کسی را نمیشناسم که محبت او را پنهان بدارد یا
[صفحه ۹۱]
دشمنی خود را نسبت به او آشکار کند، از وی پرسیدند که چگونه چنین باشد گفت هیچ کس را ندیدم که او را دوست بدارد مگر اینکه از شدت معرفتش دربارهی فضل و بزرگی وی نسبت به او رشگ برد و اگر دشمن او بوده از شدت ملایمت و حلم امام او هم با امام در دشمنی خود مدارا نماید [۱۱۲].
حضرت سجاد علیه السلام حسن بصری را دید که کنار حجرالاسود مشغول قصه گوئی است.
فرمود: آیا خودت را برای مرگ آماده کردهای؟ عرض کرد: خیر!
فرمود: آیا از اعمالت برای روز قیامت راضی هستی؟ عرض کرد از این هم رضایت ندارم.
فرمود: آیا خانهای غیر از این خانه برای عمل کردن هست؟ عرض کرد: خیر.
فرمود: آیا در روی زمین پناهگاهی غیر از این خانه هست؟ عرض کرد: خیر.
فرمود: پس چرا مردم را از طواف باز میداری؟ سپس رد شد و رفت، حسن به حاضرین گفت تا حال از هیچ کس چنین سخنانی به گوش من نخورده بود آیا این مرد را میشناسید؟
گفتند این زینالعابدین است. حسن بصری گفت: ذریه بعضها من بعض. [۱۱۳].
در عقد الفرید است که ملک روم به عبدالملک نوشت که تو گوشت شتری را که پدرت با آن از مدینه فرار کرد خوردی، با تو جنگ خواهم کرد با قشونی که عدهی آن سه گروه صد هزار نفری است (با سیصد هزار نفر) عبدالملک (درمانده شد و) و به حجاج نوشت که بفرستد نزد زینالعابدین علیه السلام و او را از این
[صفحه ۹۲]
ماجرا بترساند و نتیجه را به او گزارش دهد!
حجاج نامهی عبدالملک را به عرض امام رسانید، حضرت فرمود برای خداوند لوح محفوظی است که در هر روز سیصد لحظه به آن نگاه میکند و نگاهی نمیکند مگر اینکه زنده میکند و میمیراند و عزت دهد و خوار گرداند و هر چه خواهد انجام دهد و من امیدوارم که یک نگاه تنها برای (دفع شر) تو کافی باشد.
حجاج فرمایش امام را به عبدالملک فرستاد و عبدالملک هم به همین نحو به ملک روم پاسخ نوشت، ملک روم چون آن را خواند گفت: ما خرج هذا الا من کلام النبوه [۱۱۴].
(این سخن، سخن پیغمبر است)
[صفحه ۹۳]
برگرفته از کتاب حضرت سجاد علیه السلام نوشته: فضل الله کمپانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *